در جامعهاي که طبق آمار منتشر شده دو -سوم جمعيت به انواع اعتياد دچار هستند، بخشي از اين آمار نيز به دانشآموزان تعلق دارد که اين دانش آموزان ميتوانند باعث ايجاد انگيزه اعتياد در ديگر دانش آموزان شوند. کودکان يا نوجوانان معتاد بيشتر تحت تاثير اعتياد والدين يا نزديکان خود به مصرف موادمخدر روي ميآورند يا اينکه بهدليل کمتوجهي، حضور نداشتن پدر و مادر يا وجود تنشهاي بسيار در خانواده روي به اعتياد ميآورند. معلمان و مربيان مدرسه از آموزشهاي لازم براي چگونگي برخورد با دانشآموزان و بهخصوص دانشآموزان معتاد برخوردار نيستند. همچنين بخش قابل توجهي از معلمان تنها بهدليل نبود شغل به اين کار روي ميآورند. از سوي ديگر نيز بهدليل پايينبودن ميزان دريافتي معلمان امروزه شاهد معيوب شدن نظام آموزشوپرورش هستيم که اين خود زنگ خطري براي آينده دانشآموزان و تعليم و تربيت آنها به حساب ميآيد.بهطور کلي در شرايط اقتصادي حاکم بر کشور که والدين براي تامين هزينههاي جاري زندگي مجبور به انجام چند شيفت کار هستند، چگونه ميتوان انتظار داشت که براي فرزندان خود شرايط مناسبي را مهيا کنند يا اينکه زمان بيشتري را صرف تربيت يا آموزش فرزندان خود کنند که اين مهم ميتواند آزادي بدون نظارت نوجوانان را بيش از هر زمان ديگري فراهم کند. اين مساله يکي از دلايل گرايش نوجوانان به مصرف مواد مخدر است، در بيشتر مواقع خانواده زماني از اعتياد فرزند خود مطلع ميشود که ديگر نميتوان کار چنداني براي آن نوجوان انجام داد. امروزه شاهد افزايش مصرف گل در ميان دانش آموزان هستيم. هرچند برخي از والدين مصرف آن را اعتيادآور نميدانند و حتي نوجوانان در خانواده به راحتي اقدام به مصرف اين ماده مخدر خطرناک ميکنند. بهطور کلي مصرف بيش از اندازه هر چيزي اعتيادآور است و اين طرز فکر اشتباه است، چراکه طبق آمار موجود امروزه بسياري از افراد از طريق مصرف گل سمت مصرف مواد مخدر ديگر کشيده ميشوند. آنچه مسلم است ترک دادن افرادي که معتاد ميشوند، به اين راحتي نيست، امروزه در جامعه بهرغم وجود کمپهاي ترک اعتياد متعدد باز هم شاهد مصرف مجدد معتادان هستيم، چراکه بعد از ترک، فرد معتاد دوباره به همان خانواده يا اجتماع باز ميگردد. در اين ميان هيچ شرايطي تغيير نکرده است. بهعنوان مثال چگونه ميتوان انتظار داشت که افراد تحت درمان قرار گرفته تب مالت با مصرف دوباره شير آلوده به تب مالت مبتلا نشوند؟ مواد مخدر نيز به همين منوال است، زماني که معتاد در کمپها ترک ميکند ، اما دوباره به همان خانواده و اجتماع با شرايط قبلي باز ميگردد. از اينرو آمار معتاداني که بهطور کامل از مصرف موادمخدر دست ميکشند، تنها سه-چهاردرصد است و در مقابل بيشتر معتادان تنها طي شش ماه - يکسال پاک هستند. اگر بخواهيم اعتياد را بهطور کامل برطرف کنيم، بايد دلايل آن را شناسايي و به رفع آن بپردازيم، به عبارت سادهتر عواملي که زمينهساز گرايش افراد به مصرف موادمخدر است را بهطور کامل شناسايي کنيم و برنامهريزيهاي کارشناسي لازم را در اين خصوص نيز انجام دهيم. بهعنوان مثال فرد 15 سالهاي که اقدام به مصرف مواد مخدر ميکند، تنها مدت کوتاهي نيست که گرايش به مصرف پيدا کرده است، بلکه او 15 سال است که زمينهها و دلايل مصرف مواد مخدر را دارد. بنابراين نميتوان تنها چند سال از زندگي او را مورد بررسي و تحقيق قرار داد.