در سالهاي اوليه دهه شصت در راديو از مداحان و مداحيها استفاده نميشد. آن موقع اصلا رسم نبود که مراسم روضه خواني و مداحيها را از راديو و يا تلويزيون پخش کنند. صداي شيخ حسين انصاريان آن روزها خيلي در ميان مذهبيها در بورس بود. شخصا هم خيلي صدايش را دوست داشتم. در آن ايام کلي کار از ايشان در استوديو ضبط کرديم. معمولا با عدهاي از همراهانش ميآمد و در استوديو مثل اينکه در مسجد است، با همراهي و پا منبري بقيه برنامه ضبط ميکرديم. وقتي هم نوار تمام ميشد، همه استپ ميدادند و وقتي نوار بعدي گذاشته ميشد با همان حرارت و حال دعا، با دوستان برنامه را ادامه ميدادند. فهم اينکه در ايام جنگ و سالهاي اوايل بعد انقلاب چقدر معنويت در جامعه زياد بود و برنامههاي مذهبي ما يکي از پرشنوندهترين برنامهها بود، شايد براي خيلي از افراد نسلهاي جديد دشوار باشد. يکي از خاطرات به يادماندنيام در اين مورد مربوط به وقتي است که در بحبوحه جنگ شهري، آقاي هاشمي رفسنجاني فرمانده جنگ بود. در يک خطبهاي در اول ماه رمضان از مردم خواست که براي پايان موشک پراني و جنگ شهري و نشان دادن روحيه مقاوم، آن سال روز قدس متفاوتي ايجاد کنند. تمام فعاليت تبليغاتي ما بر اين مساله متمرکز شد. شب جمعه قبل از قدس زنگ زدم به آقاي شيخ حسين انصاريان. شبهاي جمعه در مهديه دعاي کميل خوانده ميشد و خيابان ولي عصر از کثرت جمعيت بسته ميشد. ايشان را نيم ساعتي قبل از شروع برنامه تلفني در دفتر مهديه پيدا کردم. گفتم هفته آينده شب قدس سرنوشتساز است. ميخواهيم دعاي کميل شما را پخش کنيم و ميدانيد که چقدر موثر است. از ايشان خواهش کرديم که دعاي کميل آن هفته را جوري بخواند که انگاري در هفته بعد خوانده ميشود و ما در شب قدس داريم برنامه دعاي کميل را زنده پخش ميکنيم. ايشان هم سنگ تمام گذاشت. بعد دعا با هم صحبت کرديم. ميگفت کلي يادداشت وسط برنامه به من دادند که روز قدس هفته بعدي است و اينکه شما ميگوييد فردا در راهپيمايي شرکت ميکنيم اشتباه است. ولي معظمله به روي خودشان نياورده بودند. صداي شيخ حسين انصاريان از برنامههاي پر مخاطب در کشور و به خصوص در جبههها بود. شبهاي جمعه از تمام سنگرهاي خط مقدم از راديو دعاي کميل پخش ميشد و خيلي از بلندگوهاي مناطق جنگي نيز دعاي کميل پخش ميکردند.