آرمان ملي: تا چندي پيش اين سؤال وجود داشت که اختلاف نظر ميان اصلاحطلبان بر سر شيوه مواجهه با مسأله انتخابات به کجا خواهد رسيد و در نهايت کدام يک از شيوههاي پيشنهادي به عنوان شيوه اصلي جريان اصلاحات در انتخابات يازدهمين دوره مجلس به کار بسته خواهد شد؛ گروهي از «مشارکت مشروط» سخن ميگفتند و در مقابل برخي ديگر از فعالان سياسي اصلاحطلب، حضور فعال و بيقيد و شرط اين جريان سياسي در انتخابات را نوعي تکليف و وظيفه ميدانستند. ايده مشارکت مشروط ايدهاي است که با توجه به شرايط خاص انتخابات در ايران طرح شده تا به وسيله آن اصلاحطلبان خود را از حضور بينتيجه در قدرت حفظ کنند و گزينههايشان براي انتخابات به حضور موثر يا عدم حضور محدود شود. بر اساس اين ايده اصلاحطلبان معتقدند تنها زماني بايد پا به عرصه انتخابات گذاشت که اولا امکان ورود نيروهاي درجه اول جريان وجود داشته باشد و در ثاني حضور جريان اصلاحات بتواند دردي از مردم دوا کند. مبدعين اين ايده معتقدند حضور بينتيجه در قدرت ميتواند مردم را از روند اصلاحات نااميد کند. از سوي ديگر برخي گروهها و احزاب، اصلاح را گره خورده به انتخابات توصيف ميکردند و هشدار ميدادند که قهر با انتخابات در طول تاريخ همواره به ضرر جريانات اصلاحطلبانه تمام شده است. نشست اخير مجمع روحانيون مبارز و شوراي عالي سياستگذاري تکليف اين موضوع را روشن کرد و در نهايت مقرر شد که اصلاحطلبان بدون هيچ قيد و شرطي در انتخابات حضور يابند. محمدعلي ابطحي، عضو مجمع روحانيون مبارز در خصوص مباحث مطرح شده در نشست مشترک با شوراي عالي گفت بر اين مساله تاکيد شد که اصلاحطلبان بدون در نظر گرفتن بررسي صلاحيتها در انتخابات شرکت خواهند کرد. او همچنين تأکيد کرد که مقرر شده اصلاحطلبان تنها به معرفي نامزدهاي اصلاحطلب اهتمام ورزند؛ چرا که عملکرد اصولگرايان ليست اميد چندان مناسب نبوده و بايد چارهاي براي اين منظور انديشيده شود. اين عبارات به آن معني بود که عملا اصلاحطلبان تصميمي براي ائتلاف ندارند و هدفشان حضور غير ائتلافي در انتخابات است؛ مسألهاي که با توجه به واقعيات موجود در انتخاباتهاي ايران، بعيد به نظر ميرسد.
ائتلاف از سر ناچاري
معصومه ابتکار، معاون رئيسجمهور در امور زنان و خانواده که سابقه حضور در کابينه اصلاحات را نيز داراست درباره مسأله حضور غير ائتلافي در انتخابات ميگويد: «امروز بسياري از نيروهاي صرفا اصلاحطلب با جريان اعتدال همگرايي زيادي دارند، با اين وصف اينکه بگوييم ما با نيروي صرفا اصلاحطلب يا صرفا اصولگرا يا اعتدال روبهرو هستيم اين طور نيست و در بسياري از موارد اين مرزها و خط کشيها تغيير کرده است». او معتقد است اصلاحطلبان در نهايت باز هم به سمت «ائتلاف با اعتدال گرايان» خواهند رفت و از سران اصلاحات ميخواهد که نگاهشان منطبق بر واقعيات جامعه باشد. ابتکار تأکيد دارد: «ما در نهايت باز هم به سمت ائتلاف خواهيم رفت به دليل واقعيتها، شرايط و محدوديتهايي که اعمال ميشود، بايد بپذيريم که واقعيتها در صحنه عمل چيز ديگري است؛ با همه اين اوصاف نکته مهمي که نبايد از نظر دور داشت اين است که بايد کماکان در انتخابهايمان دقت کرده تا بهترين انتخابها را داشته باشيم. البته نکته مهمتر از انتخاب اين است که احزاب، گروهها و جريانهاي سياسي اعم ازاعتدال و اصلاحات وقتي فردي را معرفي کرده و اعتبار يک جريان سياسي را پشت او قرار ميدهند بايد درادامه راه مرتب عملکرد، اقدامات و رويکردهاي او را رصد وارزيابي کنند؛ متاسفانه رها کردن نيروها و اينکه افراد به دليل مشکلات، امتحانها و تطميع بخواهند از مسير مردمداري و عدالتخواهي منحرف شوند آسيبزاست و هيچ فرقي هم نميکند که اين فرد از جريان اعتدالي،اصلاحطلب يا ساير جريانها باشد زيرا ما را از اهداف و آرمان و مردم دور کردهاست».
آسيبهاي ائتلاف
ائتلاف جريانهاي سياسي براي پيروزي در انتخابات پارلماني امري مرسوم در جهان است و بر اصلاحطلبان نيز حرجي نيست اگر با نيروهاي ميانهرو جريان رقيب ائتلاف کنند، با اين وجود برخي مسائل در کشور ما سبب ميشود که ائتلاف نتيجهاي فراتر از آنچه در مجلس دهم شاهدش بوديم نداشته باشد. يکي از اصليترين ايرادات اين نوع ائتلاف، چرخش مواضع نمايندگان پس از انتخاب و براي منافع است. در صحبتهاي معصومه ابتکار نيز مطرح شد که لازم است افراد معرفي شده مورد نظارت مستمر قرار گيرند اما مشکل آنجاست که به دليل نبود ساختار حزبي در کشور، چنين امکاني در واقعيت وجود ندارد و فضاي غيرحزبي انتخابات سبب شده تا نظارت حزبي عملا بيمعنا باشد. طي سالهاي اخير نيز تلاش اصلاحطلبان در دولت و مجلس براي تغيير قانون انتخابات و حزبي شدن انتخابات مجلس شوراي اسلامي به جايي نرسيده و بعيد هم هست که تا انتخابات 98 چيزي در اين ميان تغيير کند. در نتيجه اصلاحطلبان بايد به دقت اوضاع را تحت نظر داشته باشند تا از يک سو در چاه ويل اتحاد با افراد نالايق نيفتند و از سوي ديگر اعتبار خود را نزد مردم از دست ندهند.