گاهي پيش ميآيد کتابي به دستمان ميرسد که نه برنامهاي براي خواندنش داشتهايم و نه شناختي از مولفش. اما به ناگهان پس از خواندن چند صفحه از آن، شگفتزده ميشويم. انگاري کشف تازهاي برايمان رخ داده. مجموعهداستان «آرامگاه لنين» از فاضل اسکندر نويسنده روسي(با تباري ايراني و آبخازي) از جمله اين کتابهاست. مجموعهداستاني که با ترجمه زهرا محمدي، توانسته رواني و سادگيهاي عمقدار داستانها را به خواننده منتقل کند.
هريک از داستانهاي فاضل اسکندر در «آرامگاه لنين» بدون هيچ تکلف و خودنمايي نشانگر تجربيات حسي ـ دروني نويسندهاي است که به سادهترين شکل روايي، مصائب و مشکلات انساني زمانه خود را با نگاهي طنزآميز به تصوير بکشد. بيشک موقعيت زيست منطقهاي او در اين تجربهها نقش داشته و در شکلگيري اين آثار موثر بوده است. از اينرو نقش دوران کودکي اسکندر در روستاي چِگُم شهر آبخازي در داستانهاي اين مجموعه بسيار پررنگ و تاثيرگذار است. نويسنده هوشيارانه از فضاي کودکي در آثار خود استفاده برده و بسياري از مسائل، مشکلات پيچيده و مبهم را با حالوهوا و درک اين دوران مطرح کرده است.
شايد بتوان بهعنوان مثالي قابلتوجه مهمترين داستان اين مجموعه را «ميوه ممنوعه» دانست؛ داستاني که حاصل دغدغهها و رنجهايي بوده که مولف و همنسلانش از سر گذراندهاند و حال به شکل نشانهوار و فشرده در اين داستان به تصوير کشيده شده. دغدغهها و رنجهايي که بيش از هرچيز حاصل رفتارهاي والدين نسبت به فهم و درک کودکان است و تاثير همين رفتارها در آينده کودکان به بروز آسيبهايي جدي منجر ميشود. از اين حيث ميتوان قرابت رفتاري بسياري در ديگر سرزمينهاي نزديک به آبخازي ـ محلي که در آن دوران کودکي فاضل اسکندر سپريشده ـ احساس کرد.
منعکردن کودک از انجام يک کار در ظاهر و حسرت و وحشتي که از همين مساله در باطن او بهجا ميماند؛ درنهايت موجب نگاه بدبينانهاي از جانب پسر به مادر و خواهرش ميشود. فشاري که پسر خانواده از نزديکشدن و انجام آن کار در طول روايت داستان از خود نشان ميدهد ناشي از وضعيتي است که از سوي بزرگان خانواده اعمال شده. اما در انتها پسر با تماشاي مخفيانه انجام همان کار از سوي خواهر در نزد مادر، به يک انفجار دروني ميرسد و تمامي دلبستگيهاي اعتقادياش فروميريزد.
فاضل اسکندر در همين داستان کوتاه «ميوه ممنوعه» با بهرهگيري از ويژگي طنز تلخ که رويکردهاي انتقادي دارد نشان ميدهد که احاطه و تسلط قدرت بر فرد، از خانواده که کوچکترين نهاد اجتماعي است آغاز ميشود و همين امر به مرور زمان به شکلگيري چگونگي روابط افراد با يکديگر منجر ميشود. همين امر يکي از مهمترين ويژگيها و شاخصههاي داستانهاي فاضل اسکندر در مجموعه داستان «آرامگاه لنين» است. ويژگياي که نويسنده با استفاده متبحرانه از آن توانسته برخي از مفاهيم و نظرگاههاي تندوتيز انتقادي را به راحتترين شکل ممکن به تصوير بکشد.