شيخ نور دوباره به وادي سياست بازگشته است و از کرامات تازه او ميتوان به انسجام و همبستگي جريان اصلاحطلب و بهاصطلاح خط چپ امامي اشاره نمود. يحتمل حضور قاطع شيخ نور در انتخابات پيشرو مهم و کليدي است؛ همانجا که جريانات به سردرگمي و بنبست سياسي مبتلا ميشوند و ميتوانند معادلات سياسي را تنظيم کنند. بعد از آن مناظره معروف انتخاباتي 88 و راهاندازي ادبيات غيرمتعارف «بگمبگم» که احمدينژاد به راه انداخت و از طريق رسانه ملي تهمتهايي به او و خانوادهاش زد، با پيشهکردن تقواي سياسي طي طريق کرد و از صحنه سياست دوري گزيد و از آن ايام تاکنون مرد در غبار سياست و در لفافه تئاتر سياست لقب گرفت. شيخ نور در هفته گذشته پس از غيبتي 10ساله با دعوت اعضاي جامعه روحانيت مبارز در جلسه اين نهاد حاضر شد. وي که در جلسات مجمع هم حاضر نميشد در شهريور 98 در اين جلسات هم حضور يافت. گرچه جريان دلواپس و جريان انحرافي و عليرضا زاکاني از بازگشت او خرسند نيستند و دچار اضطراب شدهاند. وقتي در شرايط صعب و روزگار نابسامان تحريم، دولت باوجود ديپلماسي فعال و راهبردي به انفعال در اقتصاد و معيشت مردم متهم ميشود و همه تيرها به سمتش نشانه گرفته ميشود بازسازي اعتماد رفته دشوار اما ممکن است و در اين بين بهترين موضع همبستگي و اتحاد اصلاحطلبان و نه منفعتطلبان قدرتخواه فرصتطلب از همه مهمتر است. اگرچه فراکسيون اميد در مجلس دهم انتظارات را برآورده نکرد اما همچنان از راهبرد اصلاحطلبي دفاع ميکند؛ همان اصولي که اصلاحطلبان شناختهشده تحتعنوان «سياستورزي اصلاحطلبانه» اعلام نموده بودند. در اين استراتژي از سياستورزي در برابر سکون دفاع ميشود و از اصلاحطلبي در برابر انفعال و اين قضيه براي آن دسته و طيف خاکستري آراي خاموش است. در واقع بعضي از افراد شناسهدار در اين وادي همچون عرصه گفتماني، به نوعي سلبيگرايي تن دادهاند و اين براي وضعيت موجود سازگار و خوشايند نيست، مرزبندي از دو وجهه هم با کساني که سکوت پيشه کردهاند و هم با کساني که تاکتيکهاي راديکالتر و يا محافظهکارانهتر نسبت به اصلاحطلبي در مدل شناختهشده 92 به بعد را تعقيب ميکنند. همان پرسش شاخص که سعيد حجاريان تئوريسين اصلاحطلب آن را مطرح نمود. شايد بهترين مصداق و مدعا براي اين مساله که تفکيک و تمايز آن را با ديگر طيفهاي سياسي نشان ميدهد، رويکردي بود که در انتخابات مجلس هفتم عيان شد. چه عملکرد اصلاحطلبان و ائتلافي که منتهي به جريان اعتدال شد و از درون آن هماي اميد «فراکسيون اميد» در بهارستان متولد شد را بپذيريم و چه بر آن نقد داشته باشيم، وضعيت پيچيده کنوني با حل مساله و تغيير رفتار درست ميشود، در واقع ميشود گفت که اين واقعيت قابل سرپوشنهادن و کتمان نيست که سران و نخبگان حزبي اصلاحات در کار ارائه تحليل سياسي و پيشنهادهاي راهبردي قدرت مانور و توانمندي بيشتري دارند تا مهندسي اجتماعي و تبيين هويت و بهويژه تعيين پايگاه که در شرايط کنوني و مسائل تحريمي که جامعه با آن اين روزها دستوپنجه نرم ميکند. بهترين کار ممکن انسجام و همبستگي حول محور اتحاد و عدم سکون و بازگشت به راهکارهاي بيات و مندرس گذشته است.