بستن

ورود کوکب‌خانم به ورزشگاه

ورود کوکب‌خانم به ورزشگاه
مهرداد نعیمی

کوکب‌خانم، سي‌وپنج‌ساله، زن خونگرمي بود و ده‌سال پيش با سيامک ازدواج کرد و ظاهرا از زندگيش راضي بود. سيامک اوايل زندگي هيچ‌چيز نداشت اما خيلي‌زود ميليونر شد. از قديم گفتن پشت سر هر مرد موفق زني ايستاده متعجب و مبهوت که از خودش مي‌پرسد اين بي‌استعداد چطوري اصلا موفق شد؟ سيامک فقط فکر مي‌کرد که با مغزش فکر مي‌کند! او اصلا باهوش نبود. شنيديد بعضي‌ها مي‌گن مِهر فلاني ناخودآگاه به دل آدم مي‌شينه؟ خب... در مورد سيامک به کل اين جمله رو فراموش کنيد! با سه چارک عسل هم قابل خوردن نبود... ولي به ما چه؟ مهم اين بود که کوکب ظاهرا از زندگي‌اش راضي بود.

کوکب، زن پاکيزه و باسليقه‌اي بود. هميشه سطل شير رو در جاي خنک نگه مي‌داشت و سطل ماست رو جدا، سطل کشک هم جدا، کوکب هر روز از شير گاو چيزي درست مي‌کرد. گاهي بهش مايه‌ ماست مي‌زد و گاهي از شير گل‎آلودش کره مي‌گرفت. حالا ما خيلي با مسائل لبنياتي کوکب‌خانم کاري نداريم. نکته اين بود که محال بود که کوکب به جز شوهرش با شخص ديگري فوتبال تماشا کند. سيامک مي‌گفت اون‌وقت مردم چي مي‌گن؟ امروز بري استاديوم، لابد فردا هم مي‌خواي ورزشکار بشي و سفرهاي خارجي هم با تيم بري و بياي. يهويي فردا بيا جلوي نامحرم گلدوزي هم بکن ديگه... کوکب، کلا براي محکم‌کاري در برابر مردم عادي ظاهر نمي‌شد.

سيامک از همان روز اول فقط يک قانون براي کوکب گذاشت و در باقي مسائل او را کاملا آزاد گذاشت. تنها قانون سيامک اين بود که کوکب نبايد با هيچ‌يک از دوستان سابق، فعلي يا آينده در ارتباط باشه و بايد تمام پيج‌هاش رو «دي‌اکتيو» کنه و شماره‌ موبايلش رو عوض کنه و اين شماره جديد رو به‌غير از مادرش به کسي نده و بي‌خيال تحصيل و کار و اينترنت و باقي چيزها بشه. کوکب دلش نمي‌خواست همين يک قانون ساده را زير پا بگذارد، چون سيامک از آن دسته مردهاي مهرباني بود که معتقدند مجادله بحثي است که در آن قطعا حق با شماست اما همسرتان هنوز منطق شما را درک نکرده!

تنها علاقه و سرگرمي کوکب‌خانم فوتبال بود و رفتن به ورزشگاه مهمترين آرزويش بود. سيامک هم که دوست نداشت همسرش در هيچ فضايي با مردان غريبه زير يک سقف قرار بگيرد، زيرپوستي خوشحال بود که استاديوم رفتن خانم‌ها ممنوع است و لازم نيست اين را هم به محدوديت‌هاي کوکب‌خانم اضافه کند و مي‌تواند به همان يک محدوديت بسنده کند.

تا اينکه ورود زنان به ورزشگاه در بازي ايران و کامبوج آزاد شد و کوکب دو پايش را کرده بود توي يک کفش پاشنه‌بلند‌، که بايد بازي ايران و کامبوج را در استاديوم تماشا کند. سيامک با برادر خواهرهايش تماس گرفت و مخفيانه همه را به منزل دعوت کرد تا حضور مهمان‌ها باعث شود کوکب در خانه بماند. اما خب بازي‌هاي بعد چه؟ نمي‌شود هر بار مهمان دعوت کرد که. سيامک کلي فکر کرد و سرانجام تصميم گرفت به کوکب يک امتياز بدهد و به جايش حق ورود به استاديوم را از او بگيرد. در واقع به او اجازه داد يک اکانت اينستاگرام بسازد. به شرطي که پيج را پرايوت کند و به جز خود سيامک فالوئر و فالوئينگي نداشته باشد. در حال حاضر کوکب هزار و دويست تا عکس در اين پيج آپلود کرده و خودش شب‌ها که آقا سيامک به خانه مي‌آيد، با گوشي او عکس‌هاي خودش را فول‌لايک مي‌کند و اين‌جوري عشق‌شان بيش از پيش تحکيم مي‌شود و کوکب هم قول داده ديگر حرفي از استاديوم نزند. گرچه محدوديتي که براي همه زن‌ها باشد يک درد دارد و محدوديتي که فقط براي زن وضع شود، هزار درد دارد...

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی