همه ما در جامعه صنعتي و مدرن امروز شاهد تلاش بيوقفه عزيزانمان هستيم که براي داشتن پايگاه اجتماعي بهتر، درآمد بالاتر و امکانات رفاهي زندگي، گاه از سلامت جسماني و رواني خود غافل ميشوند.برخي براي کسب آسايش بيشتر آرامش خود را هزينه ميکنند، آيا داشتن شرايط اجتماعي ايدهآل ميتواند تضميني براي سلامت روان و کيفيت زندگي بالا باشد؟ عواملي که در کيفيت زندگي بررسي ميشود شامل سه بعد جسماني، رواني و اجتماعي است.نقص و بد عملکردي هرکدام عدم رضايت از کيفيت زندگي را در پي خواهد داشت.افراد داراي سلامت روان به بهداشت فردي، آراستگي، تغذيه، ورزش، روابط دوستي مسالمتآميز، مديريت بحران، حل مساله، تحصيل، داشتن شغل و کسب درآمد درست اهميت ميهند و در نتيجه در راستاي ارتقاي کيفيت زندگي خود تلاش ميکنند.افرادي که احساس غم و بيلذتي، کارهاي نيمهتمام، نداشتن برنامه وهدف مشخص در زندگي، شکست در روابط عاطفي،عدم رابطه مسالمتآميز با خانواده و اقوام و دوستان از کيفيت زندگيشان رضايت ندارند و سير نزولي در رضايتمنديشان از زندگي ديده ميشود.همانطور که اشاره شد براي بهبود و ارتقاي کيفيت زندگي بررسيهاي بيولوژيک، روانشناختي و اجتماعي ضروري است. درصورتي که احساس ميکنيد برخي افکار و رفتارها و خلق شما در روابط و عملکرد اجتماعيتان مشکلاتي ايجاد ميکند و کيفيت زندگي مطلوبي نداريد با مراجعه به روانپزشک متخصص به درمان خود اقدام کنيد.بسياري از مشکلات خلقي و رفتاري با دارو درماني و روان درماني قابل اصلاح است پس از اقدامات دارو درماني با درمانهاي شناختي تغيير نگرش ورفتار ودر نهايت تغيير در سبک زندگي خواهيد داشت و از زندگي کار درروابطتان لذت خواهيد برد.از سوي ديگر داشتن کيفيت زندگي خوب در گرو سلامت جسم و روان است و از اين دو مهم غافل نشويم.