آرمان ملي- مرتضي رفيعي: بر اساس نظرسنجي که رويترز انجام داده اکثر دموکراتها خواستار استيضاح «دونالد ترامپ» رئيسجمهور آمريکا بوده حتي اگر اين موضوع باعث تضعيف شانس پيروزي دموکراتها در انتخابات 2020 شود. بر اساس اين نظرسنجي، حاميان استيضاح ترامپ همچنان بدون تغيير باقي مانده و همانند هفته پيش 45 درصد آمريکاييها از استيضاح حمايت ميکنند. البته حمايت دموکراتها از استيضاح افزايش يافته است. مخالفان استيضاح نيز کاهش دو درصدي داشتهاند و به 39 درصد رسيدهاند. در ميان کساني که خود را دموکرات ميدانند 79 درصد اعلام کردهاند که ترامپ بايد استيضاح شود که 5 درصد بيشتر از نظرسنجي انجام شده در بازه زماني 26 تا 30 سپتامبر ميباشد. همچنين فقط 12 درصد از جمهوريخواهان از استيضاح حمايت ميکنند. و از هر 3 نفر مستقل يکي از استيضاح رئيسجمهور آمريکا حمايت ميکند که در مقايسه با هفته پيش تغييري نداشته است. در اين نظرسنجي مشخص شده است که دو نفر از هر سه نفر دموکرات معتقدند که کنگره بايد استيضاح ترامپ را پيگيري کند حتي اگر اين موضوع باعث به تاخير افتادن تلاشها براي تصويب قوانيني شود که ممکن است به نفع شرکت کنندگان در نظرسنجي باشد. از سوي ديگر 55 درصد دموکراتها گفتهاند که سران حزب آنها بايد استيضاح را به پيش ببرند حتي اگر اين موضوع روندي طولاني و هزينهبر باشد و ممکن باشد که شانس آنها براي پيروزي در انتخابات رياست جمهوري 2020 را تضعيف کند. به منظور بررسي اين موضوع «آرمان ملي» گفتوگويي را با مهدي ذاکريان استاد دانشگاه انجام داده که در ادامه ميخوانيد:
طبقتازهترين نظرسنجي دموکراتها خواستار استيضاح ترامپ هستند. آيا ميتوان استيضاح ترامپ را در کنگره جدي دانست؟
به نظر ميرسد احتمال استيضاح در اين چارچوب که به برکناري ترامپ منجر شود بسيار ضعيف است. اين مساله بيشتر يک فشار سياسي است که در نهايت در مبارزات انتخاباتي موقعيت ترامپ را در برابر دموکراتها تضعيف خواهد کرد. همچنين احتمال کنار کشيدن ترامپ پيش از انتخابات نيز ضعيف است. اما در هر حال کليد خوردن مساله استيضاح ترامپ فارغ از نتيجه منجر ميشود آن کساني که به قانون اساسي آمريکا اعتقاد دارند که عموم مردم اين کشور هستند به اين باور برسند که ترامپ از سوگند رياست جمهوري عدول کرده است چون ترامپ در همکاري با يک دولت خارجي در مبارزات انتخاباتي بر عليه رقيبش بوده است. بنابراين اين مساله موجب ريزش بخشي از آراي وي خواهد شد. اما آن چيزي که مسلم است در موضوع حمايت از ترامپ، در ميان جمهوريخواهان شکافي بهوجود نيامده در نتيجه نبايد اين نکته را فراموش نماييم.
با توجه به آنکه بر اساس اخبار منتشر شده نخست وزير پاکستان قرار است به درخواست عربستان سعودي به تهران سفر نمايد. آيا کاهش تنشي را که عربستان دنبال ميکند تاکتيکي و يا استراتژيک است؟
آنچه که روشن است سعوديها به هيچ يک از اهدافشان در منطقه تاکنون دست پيدا نکردهاند. بنابراين سعوديها در حال حاضر در وضعيت ضعف قرار دارند. در نتيجه اين مساله که آنها بهصورت بنيادين به دنبال کاهش تنش با ايران باشند بعيد به نظر ميرسد. اما بهطور قطع سعوديها به دنبال خروج از مشکلات و معماهاي پيش روي خودشان هستند. مشکلات ايران و عربستان بنيادين است. بنابراين هر دو کشور نيازمند گفتوگو و پس از آن همکاري هستند. ما تجربه خوبي در دوره دولت اصلاحات داشتيم که در آن زمان آغازي بود براي کاهش تنشها و همکاريهاي راهبردي ميان تهران-رياض، در حال حاضر در وضعيت موجود نيازمند آنيم تا از پتانسيلهايي که ميان روابط ايران و عربستان وجود دارد استفاده نماييم. بسياري از اين پتانسيلها ممکن است که در بخشي از منافع ملي کشور از ديدگاه برخي از مسئولان سودمند نباشد اما در اين موضوع آنها تواناييهايي دارند که ميتوان از اين تواناييها استفاده کرد که بخشي از اين تواناييها در داخل و بخشي در خارج است. به نظر ميرسد ميتوان از اين تواناييها براي ايجاد همکاري و گفتوگو ميان طرفين استفاده کرد. به گونهاي که ديگر نياز به ميانجيگري نخست وزير پاکستان نباشد. يکي از خطاهايي که در داخل وجود دارد اين است که از ظرفيتهاي دروني نظام استفاده نميگردد بلکه به طرفهاي بيروني رو ميآوريم، طرفهاي بيروني هم براي رضايت ملت ايران عمل نميکنند بلکه آنها براي کسب منافع خودشان پا جلو ميگذارند تا از اين ميانجيگري سودي را از سوي سعوديها و ايران به جيب ملت خودشان بريزند.
نيروهاي نظامي ترکيه از ورود به خاک سوريه چه اهدافي را دنبال ميکنند؟ همچنين با توجه به توافق ميان ترکيه و آمريکا، آيا ايالات متحده به دنبال خروج از سوريه است؟
اين مسالهاي است که از چند سال پيش آمريکاييها آغاز کردند. مساله خروج آمريکا از افغانستان، عراق و تدام آن نيز در مساله سوريه متبلور شده است. ترامپ رسما اعلام کرد تداوم حضور نيروهاي نظامي آمريکا در منطقه هيچ نتيجهاي جز هزينه در بر نداشته و ندارد.
با توجه به وضعيت نامشخص پيش روي بوريس جانسون در رابطه با برگزيت، در درجه اول سرانجام خروج بريتانيا از اتحاديه اروپا چه خواهد بود؟ در درجه دوم آينده جانسون چه خواهد شد؟
در اروپا دو جناح وجود دارد جناح اول اروپاي قارهاي و جناح دوم اروپاي آتلانتيکگراست. بريتانيا بهصورت سنتي همواره آتلانتيکگرا و نگاهش به سمت آمريکاييها بوده است. بنابراين در مساله خروج بريتانيا از اتحاديه اروپا آن مسالهاي که مطرح بوده اين است که سياست بريتانيا با اروپاي متحد يکسان نيست. در نتيجه بريتانيا با اروپا در يک تعامل، همانند تعامل بلژيک با اتحاديه اروپا نخواهد بود. نکته دوم در سياست خاورميانهاي بريتانيا هيچ وقت تحت تاثير سياستهاي اروپا نبوده است بلکه تحت تاثير سياستهاي خاص خود بوده است و بهصورت سنتي متحد ايالات متحده آمريکا بوده و همانها را دنبال ميکرده است. منهاي موضوع برجام که بريتانياييها با اروپاييها همکاري کردند، نه با آمريکاييها. به گونهاي که حتي بوريس جانسون هم معتقد بود برجام بايد حفظ گردد.