آرمان ملي- مطهره شفيعي: باز هم زنگ خطر دلواپسان به صدا درآمد و آنها که اين روزها دلخور از شکست پروژه منع ورود زنان به ورزشگاهها هستند براي جبران اين ناکامي، ذرهبين خود را بر فعاليت زنان و نهادهاي مختص آنها تنظيم کردند تا شايد بتوانند با فشار و روشهاي مرسوم خودشان نتيجهاي خلق کنند تا اگر شکست در جلوگيري از ورود زنان به ورزشگاه را به آنها يادآور شدند بلافاصله مدعي پيروزي پس از شکست شوند. از جمله اقدامات دلواپسان، سياه نمايي درباره مهماني بود که ميخواست با دعوت دانشگاه الزهرا (دانشگاه دخترانه) به ايران سفر کند و ديروز فارس نوشت: «وزارت علوم اخيرا با قرار دادن اطلاعيهاي در سايت خود از برگزاري همايش «اقتصاد جهاني و تحريمها» با سخنراني «جفري ساکس» خبر داده بود اما ديروز سخنراني «جفري ساکس» که قرار بود در دانشگاه الزهرا برگزار شود، لغو شد.» اين ادعا از سوي دبير انجمن اسلامي دانشگاه الزهرا با ترديد مواجه شد. چنانکه تيموري گفت: «احتمال اينکه خبر لغو سخنراني جفري ساکس صحت نداشته باشد و در راستاي فريب افکار عمومي باشد، وجود دارد.» وي افزود: «پس از پيگيريهاي تشکلهاي دانشجويي و از جمله انجمن اسلامي دانشجويان از طريق حراست دانشگاه الزهرا اعلام شد که سخنراني جفري ساکس به صورت ويدئو کنفرانس خواهد بود با اين وجود پس از واکنشهايي که توسط تشکلهاي دانشجويي و نهاد نمايندگي مقام معظم رهبري در دانشگاهها نسبت به حضور جفري ساکس در ايران اتفاق افتاد و همچنين با فشار رسانهاي که شکل گرفت از طرف حراست دانشگاه الزهرا(س) با ما تماس گرفته شد و گفتند حتي سخنراني جفري ساکس به صورت ويدئو کنفرانس لغو شده است.» بر اساس برنامه نخست وزارت علوم موضوعي که ساکس قرار بود با محوريت آن سخنراني کند، «تحريمها و نظم جهاني» بود. مخالفان دولت به جفري ساکس لقب بمب ساعتي داده بودند.
جفري ساکس کيست؟
سايت اتاق بازرگاني چنين به معرفي جفري ساکس پرداخته است: «28 سال بيشتر نداشت که به عنوان جوانترين استاد دانشگاه هاروارد در تاريخ اين دانشگاه مشغول به کار شد. جفري ساکس اکنون 64ساله است، اقتصادداني که نظير او کمتر پيدا ميشود. او بيشتر به دليل فعاليت در زمينه توسعه اقتصادي و مبارزه عليه فقر در جهان شناخته ميشود. البته او در اکثر زمينههاي اقتصادي دستي بر آتش دارد اما اينها نمونههايي برجسته از فعاليتهاي اين اقتصاددان تاکنون به شمار ميآيد. او سازماني غيردولتي براي پايان بخشيدن به فقر مطلق و گرسنگي راهاندازي کرده و در اين زمينه کار ميکند. حتي پروژههاي مهمي را در اين زمينه در سازمان ملل به عهده گرفته و تا حدودي به سرانجام رسانده است. به همين دليل است که نام او با پديده فقر گره خورده است. نقشي که ساکس به عنوان يک اقتصاددان در سياستگذاريهاي اقتصاد بينالملل داشته، مثالزدني است».
دلواپسان از 95 درس بگيرند
15 خرداد 95 خبر رسيد که جفري ساکس مشاور ويژه دبيرکل سازمان ملل متحد در امور آرمانهاي توسعه پايدار از 16 تا 18 خرداد به تهران سفر خواهد کرد. پس از آن موج اعتراض دلواپسان به راه افتاد. 17 خرداد 95 صراط نيوز نوشت: «دانشجويان دانشگاه صنعتي اميرکبير به حضور جفري ساکس مشاور دبيرکل سازمان ملل در اين دانشگاه اعتراض کردند. حضور وي در دانشگاه صنعتي اميرکبير در حالي در قالب ديپلماسي علمي صورت ميگيرد که در حاشيه اين برنامه دانشجويان دانشگاه صنعتي اميرکبير با در دست داشتن پلاکاردها و عکسهايي به حضور جفري ساکس به دليل همراهي با جورج سوروس در اين دانشگاه اعتراض کردند.» تسنيم نوشت: «جفري ديويد ساکس» فعال انقلابهاي رنگي و مشاور «جورج سوروس» پدر انقلابهاي رنگي، در سکوت خبري به ايران آمده است. اين مشاور عملياتي جنگ نرم در ايران به جستوجوي چيست؟» اين سايت درآن زمان با تيتر «بمب ساعتي تحويل گرفته شد؟» نوشت: «کشتار صدهاهزار نفر در ميدان تيان آنمن، فروپاشي جماهير شوروي، آغاز تجارت فحشا در لهستان، حراج 90 درصد از داراييهاي آرژانتين و بيکاري 30درصدي بوليوي تنها بخشي از ردپاي جفري ساکس در فجايع برخي کشورهاست». به هر حال آن سال برنامههاي ساکس در ايران مطابق برنامه پيش رفت و نشاني از ادعاهاي دلواپسان در سخنراني او مشاهده نشد.
جفري ساکس به روايت دلواپسان 98
دلواپسان اما معرفي ديگري از جفري ساکس دارند چنانکه خبرنامه دانشجويان درباره او نوشت: «جفري ساکس تئوريسين مکتب شوک درماني، همکار و مشاور ويژه جورج سوروس، پدر انقلابهاي رنگي در جهان، در خردادماه 95 با عنوان مشاور ويژه دبير کل سازمان ملل متحد در امور آرمانهاي توسعه پايدار وارد ايران شد و با معصومه ابتکار و سيدعباس عراقچي ديدار کرد و در دانشگاه صنعتي اميرکبير هم سخنراني با موضوع «دستور 2030 و اهداف توسعه پايدار» انجام داد که با واکنش انتقادي دانشجويان انقلابي مواجه شد.» مشرق هم نوشت: «در چند سال گذشته پاي عوامل سازمانهاي جاسوسي و اطلاعاتي کشورهاي معاند تحت پوشش عناوين مختلف از جمله همکاريهاي زيستمحيطي، دانشگاهي و مدني به ايران باز شده است. اين عوامل با نفوذ و رخنه به نقاط حساس و استراتژيک کشور اقدام به تصميمسازي براي مسئولان کشور و زمينه را براي تغيير سياستها، برنامهها و تصميمگيريهاي مهم و استراتژيک فراهم ميکنند. يکي از عوامل اطلاعاتي و امنيتي آمريکا به نام «جفري ديويد ساکس» که با جورج سوروس، طراح انقلابهاي رنگي و مخملي همکاري داشته است» کيهان هم در شماره سهشنبه به قلم حسين شريعتمداري آورد: «اگر دعوتکنندگان جفري ساکس او را نميشناسند و از هويت و ماموريت وي اطلاعي ندارند چرا در مديريتها و مسئوليتهايي قرار گرفتهاند که از ابتداييترين شرايط آن بيخبرند؟ و اگر از هويت و ماموريت وي و ارتباط تنگاتنگش با جورج سوروس، دشمن تابلودار اسلام و انقلاب خبر داشتهاند، با چه انگيزهاي از او براي حضور در کنفرانس «اقتصاد جهاني و تحريمها» دعوت کردهاند؟ يعني اگر عمروعاص با همان هويتي که در صفين داشته است، اين بار کُت و شلوار بپوشد و کراوات بزند او را نخواهند شناخت؟ بدون دريافت پاسخ دقيق اين پرسشها، نميتوان از تکرار اقدامات پلشت و خسارتآفرين ديگري نظير آنچه به آن اشاره شد در امان بود!»
يک بام و دوهواي دلواپسان
نکته قابل تامل رفتار دوگانه دلواپسان با جفري ساکس است که اثبات کننده اهداف خاص آنهاست به عنوان نمونه قدس آنلاين در 17 خرداد 95 که جفري ساکس به ايران سفر کرده بود به نقل از او نوشت: «سياست خارجه آمريکا تهاجمي و نظاميگرا بوده و باعث مشکلات روزافزون شده است. بنده هيچ گاه موافق انقلاب رنگين نبودم و معتقدم بايد به حاکميت کشورها براساس منشور ملل متحد احترام گذاشت.» اما همان سال در تقبيح حضور ساکس در ايران به نقل از يک فعال دانشجويي نوشت: «بعد از فروپاشي شوروي ساکس با سرمايه سوروس به کشورهاي مختلف اروپاي شرقي مسافرت کرده و اقتصادهاي آنان را طراحي ميکرد و کسي که با خريدهاي بزرگ مجموعههاي دولتي اين کشورها سودهاي سرشار ميکرد، کسي نبود جز جورج سوروس!»