مراسم تشييع پيکر مرحوم جعفر کاشاني برگزار شد. تعجب ميکنم چرا در مراسم آن بزرگمرد بهجز رئيس کميته ملي المپيک فردي که در راس کار مملکت باشد، وزير يا وکيل باشد حاضر نبود. مرحوم کاشاني از 7،8 سالگي در محله چهارصد دستگاه فوتبال خود را آغاز کرد و از آنجا به تيم اصلي شاهين رفت. با توجه به محروميت بازيکنان شاهين در سال 1345 تمام بازيکنان آن تيم به پيکان رفته و سپس به پرسپوليس آمدند. علي عبده براي پرسپوليس زحمت کشيد. ديگر مديراني مانند کاشاني در فوتبال ايران نداريم و هرچه به جلوتر ميرويم، مديران ما کم شخصيتتر و کم رمقتر ميشوند. دليل اين موضوع هم انتخاب آنها از طريق رانتبازي است. بايد از دل مردم مدير انتخاب کنند تا فوتبال ما به سالهاي اوج درخشش خود يعني سال 1998 فرانسه بازگردد. مديراني که هم که اکنون داريم از همان نسل قديمي است.آخرين پست جعفر کاشاني هم رياست هياتمديره باشگاه پرسپوليس بود. مردم به افراد موفق در جامعه نگاه کرده و فرزندان خود را به آنها ميسپارند. جعفر کاشاني مدتي سرپرست باشگاه شاهين بود و هادي طاووسي که رئيس فدراسيون و دروازهبان تيمملي، شاهين و پرسپوليس بود اکنون مديريت باشگاه شاهين را عهده دارد. بايد کار را از آدمهاي بزرگ ياد گرفت، اما امروز افراد بزرگ در مسند ورزش نيستند. همچنان در فوتبال ايران استعدادهاي زيادي وجود دارد. چه کسي تصور ميکرد مهدي طارمي و مهدي قائدي از بوشهر به چنين جايگاهي برسند. استعداد داريم، اما چشم بينايي نداريم تا اين استعدادها را ببيند. همين جعفر کاشاني و نسل او با استعداد بودند. خداداد عزيزي، کريم باقري و حميد استيلي استعدادهايي بودند که سال 1998 آن حماسه را آفريدند. بهنظر من جعفر کاشاني چشم بينايي داشت. او خوب ميديد و بهتر ميفهميد. بيشتر اصرار او اين بود که پرسپوليس بايد به يک باشگاه تبديل شود. شايد يکي از راههاي پيشرفت فوتبال همين باشگاهداري باشد، اما ما نقطه مرکزي ورزش يعني باشگاه را نداريم چراکه مجلس شوراي اسلامي به فکر ورزش نيست و قوانيني تصويب نميکند تا از طريق آن بتوان به فوتبال کمک کرد.