آرمان ملي- حميد شجاعي: سرليست مشهد خواهد بود يا از تهران کانديدا ميشود چندان مهم نيست، مهم اين است که حرکت گام به گام محمدباقر قاليباف براي فتح بهارستان آغاز شده است. گرچه اين حضور وي با مقاطع ديگر تفاوتي عمده دارد؛ اينکه سردار اين بار از دوستان و رفقاي اصولگراي سابقش کسب تکليف و اجازه نميکند و با تکيه بر جوانان وارد عرصه خواهد شد. اينکه قاليباف و حتي احمدينژاد در غياب احتمالي لاريجاني، جليلي، حداد عادل، محسن رضايي به فکر رياست بر قوه مقننه باشد چندان عجيب نيست، اما نکته اينجاست که کدام يک از اينها ميتواند آراي عمومي را با خود همراه کند و فاتح مجلس 98 لقب بگيرد. قاليباف با تحرکات اخيرش و ديدار با احمدينژاد که ائتلافي نانوشته را رقم زده نشان داده که ميخواهد جبران 3 دوره شکست و ناکامي را در انتخابات اين دوره بگيرد. هر چند وي براي فتح بهارستان بايد مانع بزرگي چوناصلاحطلبان را از سر راه بردارد که معلوم نيست در اين هماوردي پيروز شود.
درصدد فتح مجلس
انتخابات مجلس پيش رو است و جريانهاي سياسي در تکاپو براي حضور تاثيرگذار در اين انتخابات، اما در اين ميان افرادي نيز هستند که فارغ از جريان سياسي منتسب ميخواهند به کنشگري بپردازند و به عبارتي اگر اين بار خود را نه به عنوان کنشگري متصل بلکه در جايگاه تصميمسازي و ليدري نبينند رشته دوستي گسسته و به تنهايي وارد صحنه انتخابات شوند. شايد بتوان تنها مصداق اين مورد را محمدباقر قاليباف دانست. سردار ديروز که با گذشت بيش از 2 سال از انتخابات ارديبهشت هنوز دلش با اصولگرايان صاف نشده و حتي به تبري از اصولگرايي، نواصولگرايي را پديد آورده و به بزرگان اصولگرا حمله ميکند. حضور در 3 دوره انتخاباتي قاليباف را به اين نتيجه رسانده که نبايد روي دوستان اصولگرايش حسابي باز کند. از اين رو با تکيه بر دو ايده «نواصولگرايي» و «مجلس نو» درصدد است تا نگاهها را به کنش سياسي خود معطوف کند. هر چند در خصوص اين دو ايده قاليباف نيز نکاتي مطرح است که اساسا ايدههاي قاليباف را زير سوال ميبرد. نواصولگرايي قاليباف هيچ انگاره، خوانش يا برداشتي از اصولگرايي ندارد. پرسش اينجاست که قاليباف کدام يک اصول و ارزشهاي اصولگرايي را نو کرده يا کدام باز تعريف از اصولگرايي را ارائه کرده که مدعي نواصولگرايي است؟ اينکه شهردار سابق صرفا به تنهايي از اردوگاه اصولگرايان کنارهگيري کرده و به آنها بتازد و علم جديدي از اصولگرايي را بدون هيچ پشتوانهاي بر افرازد را نواصولگرايي نميگويند. از طرف ديگر قاليباف در اظهاراتش به مجلس نو و حضور جوانان در مجلس اشاره ميکند، اما مشخص نيست جاي خود او در اين ميانه کجاست. آيا او صرفا به عنوان يک فعال سياسي جوانان را ترغيب به حضور در مراتب مديريتي و تقنيني ميکند يا اينکه خود را در جايگاه ليدري جوانان ميبيند؟ در روزگاري که احتمال عدم شرکت علي لاريجاني در انتخابات مجلس طمع رياست خيليها را به فکر حضور در بهارستان انداخته است. نفراتي چون جليلي با محوريت جبهه پايداري، حدادعادل با محوريت اصولگرايان درصدد حضور در انتخاباتند، اما تحرکات اخير قاليباف نشان ميدهد که او قصدي جديتر براي رفتن به بهارستان و تکيه بر کرسي علي لاريجاني دارد و با اظهارات اخيرش پيش پيش خطبه را هم خوانده است.
دوگانه قاليباف-احمدينژاد
انتخابات مجلس يازدهم دستخوش تحولات زيادي خواهد بود و آنطور که از شواهد و قرائن بر ميآيد مشتريهاي بسياري از چهرههاي مختلف اسم و رسمدار دارد. در اين ميان بجز اصلاحطلبان که هنوز نحوه حضورشان در انتخابات مشخص نيست و اصولگرايان که در صدد رسيدن به وحدت هستند؛ نگاهها به کنشهاي دوگانه قاليباف-احمدينژاد است. هر چند بسياري ديدار قاليباف با احمدينژاد را عيادتي ساده ميدانند، اما در پشت پرده خبرهايي است که اين دو رقيب ديرين و رفيق کنوني را به يکديگر رسانده است. اشتراک ميان احمدينژاد و قاليباف اينجاست که هر دو بهرغم تلاش براي فتح پاستور طعم تلخ شکست را چشيدهاند. احمدينژاد با عدم تاييد صلاحيت و قاليباف با کنارهگيري به نفع رئيسي، اما اين بار هر دو ميخواهند برنده باشند، اما اين مهم به تنهايي بهدست نميآيد و مستلزم تلاشي دونفره و تقسيم کاراست. بدين قرار که قاليباف از پايگاه اجتماعي و حمايتي احمدينژاد استفاده کرده و به مجلس راه يابد و در عوض جمعي از ياران احمدينژاد را نيز با خود به خانه ملت ببرد. معاملهاي که اطرافيان قاليباف آن راتکذيب ميکنند، اما سکوت خبري اطرافيان احمدينژاد آن را زنده نگه ميدارد.