بستن

حل بحران یمن کلید قفل روابط ایران و عربستان

حل بحران یمن
کلید قفل روابط ایران و عربستان

ادامه از صفحه اول/ بنابراين بايد به اين سمت برويم که ببينيم در موضوع يمن آيا راه‌حل مشترکي وجود دارد که از يک‌طرف منافع مردم يمن تامين شود و از طرف ديگر تهديدي که عربستان سعودي در مرزهاي جنوبي‌اش که هم‌مرز با يمن است، احساس مي‌کند، برطرف شود و چگونه امنيتش تضمين مي‌شود و از طرف ديگر دولتي در صنعا به قدرت برسد که از طرف اکثريت مردم يمن پشتيباني شود و نه آنچه که دولت عربستان يک‌طرفه مي‌خواهد. به‌نظر مي‌رسد براي عربستان سعودي فوق‌العاده حائز اهميت است که دولتي در صنعا به قدرت برسد که اگر متحدش نيست، ضدش نباشد. بنابراين مي‌توان فرمولي به‌دست آورد که از طريق گفت‌وگوي يمني ـ يمني يعني کساني که در يمن هستند و با هم مخالفند و از طرفي قدرت‌هاي منطقه‌اي مثل ايران و عربستان کمک کنند تا مساله يمن حل شود که اگر مساله يمن حل شود، قطعا در مناسبات ايران و عربستان گره بزرگي بازمي‌شود و راجع به ساير مسائل مورد اختلاف هم مي‌توانند گفت‌وگو کنند و به نفع مردم هر دو کشور هم هست و مانع از ناامني مي‌شود. در ناامني خليج فارس کشورهاي منطقه يعني ايران، عربستان، عراق، امارات، قطر، عمان و همه کشورهاي منطقه ضرر مي‌کنند و کشورهاي فرامنطقه‌اي ضرري نخواهند کرد. آنها در هر صورت سلاح‌شان را مي‌فروشند، اگر هم تاسيسات نفتي کشورهاي منطقه تخريب و نابود شود، آنها هستند که با دريافت پول به بازسازي آن مناطق مي‌پردازند و نفع مي‌برند. بنابراين اينکه فکر کنيم محمد بن‌سلمان ضعيف شده پس به نفع ايران است، اين تصور ارزيابي غلطي است. اولا، نظام عربستان سعودي فقط به محمد بن‌سلمان بند نيست و او نباشد يکي ديگر و دوما، بايد به سمتي برود که دنبال راه‌حل‌هاي مشترک بگرديم. معلوم است که نمي‌شود منافع حداکثري را دنبال کنيم و به تفاهم هم برسيم. معمولا تفاهم جايي حاصل مي‌شود که هر دو کشور ترجيح دهند به منافع ملي دست پيدا کنند اما در حداقل ممکن به تفاهم برسند و يک جاهايي هم بايد بگذرند. درمجموع به نفع ايران و عربستان است که با هم حداقل در اين چهار عاملي که توضيح دادم، گفت‌وگو و مذاکره داشته باشند؛ نخست اينکه هر دو کشور به منافع يکديگر احترام بگذارند و منافع همديگر را به رسميت بشناسند. دوم اينکه مانع از اين شوند که قدرت‌هاي فرامنطقه‌اي در منطقه مداخله کنند. در عين حال سومين عامل اينکه اقدامي هم نکنند که قدرت‌هاي فرامنطقه‌اي را براي مداخله تحريک کنند. يعني از يک‌طرف امکان حضور به آنها ندهند و از طرف ديگر مانع از اين شوند که اقدامي انجام شود که آنها را به مداخله تحريک کند. عامل چهارم هم که بسيار مهم است اينکه دولتي در صنعا تشکيل شود که اکثريت مردم يمن را نمايندگي کند. يعني مردم يمن در سرنوشت‌شان تعيين‌کننده باشند و بگويند که چه کسي در صنعا به قدرت برسد. درواقع اين امکان‌پذير است که مذاکرات را طوري دنبال کنند که بين يمني‌ها مصالحه‌اي انجام شود به‌گونه‌اي که در ابتدا يک دولت انتقالي تشکيل شود و بعد از آن انتخابات سراسري برگزار گردد و دولتي که بتواند اکثريت مردم يمن را نمايندگي کند در صنعا به قدرت برسد. با اين شرايط حداقلي به‌نظر مي‌رسد راه‌حل‌هايي وجود دارد که بتوان به تفاهم رسيد و مشکل يمن را حل کرد. در اين صورت از يک‌طرف به تعيين سرنوشت توسط مردم يمن بها داده مي‌شود و از طرف ديگر جلوي مداخله قدرت‌هاي فرامنطقه‌اي گرفته مي‌شود و همچنين ايران و عربستان سعودي هم احساس تهديد نمي‌کنند و ديگر نگران اين نيستند که دولت آينده عليه آنها باشند.

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی