آرمان ملي- مرتضي خبازيان : بازداشت بيژن قاسمزاده دومين بازداشت مهم در قوه قضائيه، صرف نظر از اينکه چه بازتابهايي داشته است، نشان دهنده عزم اين قوه براي پاکسازي خود است. تلاشي که بسيار ارجمند و شايسته تحسين است. اگر بازداشت اکبر طبري از چهرههاي نزديک به مديران پيشين اين قوه، تا حدي نشان از عزم و انرژي دستگاه قضا براي پاکسازي خود ميداد، بازداشت اخير تا حد زيادي موجب دلگرمي شده است. اينکه يکي از خبرگزاريها در انتشار اين خبر از عنوان «بازپرس سابق دادسراي فرهنگ و رسانه » استفاده ميکند، اهميتي ندارد. سعي اين دوستان البته مشکور اما همه مردم ميدانند قاضي يعني چه و منظور از دولت چيست. از زماني که حرکت جديد قوه قضائيه با ابرام و پافشاري رئيس جديد اين قوه شتاب گرفت، اول نگاهها سرسري و سطحي بود و عامه مردم به اين حرکت تنها از سر کنجکاوي توجه داشتند. در واقع خبري شدن نامها به مردم خسته از فساد و مفسده و فاسد، آنقدرها انرژي نميداد که براي پيگيري خبرها شوق نشان دهند. شايد نگاه آنها به اين حرکت از جنس همان بود که در دورههاي قبلي قوه قضائيه هم ديده بودند. اما وقتي خبر بازداشت مسئول سابق در قوه قضائيه و اکنون بيژن قاسمزاده رسانهاي شد، ميتوان تاثير مثبت اين برخورد را در ميان مردم ديد. نکته مهم اين است که بازداشتهاي اخير به موازات برخورد با متهماني از همه گروهها و جريانهاي سياسي بوده است. هر چند برخي تلاش دارند از گستردگي دايره شمول برخورد قوه با گروه، جناح و دسته خود بکاهند، اما ادامه حرکت قوه قضائيه ميتواند همه تلاشهايي از اين دست را نقش بر آب کند.
چشم بستن بر خطا؟ هرگز!
ميگويند تجميع قدرت و ثروت چيزي جز آزمون نيست و جريانهاي سياسي در معرض آزمون دمبهدم قرار دارند. از جمله خصوصيات جريانهاي سياسي يکي هم اين است که چشم را به آساني بر خبط و خطاي افراد نزديک به خود ميبندند، اما اگر کسي با نزديکي به هستههاي قدرت و ثروت از رانتهاي گوناگون بهرهمند و وارد مسيرهاي تاريک شده، آيا کساني که به او نزديک بودهاند و او را حمايت کردهاند از چنين انحرافي خبر نداشتهاند؟ هر چند که ممکن است چنين باشد اما باورش سخت است که گفته شود خبر نداشتيم. حالا، در روزهايي که قوه قضائيه نشان داده که به آساني تسليم نميشود و چنان که سيدابراهيم رئيسي گفته، دست دزدها را نه از مچ که از بازو قطع ميکنيم، جريانهاي سياسي با نگاهي به ليست افراد به صف رسانده در پيشگاه قضا، ميتوانند نگاهي آسيبشناسانه به اين مساله داشته باشند. اگر جرياني هنوز هم متوجه اوضاع نشده و خود را به نديدن و نشنيدن ميزند، شايد وقتي که حلقه محاصره تنگتر شود، به خود بيايد اما آن وقت ديگر خيلي دير خواهد بود. بهتر است جريانهاي سياسي به همان اندازه که براي در اختيار گرفتن گلوگاههاي اصلي قدرت و ثروت تلاش ميکنند، به همان اندازه که ميخواهند اعوجاج و انحراف جريان رقيب را افشا کنند، نيمنگاهي به افراد خود بيندازند تا وقتي کار از کار گذشت و متهم در دادگاه محکوم شد، با تقلاي فرد محکوم روبهرو نشوند که دستور گرفتهام، دستور داشتهام و اصلا اين روالي هميشگي بوده است و رئيس من ميداند، چنان که در ماجراي معاون اول دولت دهم شاهد بوديم.
تو با چه «آبي» دوش ميگيري؟
حرف ساده اين است؛ جريانهاي سياسي صرف نظر از اينکه تجمعي از افراد همعقيده هستند، وظيفه دارند خود را مدام در حال پاکسازي و بهسازي نگه دارند. به محض اينکه چشم بر خطاي همگروهي خود بستند، ديوار کج نه تا ثريا که تا دادگاه و در مقابل قاضي رسيدگي کننده، کشيده خواهد شد که گفته است کوتاه نخواهد آمد و دست را نه از مچ که از آرنج قطع ميکند. جريانهاي سياسي ميتوانند به اين شرايط به عنوان فرصتي براي دور شدن هسته اصلي از فساد نگاه کنند و البته ميتوانند چشم بر رديفي از دادگاههاي در حال برگزاري ببندند و خيال کنند آنقدر صاحب نفوذ و قدرت هستند که بتوانند مسير سيل راه افتاده را کج کنند تا در امان بمانند. در اين بين حتي اگر از برگزاري دادگاههاي مفاسد اقتصادي به عنوان اسلحهاي براي کوبيدن رقيب استفاده ميکنند بدانند چون در بين نزديکانشان کساني هستند که درگير شائبه و حاشيه شدهاند، قبل از اينکه جريان رقيب، مقابله به مثل کند، خودشان وارد کارزار شوند و مفسد و مفسده را با هم از خود دور کنند. همه جريانهاي سياسي بايد بدانند چند ماه ديگر انتخابات مجلس برگزار خواهد شد و اين ماجرا دامنهاي حيرتانگيز خواهد يافت. در جايي که سخن از پولهاي کثيف ميرود، قبل از هر دادگاهي، اين خود جريانهاي سياسي هستند که بايد متوجه باشند با چه «آبي» دوش خواهند گرفت که گفتهاند هر آبي براي اين کار جايز نيست.