در خصوص اين مساله که آمريکاييها چه منافع مشخصي را در ايران با بهکارگيري استراتژيهاي گوناگون دنبال ميکنند، ميتوان گفت که ايران معادلاتي را که آمريکاييها در پي عملياتي کردن آنها بودند تغيير دادهاند. يک معادله همکاري کامل کشورهاي منطقه با رژيم صهيونيستي و شناسايي اين رژيم نامشروع بوده است. اما ايران به شدت در به رسميت شناختن حقوق مردم فلسطين اصرار دارد. لذا اين يک پيروزي بزرگ براي ايران است که تمام تلاش بيش از 70 سال گذشته آمريکاييها در حمايت از صهيونيستها نه تنها موفقيتي در بر نداشته بلکه، هنوز که هنوز است آرمان فسلطين زنده است. ايران توانسته در اين موضوع پيروز ميدان باشد. اين موضوعي است که در معادلات منطقه خاورميانه، رژيم صهيونيستي را به عنوان يک بازيگر مزاحم از سوي ايران معرفي نمايد. کشورهاي ديگر همچون ترکيه و... که سخن از آرمان فلسطين را مطرح ميکنند در خط دوم قرار ميگيرند. مساله بعدي استقلال ايران است. ايران برعکس بسياري از کشورهاي خاورميانه و شمال آفريقا گاو شيرده آمريکاييها نيست. ايران وابسته به ادوات و صنايع نظامي آمريکاييها نيست. تمامي کشورهاي منطقه مجبورند ادوات نظاميشان را از آمريکاييها خريداري کنند. رادارهاي بسياري از تجهيزات کشورهاي منطقه چه هوايي، موشکي و... در هدف قرار دادن رژيم صهيونيستي که اتفاقا خطر بزرگ منطقه است ناکارآمد است. به گونهاي که آمريکاييها تجهيزاتي را که فروختند اصطلاحا قفل است و اين کشورها به هيچ عنوان نميتوانند به سمت سرزمينهاي اشغالي هيچ گونه تحرک نظامي داشته باشند. يکي از خطرناکترين رژيمهاي نامشروع در منطقه به راحتي ميتواند کشورهاي منطقه را مورد هدف قرار دهد. اين در حالي است که ايران صنايع موشکي و استقلال دفاعي خود را دارد. سومين مسالهاي که آمريکاييها خواهان آنند اين است که بازار اقتصادي و مالي منطقه بر مبناي اقتصاد ايالات متحده آمريکا تنظيم ميشود. ايران در اين زمينه اقتصاد خود و شرکاي خاص خود را دارد. البته نبايد فراموش کرد که آمريکاييها در برخي از تکنولوژيها جزو پيشرفتهترين و موفقترين کشورها هستند اما اين مساله نبايد باعث شود تا ما خودمان را از فناوريهاي پيشرفتهاي که آمريکاييها در صنايع هوايي و ساير تکنولوژيها دارند محروم کنيم. اما در مجموع ايران توانسته استقلال خود را حفظ نمايد. ميتوان گفت که آمريکاييها خواهان سيطره نظامي، سياسي و اقتصادي بر ايران بودند که چنين مسالهاي به دست نيامده است. نه تنها چنين مسالهاي به دست نيامد، بلکه تلاش آنها زير سوال رفته است. اين زير سوال رفتن ميتواند مدلي باشد براي ساير کشورها که اين يک خطر و تهديد براي آمريکاييهاست. اين مساله نشان دهنده آن است که بهرغم آنکه آمريکاييها به دنبال رژيمچنج در ايران بودند و يا به دنبال حمله نظامي و يا فروپاشي از درون بودند، امروز خواستار همراهي ايران شدهاند. در حال حاضر فقط اکتفا کردهاند به اينکه ايران مزاحمتي براي سياستهاي آمريکا ايجاد نکند. آنها حتي نميگويند که موظفيد که با ما همکاري و يا ائتلاف کنيد فقط به دنبال آنند تا ايران مزاحمتي براي آنها نداشته باشد.