آرمان ملي- حميد شجاعي: انتخابات مجلس يازدهم حدود 5 ماه ديگر تحت تاثير 2 مولفه موثر آغاز ميشود. نخست حضور و نحوه مشارکت مردم و دوم نحوه مشارکت جريانهاي سياسي. مشارکت مردم به رويکرد مسئولان و دولت بستگي دارد که تا اسفندماه شرايطي را فراهم خواهند کرد که شاهد مشارکت حداکثري مردم در انتخابات باشيم يا خير، اما در خصوص مشارکت جريانهاي سياسي و افراد اين انتخابات ميتواند بسيار شگفت انگيز و جذاب دنبال شود. جايي که معلوم نيست ميان طيف اصلاحطلبان تحولخواه، بهاريون، قاليباف و جوانانش يا جبهه پايداري کدام يک مجلس يازدهم را در اختيار خواهند گرفت بايد به انتظار آينده نشست و تحولات را بررسي کرد.
مشارکت حداقلي يا حداکثري؟
گرچه از هم اکنون بسياري معتقدند که انتخابات مجلس يازدهم بسيار کم رمقتر از دورههاي قبل برگزار خواهد شد و مردم استقبال چنداني از آن نخواهند کرد، اما تجربه ثابت کرده حال و هواي انتخابات بر کشور حاکم شود شرايط تغيير خواهد کرد. اگر هم نگوييم مشارکت حداکثري، اما ميزاني از مشارکت مردم در حد معقول را شاهد خواهيم بود. لذا اگر مشارکت گسترده و حداکثري ميخواهيم بايد شرايط را براي وقوع اين مهم فراهم سازيم؛ چرا که نميشود وضعيت زندگي مردم به همين صورت باقي بماند و از آنها انتظار حضور در انتخابات را داشته باشيم. از اين جهت مسئولان بايد بپذيرند که با برخي تحرکات اعتماد زا و اميد آفرين طي 5 ماه آينده هم مردم را نسبت به آينده کشور اميدوار کنند و هم از سوي ديگر تحولي چشمگير در شرايط اقتصادي و معيشتي مردم پديد آورند. هر چند در خصوص مشارکت مردم در انتخابات نيز 2 ديدگاه وجود دارد؛ مشارکت حداکثري و حداقلي. طرفداران ديدگاه نخست بيشتر جريان دلواپس و اصولگرايان تندرو هستند. مخالفان دولت و اصلاحطلبان که معتقدند به دليل پايگاه راي مشخصي که در بخشي از جامعه دارند با مشارکت حداقلي مردم نيز به بهارستان راه خواهند يافت، اما در صورت مشارکت حداکثري اوضاع برايشان دگرگونه شده و امکان انتخابشان بسيار تضعيف خواهد شد. اين در حالي است که موافقان نظريه دوم که بيشتر اصلاحطلبان و اعتدالگرايان هستند خلاف دسته اول بر اين عقيدهاند که با منش و خوي اصلاحطلبي که اکثريت جامعه دارند اگر مشارکت مردم حداکثري باشد و آراء خاموش نيز به ميدان بيايند، مثل سال 94 اجازه حضور به تندروها و دلواپسان داده نخواهد شد. اينجا عملکرد و رويکرد مسئولان اهميت پيدا ميکند که شرايط را براي مشارکت حداکثري فراهم کند يا ادامه همين شرايط انتخاباتي حداقلي را رقم زند.
سناريوهاي مجلس يازدهم
انتخابات مجلس يازدهم ميتواند پر از شگفتيها و غافلگيريها باشد اگر کنشگران موثر در اين انتخابات طبق سناريوهاي پيشبيني شده عمل کنند. در انتخابات پيش رو مسلما علاوه بر 2 جريان سياسي اصلاحطلب و اصولگرا با افراد و اشخاصي نيز روبهرو خواهيم بود که هر کدام به تنهايي ميتوانند بر انتخابات تاثير بگذارند و به قولي جريان سومي را شکل دهند. حضور برخي افراد جريانساز در انتخابات اسفند 98 ميتواند بر سرنوشت، چينش و آينده مجلس بعد تاثير گذار باشد. سناريوي نخست تحولخواهان؛ بخشي از جريان اصلاحات که خود را با شرايط روز هماهنگ کرده، مطالبات مردم را دانسته و با اصلاح ساختاري سازماني درصدد بازيابي سرمايه اجتماعي براي حضوري پرقدرت در مجلس هستند که اگر مانعي بر سر راه نباشد، بر خلاف مجلس دهم مجلس يازدهم را يکدست اصلاحطلب کرده و پس از 16 سال يک اصلاحطلب را رئيس مجلس کنند. سناريوي دوم که بسياري آن را محتمل ميدانند بازگشت بهار است. سناريويي با محوريت محمود احمدينژاد رئيسجمهور پيشين که با ائتلاف با محمدباقر قاليباف شهردار پيشين تهران دنبال حضور در بهارستان است تا پس از قريب به شش سال دوباره وارد ساختار مديريت کلان شود؛ البته بهنظر ميرسد چندان علاقهاي به بازگشت احمدي نژاد به ساختار قدرت وجود ندارد. با اين حال هنوز هستند اصولگراياني که از وي حمايت کنند. شايد اگر جريان وي در مجلس به قدرت برسد تسلط احمدينژاد بر مجلس غافلگير کنندهترين اتفاق ممکن باشد. سناريوي سوم قدرتطلبان جوان، که با محوريت محمدباقر قاليباف شکل ميگيرد. شهردار پيشين تهران که تاکنون 3بار در پوششهاي مختلف به انتخابات رياست جمهوري پانهاده، اما هر 3 بار مغلوب شد، اين بار قصد دارد با تمرکز بر جوانان و ايده نواصولگرايي خود خون تازهاي در رگهاي اصولگرايان بدمد و بهنظر ميرسد بتواند طبقه متوسط جامعه را با خود همراه کند هر چند که تجربهاي در امر قانونگذاري ندارد. سناريوي چهارم انقلابيون آتش به اختيار که با محوريت سعيد جليلي شکل و سامان ميگيرند. دلواپساني که غالبا در جايگاه جبهه پايداري رخ نمودهاند و بعضا با احمدينژاديها نيز نشست و برخاست دارند، اما شايد در انتخابات پيش رو بخواهند اکثريت را در اختيار بگيرند و جليلي را بر مسند رياست بنشانند.
در نهايت...
فارغ از سناريوهاي گفته شده اين احتمال نيز وجود دارد که با توجه به نارضايتيهاي موجود در جامعه جريان جامعه مدني خود جريان سومي را فارغ از اصولگرا و اصلاحطلب روانه مجلس کند. هر چند احتمال تکرار مجلس دهم نيز وجود دارد که بازهم جريانهاي مختلف به يک ميزان مجلس را در اختيار داشته باشند.