آرمان ملي- مرتضي رفيعي: علي ربيعي سخنگوي دولت روز گذشته در نشست خبري هفتگي خود با اصحاب رسانه گفت: «رئيسجمهور با ابتکارهاي سياسي و ديپلماتيک تازهاي پا به مجمع عمومي سازمان ملل گذاشت و با طرح و دعوت به ائتلاف اميد براي حفظ صلح در تنگه هرمز و خليج فارس نشان داد که ايران همواره در ارائه راهحل و ابتکار ديپلماتيک پيشرو است». به منظور بررسي اين موضوع «آرمان ملي» گفتوگوي کوتاهي با حسن داناييفر مشاور معاون اول رئيسجمهور و سفير پيشين ايران در عراق انجام داده که در ادامه ميخوانيد:
دو سناريو نسبت به تحولات منطقه مطرح است يک سناريو را آمريکاييها و ديگري را ايران مطرح نموده است. کدام يک از اين دو سناريو ميتواند تامين کننده ثبات و صلح پايدار در منطقه باشد؟
ايران طرحهاي مختلفي را در زمينه ايجاد امنيت در منطقه دنبال کرده است. چون همگان ميدانند که امنيت يک موضوع وارداتي نيست. بلکه موضوعي است که کشورهاي منطقه ميبايستي براي آن تصميمگيري کرده و سازماندهي و اجرا کنند. دکتر ظريف حدود 3 ماه پيش طرح انعقاد قرارداد عدم تجاوز ميان کشورهاي منطقه را مطرح کرد. آخرين اين طرحها نيز طرح صلح هرمز بود که از سوي دکتر روحاني مطرح شده است. به نظر ميرسد اين طرح ميتواند به نتيجه برسد چرا که اساس آن مبتني بر کشورهاي منطقه بوده نه کشورهايي که از کيلومترها دورتر به منطقه بيايند چرا که منافع و امنيت براي آنها معنا و مفهوم ديگري دارد. البته آن طرحي را که کشورهاي فرامنطقهاي مطرح کردند از آن استقبالي صورت نگرفت. بنابراين اميدواريم کشورهاي حوزه خليج فارس از طرح ايران استقبال نمايند تا امنيت توسط صاحبان اصلي منطقه برقرار گردد.
ايالات متحده آمريکا و متحدان اروپايي اش از حضور، نفوذ و دخالت در منطقه خليج فارس و تنگه هرمز چه اهدافي را دنبال ميکند؟
بايد کمي به گذشته بازگرديم حضور اين کشورها نتيجه اهمالها و به نوعي نابسمانيهايي بوده است که در قرنهاي 19 و 20 در منطقه بهوجود آمد و آنها از آن زمان ورود ناميموني داشتند و برخي از اين کشورها را اشغال کردند. برخي ديگر از منابع اين کشورها را به يغما بردند. متاسفانه بايد گفت که هنوز همان نگاه قرون گذشته استمرار مييابد. لذا گويا آنها خود را محق ميدانند تا منابع و منافعي را که در منطقه وجود دارد از آن بهرهبرداري نمايند. همچنين آنها خودشان را صاحبان اصلي منابع زير زميني منطقه ميدانند. اما آنها بايد بدانند که قرن 21 متفاوت از قرنهاي گذشته است. همچنين مردم و کشورهاي منطقه اين نوع نگرش را برنمي تابند. لذا آنها به دنبال منافع غير مشروعي در منطقه هستند تا بتوانند اختيار منابع منطقه را در دست داشته باشند. اما آنها بايد بدانند که شرايط در منطقه تغيير کرده و آنها نيز ديگر قدرتهاي گذشته نيستند. همچنين آنها ديگر اثرگذاري گذشته را ندارند. مردم و جوانان منطقه نگاه هايشان با مردم دو قرن گذشته متفاوت شده است.
علي ربيعي گفته که ايران حاضر بود در چارچوب 1+5 گفتوگو نمايد اما ترامپ حاضر به لغو تحريمها نبوده و در پي استفاده از تحريمها به عنوان اهرم فشار بر عليه کشورمان بوده است. مشخصا واشنگتن از اهرم فشار تحريم بر عليه مردم ايران چه اهدافي را دنبال ميکند؟
آمريکاييها راههاي مختلفي را تجربه کرده و به نتيجه نرسيدند. موضوع ايران و آمريکا حدود 4 دهه است که اين چالشها وجود دارد. آنها جنگهاي نيابتي را آزمودند و راههاي ديگري را نيز آزمودند اما به نتيجه نرسيدند لذا تنها ابزاري را که در دست دارند موضوع فشار اقتصادي است. در دوره ترامپ به عنوان فشار حداکثري معادلاتشان را آغاز کردند و در هيچ چيزي هم از دارو، غذا، تکنولوژي، دانش گرفته تا معاملات پولي و بانکي و... بر سر اينکه بر ما فشار وارد نمايند مضايقه نکردند. به دليل آنکه تا ايران را نه پاي ميز مذاکره بلکه آنچه که آنها ميخواهند ديکته شود نه آنچيزي که منجر به مذاکره شود ميخواهند. مذاکره يک وضعيت برابر است که دو طرف کنار يکديگر براي رسيدن به نتيجه مينشينند. آنها با فشارهاي حداکثري در پي آنند تا ما را مجبور کنند به آنچه که آنها ميخواهند تا ايران تن دهد. اما آنها ميدانند که اين انتظار بيهوده است. لذا به نظر ميرسد که آمريکاييها به زودي مجبور ميشوند به منطق تن داده و به مذاکرات 1+5 بازگردند. طبيعتا آن زماني است که تحريمها را نيز رد کرده باشند. در غير اين صورت وضعيت کنوني ادامه پيدا خواهد کرد. مردم بزرگ ايران دست بسته نيستند ما امکانات، تجربه و برنامههاي مناسب با اين رفتارهاي آمريکاييها را دستور کار خود داريم. در ماههاي گذشته هم شاهد کم اثر شدن فشار حداکثري در منطقه و جهان بودهايم.
سعوديها در جريان سفر رئيسجمهور کشورمان به نيويورک از طريق نخست وزير پاکستان به منظور ميانجيگري پيام دادند. آيا اين پيامها را ميتوان نشانهاي از تغيير سياست سعودي دانست؟
اميدواريم که مساله پيامها از سوي آنها جدي بوده باشد. ايران پيامهايي را که به سعوديها در اين سالها چه در گفتار و رفتار به آنها مخابره کرده جدي است. بيشترين حجم رفت و آمدهاي مسئولان کشورمان بعد از انقلاب به عربستان در سطوح مختلف رفت و آمد وجود داشته است. سه رئيسجمهور کشورمان به عربستان سفر کردهاند همچنين وزراي خارجه کشورمان نيز به عربستان سفر کرده اند. اما از سوي ديگر ما فقط شاهد سفر يک مسئول عالي رتبه عربستان به ايران بوديم که آن هم ملک عبدا... در حاشيه کنفرانس سران کشورهاي اسلامي به ايران بود. لذا ما همواره نشان دادهايم که ميخواهيم با سعوديها همکاري و همراهي داشته باشيم. اما سعوديها در عمل چنين کاري نکردند لذا اميدواريم پيامهايي که به ايران ارسال ميکنند پيامهاي جدي و اساسي بوده باشد. قطعا ايران اعلام کرده که آماده گفت وگو و مذاکره با کشورهاي منطقه خليج فارس است. مقام معظم رهبري طي روزهاي گذشته صراحتا فرمودند ما فقط دو خط قرمز رژيم صهيونيستي و آمريکا را داريم. لذا به غير از اين دو، خط قرمز ديگري به منظور برقراري روابط نداريم. لذا اميدواريم عربستان در ارسال پيام هايشان جدي باشد.