بستن

چالش‌ها و سناریوهای اصلاح‌طلبان برای انتخابات مجلس یازدهم

چالش‌ها و سناریوهای اصلاح‌طلبان برای انتخابات مجلس یازدهم
سیدفرزاد سیفی فعال سیاسی

کمتر از پنج‌ماه تا برگزاري انتخابات دوره يازدهم مجلس شوراي اسلامي باقي‌مانده و افکار عمومي اين روزها بيش از مسائل داخلي، درگير تنش ميان ايران- آمريکا است. تشديد تنش در مناسبات ميان تهران و واشنگتن، بخش مهمي از توجه رسانه‌ها و جريانات سياسي را به خود معطوف كرده و ضرورت عبور از اين بحران، مسائل انتخاباتي را به حاشيه برده و در اولويت چندم‌ جامعه قرار داده است. اما انفعال جريان‌هاي سياسي به‌خصوص اصلاح‌طلبان براي ورود به فعاليت‌هاي انتخاباتي را نمي‌توان تنها به بحران اقتصادي ناشي از فشارهاي مالي آمريکا مرتبط دانست، بلکه جريان اصلاحات علاوه بر برخي دلسردي‌هاي حاکم بر فضاي جامعه با چالش‌هاي ديگري نيز روبه‌روست كه اگرچاره‌اي براي آن نينديشد احتمالا انتخابات مجلس يازدهم را ازپيش خواهد باخت. چالش‌هاي پيش‌روي اصلاح‌طلبان را مي‌توان به شکل زير بازخواني کرد.

تنش ميان ايران و آمريکا

پس از موفقيت چشمگير در سه‌گانه انتخابات رياست‌جمهوري، مجلس و شوراي شهر، اصلاح‌طلبان با بداقبالي در عرصه روابط بين‌الملل مواجه شدند و سياست دولت روحاني (که با حمايت تمام‌قد اصلاح‌طلبان به قدرت رسيد) در توسعه مناسبات سياسي اقتصادي با غرب با پديده دونالد ترامپ مواجه شد، در نتيجه خروج آمريکا از برجام و بدعهدي اروپايي‌ها در راه‌اندازي خط اعتباري با ايران، خروجي عملکرد دولت روحاني در سياست خارجه که در برجام خلاصه شده بود به‌کلي زير سوال رفت و کشور را از حداقل عوايد اقتصادي ناشي از برجام محروم کرد. هرچند روي کار آمدن ترامپ و تنش کنوني را نمي‌توان به حساب اصلاح‌طلبان و حتي دولت کنوني نوشت اما سياست خارجه دولت روحاني در برجام متمرکز شده بود و با فروپاشي آن مردم مي‌گويند هر دولتي روي کار بيايد وضع همين است و برخي با ديده ترديد براي حضور در پاي صندوق‌هاي راي مواجه هستند. کاهش راي‌دهندگان براي جامعه بسيار خطرناک است؛ به اين دليل ساده که هرچه مشارکت کمتر باشد راه براي ورود جريان‌ها و افراد تندرو بازتر مي‌شود.

بي‌توجهي ليست اميد به مطالبات جامعه

در حوزه مسائل داخلي هم متاسفانه اصلاح‌طلبان عملکرد مطلوبي نداشته و ليست اميد مجلس دهم، اميد جامعه را با عملکرد بسيار ضعيف و محافظه‌کارانه خود به يأس تبديل کرد. البته تعداد انگشت‌شماري از نمايندگان ليست اميد تهران از جمله محمود صادقي، پروانه سلحشوري، مصطفي کواکبيان و علي مطهري، تريبون تشکل‌هاي مدني و جريان‌هاي سياسي اصلاح‌طلب در مجلس بودند که البته با فقدان کارآمدي در فراکسيون راه به جايي نبردند. از اين‌رو مي‌توان گفت که جريان اصلاحات با افت سرمايه اجتماعي مواجه شده و به قول صادق زيباکلام «تکرار» هم ممکن است ديگر چاره‌ساز نباشد.

اختلافات درون جريان اصلاحات

اگرچه در سال‌هاي اخير تمام احزاب و شخصيت‌هاي سياسي اصلاح‌طلب زير چتر «شوراي عالي سياست‌گذاري اصلاح‌طلبان» گرد هم آمدند اما شرايط امروز بسيار متفاوت شده و بيشتر گروه‌هاي اصلاح‌طلب ساز مخالف مي‌زنند و ديگر حاضر به همکاري با اين شورا نيستند. از طرفي طرفداران شوراي عالي سياست‌گذاري هم به هيچ‌وجه حاضر نيستند سازوکار ديگري را جايگزين آن کنند. برخي احزاب مهم اصلاح‌طلب هم چندان اوضاع خوبي ندارند ازجمله اختلافات ميان دو حزب اتحاد ملت و کارگزاران علني شده و دعواهاي حزبي آنها به فضاي مجازي کشيده شد. بيانيه‌هاي مکرر حزب نداي ايرانيان هم عليه ديگر احزاب اصلاح‌طلب نشان از ساز جدايي و عدم‌ تعلق‌خاطر اين حزب به جريان اصلاحات دارد؛ حزب اعتماد ملي هم که دچار انشقاق درون‌حزبي شده و اوضاع مناسبي ندارد. موضع‌گيري‌هاي اخير آقاي کرباسچي عليه گفتمان اصلاحات نشان از اختلافات در اين اردوگاه دارد و اين اختلافات ائتلاف همه‌جانبه و ارائه ليست متحد را سخت مي‌کند. با اين اوصاف ادامه فعاليت شوراي عالي سياست‌گذاري اصلاح‌طلبان محل سوال بوده و بايد ديد آيا شاهد جايگزيني تشکيلات دموکراتيک‌تري خواهيم بود يا خير.

احتمال عدم‌تاييد صلاحيت اصلاح‌طلبان

واقعيت اين است که همه بضاعت اصلاح‌طلبان، ليست اميد نبود و اگر اصلاح‌طلبان شناخته‌شده وارد رقابت مي‌شدند، اين جريان نيروهاي توانمند و خوشفکر براي فرستادن به مجلس کم نداشت. افرادي در ليست اميد به‌عنوان نماينده تهران وارد مجلس شدند که هيچ سنخيتي با آرمان‌هاي اصلاح‌طلبي نداشتند. سناريوهاي پيش‌روي اصلاح‌طلبان براي شرکت در انتخابات مجلس يازدهم را مي‌توان به شکل زير بازخواني کرد.

1- حضور همه‌جانبه و بي‌قيد‌وشرط در انتخابات

برخي اصلاح‌طلبان از جمله مصطفي کواکبيان معتقدند که تحت هر شرايطي بايد در انتخابات مشارکت داشت، هم از ديدگاه منافع ملي و هم اينکه نبايد ميدان را براي طيف تندرو و اقتدارگرا خالي کرد. اين گروه معتقدند که اگر ژنرال‌ها و مهره‌هاي سرشناس جريان اصلاحات تاييد صلاحيت نشوند، بايد افراد ذخيره و ليست دوم را به ميدان رقابت فرستاد و به هيچ‌وجه نبايد از انتخابات کنار کشيد.

2- حضور مشروط در انتخابات

به عقيده برخي تئوريسين‌هاي جريان اصلاحات از جمله سعيد حجاريان و سيدمصطفي تاجزاده، عقلاني‌ترين راهبرد حضور در انتخابات، «مشارکت مشروط»‌ است، يعني اگر مهره‌هاي اصلاح‌طلب تاييد صلاحيت شدند با تمام ظرفيت وارد ميدان شد اما اگر جريان اصلاحات با عدم تاييد صلاحيت کانديداهايش مواجه شد بايد از آن کناره گرفت. در واقع اين سناريو وابسته به عملکرد دستگاه‌هاي بررسي‌کننده و مسئولان است.

3- تحريم انتخابات

برخي هم مي‌گويند بايد از انتخابات فاصله گرفت. آنها معتقدند عملکرد بسيار ضعيف ليست اميد و دولت روحاني موجب تضعيف سرمايه اجتماعي جريان اصلاحات شده و حتي اگر در انتخابات شرکت کنند با يک شکست مفتضحانه روبه‌رو مي‌شوند، صرف‌نظر از انتخابات و قهرکردن را به شکست همه‌جانبه در عرصه انتخابات ترجيح مي‌دهند. از جمله کساني که غيرمستقيم تمايل‌شان را به چنين راهکاري نشان داده‌اند مي‌توان به صادق زيباکلام اشاره کرد. بخش‌هايي از اين گروه معتقدند راي اصلاح‌طلبان و سرمايه‌ اجتماعي آنها نبايد در مسيرهاي ديگري مورد استفاده قرار گيرد که شائبه تبليغات در آن وجود داشته باشد.

جمع‌بندي

با توجه به شرايط کنوني حاکم بر فضاي جامعه و نااميدي قشر جوان و تحصيلکرده به‌نظر مي‌رسد ميزان مشارکت در انتخابات مجلس يازدهم شباهتي با ميزان مشارکت دوره قبل نخواهد داشت. از طرفي هرچقدر ميزان مشارکت مردم کمتر باشد شانس اصلاحات براي تصدي کرسي‌هاي مجلس پايين‌تر و راه براي ورود چهره‌هاي تندرو به مجلس بازتر خواهد بود. جريان اصلاحات بايد هرچه زودتر به فکر چاره‌اي باشد و خود را براي هر سناريويي آماده کند.

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی