فيلم سينمايي «دوئل» با حضور احمدرضا درويش نويسنده و کارگردان، بازيگران و عوامل فيلم 4 مهرماه به مناسبت هفته دفاع مقدس در سالن فردوس موزه سينما به نمايش درآمد.احمدرضا درويش کارگردان فيلم «دوئل» بعد از نمايش اين فيلم که 4 مهرماه در موزه سينما به نمايش درآمد در نشست با مخاطبان با تشکر از برگزارکنندگان اين برنامه و موزه سينما، گفت: اين مراسم مانند يک مهماني خوب است که عوامل «دوئل» نيز در آن حضور دارند و بعد از مدت ها و حدود 14 سال که از فضاي فيلم «دوئل» خارج شده بودم، دوباره امروز ذهنم با يک حال خوب به آن سالها رفت و خستگيام درآمد.وي ادامه داد: حدود 4 سال بود که اين فيلم را نديده بودم و دوست داشتم آن را روي پرده ببينم که خوشبختانه امروز در موزه سينما اين اتفاق افتاد. موزه سينما به نوعي خانه ما است و همه فيلمسازهايي که در طي سالهاي گذشته براي سينماي ايران زحمت کشيدهاند و کساني که عمرشان را براي سينماي ايران گذاشتهاند يک جاي پا، اسم و يک حقي در اين مکان دارند و اسمشان بايد ثبت شود و خوشحالم که امروز نيز به نوعي اسم ما در اينجا ثبت ميشود و آيندگان ما را قضاوت خواهند کرد.درويش همچنين يادآور شد: اسم اينجا موزه سينما است و چيزي در موزه قرار ميگيرد که بسيار ارزشمند باشد زيرا کالاي فاخر و ارزشمند را در موزه ميگذارند. موزه سينما موزه تصوير صدا و احساس است و طبيعي است که «دوئل» نيز به موزه سينماي ايران تعلق دارد.وي با بيان اينکه ميخواهم نقبي به دوران خودم بزنم، بيان کرد: جهان رويا و جهان خيالپردازي بسيار عجيب و غريب و حيرتانگيز است که هر فردي وقتي از اين مساله فاصله ميگيرد و خود با عينيت و واقعيت ميسنجد و مرور ميکند خودش را بجا نميآورد.درويش ادامه داد: امشب به روزگار گذشته غبطه خوردم، اميدوارم موقعيتي که من به آن گرفتار هستم براي هيچکس اتفاق نيفتد. البته بازهم ميگويم اينجا خانه من است به همين دليل اينقدر احساساتي شدهام وگرنه من آدم احساساتي نيستم. ما هنرمندان آدم صحرا هستيم و به آسمان نگاه ميکنيم، لطفا آسمان را از ما نگيريد.وي ادامه داد: چندين سال است که نقش صنعتگران و تکنوکراتها در دنيا مهم شده است و سرنوشت حيات انسان بستگي به صنعت، ثروت، سرمايهداري و کاپيتاليسم پيدا کرده است. کارخانههاي فيلمسازي کشورهاي ديگر تلاش دارند تا اين آسمان را بگيرند و ما بايد جلوي اين کار را بگيريم.احمدرضا درويش در پاسخ به اين سوال که شنيده ميشود قصد داريد فيلمي درباره فتح خرمشهر بسازيد، گفت: سينماي ما يک تصويري از بيرون دارد اما داخل خانواده سينما اتفاقات ديگري موج ميزند که خيلي بايد به آنها توجه کنيم. «دوئل» حلقهاي از زنجيره سينماي ايران است و آنچه از قبل در سينماي ما بود مانند دو امدادي در «دوئل» به دست ما رسيد و ما نيز بايد آن را به آيندگان بدهيم.وي ادامه داد: من دو، سه روز در جريان دفاع مقدس و روزهاي ابتدايي جنگ در زماني که خرمشهر در محاصره بود جهانآرا را ديده بودم و هميشه دوست داشتم در فيلمهايي که درباره جنگ ميسازم يک اشاره و امضايي از او در فيلمهايم باشد زيرا جهانآرا نماد و اسوه مقاومت در روزهاي ابتدايي جنگ بود.درويش خاطرنشان کرد: از 20 سال پيش 2 آرزو در فيلمسازي داشتم يکي اينکه حتما فيلمي درباره حادثه عاشورا و ديگر اينکه فيلمي درباره فتح خرمشهر بسازم. فيلم «رستاخيز» بهعنوان آرزوي اولم ساخته شد و حدود 15 سال از پيش توليد آن تا امروز که وضعيت نمايش آن مشخص نيست وقت من را به خود اختصاص داد. در اين مدت چند فيلمنامه نوشتم که يکي از آنها فيلمنامه «درخشش» است که مربوط به آرزوي دومم است که درباره فتح و آزادسازي خرمشهر است.وي ادامه داد: اين فيلمنامه هم اکنون کامل شده است اما فکر ميکنم ساخت آن نيز 15 سال طول بکشد و اميدوارم عمرم به ساخت اين فيلم کفاف بدهد.درويش با اشاره به اينکه خوشحال است کساني که با او کار کردهاند امروز در سينما درخشيدهاند، گفت: نميدانيد چه لذتي دارد وقتي ميبينم بازيگري که با من کار کرده در کار ديگري درخشيده است. آن زمان است که سرم را بالا ميگيرم و احساس ميکنم من هم سهمي در آن درخشش داشتهام.اميرحسين اثباتي طراح صحنه و لباس نيز درباره شرايط ساخت فيلم «دوئل» گفت: اين فيلم،اصلا فيلم سختي نبود چون همدلي و همکاري بسياري در زمان ساختش وجود داشت و افقي را هر روز براي ما ترسيم ميکرد که باعث ميشد همه بدانيم قرار است چه اتفاقي بيفتد. بنابراين از اين نظر ساخت فيلم «دوئل» اصلاً سخت نبود و بسيار دلپذير بود.وي ادامه داد: آقاي درويش هم محيط بسيار دلنشيني براي همه اعضاي گروه بهوجود آورده بود اما از نظر مقياس، کار بسيار بزرگ بود. بهطوريکه ما براي جابهجايي صحنه نياز به استفاده از لودر داشتيم. فضاهايي را مجبور بوديم بازسازي کنيم که نياز به ايدهپردازي داشت و بسيار حساس بود اما اين چالشها براي ما مطلوب و دلپذير بود.
هيچ فيلمي شبيه به «دوئل» نشد
محسن روزبهاني مدير جلوههاي ويژه نيز گفت: هر فيلمي که کار ميکنم بعد ميروم «دوئل» را ميبينم تا بفهمم شبيه به آن شده است؟! و تا به حال هيچ فيلمي شبيه به آن نشده است. ما زياد درگير امکانات و تدارکات نبوديم، همه را خود آقاي درويش فراهم کرده بود. هر روز که سر صحنه ميرفتيم دکوپاژ آماده بود و ميدانستيم که بايد چه کار کنيم اما باز هم کار سختي بود چون با جان آدميزاد سروکار داشتيم.
نبايد بگذاريم مسير سينما تغيير کند
پژمان بازغي با تشکر از داريوش صادقيان و گروه گريم فيلم بيان کرد: بگذاريد از اينجا شروع کنم که واقعا جاي انوشيروان ارجمند با بازي فوقالعادهاش اينجا خالي است. من 26 ساله بودم که در فيلم «دوئل» بازي کردم و الان 45 سال دارم. فيلم را که ديدم متوجه شدم چقدر جوان و خام بودم و اصلا آن روزگار درک نميکردم و تازه متوجه شدم که چه مسئوليتي بر دوش من گذاشته شده است.وي ادامه داد: قرار بود مجموعهاي به نام «پسران آدم» توسط آقاي درويش ساخته شود که به دلايلي به سرانجام نرسيد. از آنجا وي را ميشناختم. خوب به ياد دارم هفتهنامه سينما تيتر زده بود؛ «درويش دوئل ميکند» و با خودم فکر کردم يعني آقاي درويش مرا به ياد دارد. چند روز بعد آقاي درويش با من تماس گرفت و فيلمنامه را داد تا بخوانم. بعد که نظرم را پرسيد، گفتم بسيار خوب است، فقط نقش زينال را چه کسي بازي ميکند؟ گفت خودت و بسيار غافلگير شدم.بازغي تاکيد کرد: مسير سينماي ايران از آن دوراني که ما در فيلم «دوئل» بازي کرديم بسيار تغيير کرده است. فکر ميکنم وظيفه هيات انتخاب و داوران جشنوارهها اين است که مواظب باشند مسير سينما تغيير نکند. در روزگاري که اين فيلم را بازي ميکرديم فيلمها به شکل سادهتري ساخته ميشدند. ما نزديک به 10 ماه سر اين کار بوديم و همه صحنهها از تيراندازي تا غواصي را خودمان تمرين ميکرديم. به نوعي تمام صحنههاي بدل را خودمان بازي کرديم.وي با اشاره به خاطرهاي از بازياش در فيلم «دوئل» گفت: يک روز سر صحنه بعد از تحمل دو ساعت و نيم گريم، داريوش صادقيان ميخواست در چشم من لنز بگذارد که متوجه شد لنز از چشم من بيرون ميآيد. وقتي زير نور آن را نگاه کرديم ديدم که لنز پاره شده بود. کلي هنرور داشتيم و آفتاب داشت غروب ميکرد و فرصت نبود تا لنز ديگري جايگزين کنيم. از آقاي درويش پرسيدم صحنهاي که ميخواهيم بگيريم چقدر است و وي گفت 15 ثانيه. گفتم باشد بگيريم. من پلک نميزنم. بعدها متوجه شدم اگر پلک ميزدم و آن لنز به پشت چشم من ميرفت بايد چشمم را تخليه ميکردند اما آن روزگار ما شور ديگري داشتيم و الان در سينما بدين شکل نيست.
سينما را با «دوئل» شناختم
کامبيز ديرباز که در فيلم «دوئل» نقش يحيي را بازي ميکرد، گفت: هر چه من در سينما دارم از اعتماد آقاي درويش و بازي در اين فيلم است. او نشان داد ميشود به آدمهاي گمنام اعتماد کرد. هنوز هم بعد از 18 سال هر وقت در انتخابم اشتباه ميکنم با خودم فکر ميکنم الان آقاي درويش اگر اين فيلم را ببيند، چه فکري ميکند. هميشه فکر ميکنم وظيفه دارم پرچم اين مرد را به خاطر اعتمادش بالا نگه دارم.وي با بيان اينکه «دوئل» تا مدتها مرا بد عادت کرده بود، عنوان کرد: با احترام به تمام کارگرداناني که تا امروز با آنها کار کردم معتقدم سينما را با فيلم «دوئل» شناختم. من که کوچکترين عضو گروه فيلم بودم هر روز دکوپاژ فيلم را ميدانستم و بسيار منظم بوديم. حتي يک قطره خون از بيني کسي نيامد. يادم ميآيد در جشنواره آن سال گروهي از فرانسه آمده بودند و وقتي فيلم را ديدند باور نکردند تمام جلوههاي ويژه فيلم ميداني است و کامپيوتري نيست. سالها گذشت تا من متوجه شدم «دوئل» يک استثنا بود.
چرا «دوئل» يک استثنا شد؟!
در ادامه دانش اقباشاوي که در فيلم «دوئل» دستيار کارگردان بود با اهدا نشان کلاه خود حضرت عباس به احمدرضا درويش، گفت: من در آن زمان 23 ساله و فيلمساز کوتاه بودم. (البته دوست نداشتم آقاي درويش اين را بفهمد.) برخلاف کامبيز که خوشحال است در يک اتفاق استثنايي سينماي ايران حضور داشته است، من ناراحت هستم که چرا «دوئل» يک استثنا شد.رئيس انجمن صفني برنامهريزان و دستياران کارگردان سينماي ايران افزود: اين فيلم با دست ساخته و روي نگاتيو ثبت شد. سوال اين است که چرا اين جنس از سينماي جدي تکرار نشد.