بستن

داستان‌های معاصر کُرد

داستان‌های معاصر کُرد
فاطیما احمدی روزنامه‌نگار

اسفار سرگرداني

ادبيات کرد سال‌ها است که در ايران مخاطبان خود را يافته است. نشر افراز يکي از ناشراني است که بيش از ده‌ها اثر از زبان کردي(عراق و ترکيه) منتشر کرده است. «اسفار سرگرداني» نوشته جبار جمال غريب از جمله اين آثار است که رضا کريم‌مجاور آن را ترجمه کرده است. «اسفار سرگرداني» در سال 2016 منتشر شده و جايزه حسين عارف را براي نويسنده به ارمغان آورده است. اين کتاب نخستين اثري است که از اين نويسنده به فارسي ترجمه و منتشر مي‌شود.

«اسفار سرگرداني» روايت رويارويي هراس‌انگيز با گونه‌هاي گوناگون زمان است. زماني در هيات اژدهايي دوسر که يک سرش ريشه در تراژدي‌هاي تاريخ واقعي دارد و سر ديگرش حافظه‌ بشر از امر واقع تراژيک است که خود را به شکل استعاره‌هاي مفهومي و معنايي به آدمي مي‌نماياند. جبار جمال غريب در «اسفار سرگرداني» چگونگي مواجهه آدمي با اين زمان واقعي را توامان با چگونگي رهايي او از سلطه و هراس آن و همچنين چگونگي ساختن اين چگونگي نوآورانه در رمان خود را در‌هم آميخته و يکي از تخيلي‌ترين رمان‌هاي تاريخي ادبيات کُرد را نوشته است.

مضمون اصلي رمان «اسفار سرگرداني»، از يک‌سو داستان کشتار و نسل‌کشي ارمني‌ها به دست عثماني‌ها و از سوي ديگر نسل‌کشي مردم کردستان عراق به دست رژيم بعث است. کاکو شخصيت اصلي رمان حاصل ازدواج مردي کُردزبان با زني ارمني است. او که پدر و مادرش ريشه در مشرق‌زمين دارند، دچار نوعي بحران هويت و سرگرداني روحي مي‌شود و در پي يافتن ريشه‌هاي خود بدون اطلاع پدر و مادرش راهي مشرق‌زمين مي‌شود و درحالي‌که برف سنگيني باريده، وارد روستايي کُردنشين مي‌شود و با زني به‌نام نازجواهرخاتون و دختر جواني به نام سْحربانو ـ که از او با عنوان نسيم بهشتي ياد مي‌کند ـ برخورد مي‌کند و در طول اين برخورد، قلم جادويي نويسنده صحنه‌هايي مي‌آفريند که تا مدت‌ها و بلکه براي هميشه در ذهن خواننده ماندگار خواهد ماند...

روشن مثل عشق، تاريک مثل مرگ

«روشن مثل عشق، تاريک مثل مرگ» از شاخص‌ترين آثار محمد اوزون است که در سال 1998 منتشر شده است. اين رمان، روايتي نمادين از تاريخ معاصر ترکيه و منازعه‌ بين کُردها و ترک‌هاي اين سرزمين است.

محمد اوزون متولد 1953 در شهر سيورك از توابع اورفا واقع در كردستان تركيه است. وي پس از پايان دوره‌ دبيرستان براي ادامه‌ تحصيل به آنكارا رفت. اگرچه نوشتن به زبان كُردي در فاصله‌ سال‌هاي 1920 تا 1990 در تركيه ممنوع بود، ولي اوزون به اين زبان مي‌نوشت و نخستين رمان كُردي خود را سال 1985 منتشر كرد. در سال 1972 به دليل فعاليت‌هاي سياسي و نوشتن به زبان مادري، دستگير و به دوسال زندان محكوم شد. وي براي بار دوم به‌خاطر انتشار نشريه‌ رزگاري(آزادي) هشت‌ماه زنداني شد. سال 1977 به كشور سوئد رفت و تا سال 2005 به‌عنوان پناهنده‌ سياسي در آنجا ماندگار شد. در آنجا هفت رمان به زبان كُردي منتشر كرد.

محمد اوزون را بايد مدرن‌ترين و فعال‌ترين نويسنده‌ي كُرد كردستان تركيه به‌شمار آورد. به‌خاطر جادوي قلم و روايت قدرتمند و اعتقاد بي‌پروا و نيرومند به قدرت کلمه در سال 2001 برنده‌ جايزه‌ تورگني سگرستد سوئد شد. سال 2001 دادگاه امنيت دولتي شهر دياربكر محمد اوزون را به محاكمه فراخواند. در اين محاكمه‌ بسياري از چهره‌هاي ادبي برجسته از جمله ياشار كمال و اورهان پاموك حضور داشتند و از وي دفاع كردند و درنتيجه‌ همين دفاع‌ها و نيز فشارهاي بين‌المللي اوزون از اتهامات وارده تبرئه شد. سال 2006 معلوم شد كه محمد اوزون دچار بيماري سرطان شده و براي مداوا به بيمارستان دانشگاه كاروليسكاي استكهلم رفت. مدتي بعد دوباره به تركيه برگشت و در شهر دياربكر اقامت گزيد، اما سرطان رهايش نكرد و چندي بعد در سال 2007 درگذشت.

«روشن مثل عشق، تاريک مثل مرگ» داستان سرگذشت شگفت‌انگيز پسربچه‌اي است که از ترس دشمن، به همراه مردم روستاي خود به غاري پناه مي‌برد. دشمن که پس از مدتي، محل اختفاي اهالي روستا را کشف مي‌کند، آنها را محاصره کرده و سپس غار را به آتش مي‌کشد. اما پس از فروکش‌کردن شعله‌ها در کمال ناباوري، اين پسربچه‌ دوساله که «باز» نام دارد، از ميان دود و دم غار بيرون مي‌آيد. فرمانده‌ ارتش دشمن که خود فرزندي ندارد، او را به فرزندي مي‌پذيرد و در خانواده‌ خودش بزرگ مي‌کند. «باز» افسري مي‌شود که بعدها به جنگ همان اهالي سرزمين مادري‌اش مي‌رود، بي‌خبر که او خود از همان سرزمين و همان ملت است. روزي دختري از اهالي آنجا را اسير مي‌کند و دل به او مي‌بندد؛ دل‌بستني که به قيمت جان هر دو دلداده تمام مي‌شود.

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی