مجموعه رايزنيهاي رئيسجمهور و وزير امورخارجه که با سران اروپا داشتهاند و مواضعي که از سوي جمهوري اسلامي ايران اتخاذ شده، نشان ميدهد که کشورهاي اروپايي عزم جدي براي مديريت تنش ميان ايران و آمريکا داشتند، اما در اين امر ناکام ماندند. تلاشهاي امانوئل مکرون طي ماههاي گذشته و گفتوگوهايي که طي روزهاي اخير ميان رؤساي جمهور ايران و فرانسه شکل گرفت بيانگر آن بود که تلاشهاي رئيسجمهور فرانسه نيز در راستاي حفظ برجام راه به جايي نبرده و شرايط به نحوي است که احتمالا اروپاييها در آينده نزديک بخواهند توپ را به زمين ايران بيندازند. استراتژي تروئيکاي اروپايي برجام آن بود که با توجه به فرصت حضور رئيسجمهور در نيويورک به منظور سخنراني در هفتاد و چهارمين مجمع عمومي سازمان ملل متحد، ديدار حسن روحاني و دونالد ترامپ را به عنوان گام اول در راستاي کاهش تنشها مطرح کنند که به نظر ميرسد اين طرح از سوي ايران رد شد. در مقابل چرخش مواضع اروپا به سمت آمريکا، به معني آن است که اين کشورها به منظور کنترل ايران و ممانعت از برداشتن گامهاي بعدي کاهش تعهدات تلاش دارند تا با همراهي با آمريکا دستکم در زمينه سياسي براي فشار به ايران، جمهوري اسلامي را به مذاکره تحت فشار وادار کنند؛ اما تجربه نشان داده که جمهوري اسلامي به هيچ وجه تحت چنين شرايطي حاضر به مذاکره نخواهد بود. بيانيه پاياني اجلاس 1+4 نيز نشانگر همان راهبرد پيشين اروپا يعني حمايت کلامي از برجام بدون راهحل يا اقدام عملي خاصي است. با توجه به مجموعه اتفاقاتي که در نيويورک رخ داد به نظر ميرسد که دوران سختي در انتظار ايران است و اروپا نيز نميتواند بدون آمريکا کاري انجام دهد؛ چرا که راهبرد روشن و شفافي در اين خصوص ندارد. ايران بايد با اتخاذ استراتژي مشخص دنبال خنثيسازي آسيب ناشي از تحريم باشد تا به مرور زمان دست برتر را پيدا کند.