بستن

رکوردزنی بورس در پی خوش‌بینی به تحولات سیاسی

رکوردزنی بورس در پی خوش‌بینی به تحولات سیاسی

آرمان‌ملي- زينب مختاري: در روزهاي اخير بورس توانست از سد تاريخي 300هزار واحد نيز عبور کرده و خود را به شاخص 314هزار واحدي برساند. اين روند صعودي در حالي جريان دارد که کشور تحت شديدترين تحريم‌ها قرار داشته و رئيس‌جمهوري آمريکا نيز تحريم‌هاي جديدي عليه بانک مرکزي ايران اعلام کرده است. در عين حال بازارهاي موازي همچون مسکن، خودرو، ارز و طلا يا در رکود به سر مي‌برند يا از ثبات نسبي برخوردار هستند. اما در مقابل، بازار سرمايه با استقبال بي‌سابقه‌اي مواجه بوده و روند هدايت نقدينگي به سمت بورس شتاب چشمگيري داشته است. اگرچه تمامي بازيگران اين بازار را نمي‌توان معامله‌گران حرفه‌اي دانست اما در صورت هدف‌گذاري صحيح مي‌توان اين سرمايه‌ها را به سمت بخش‌هاي توليد هدايت کرد. حميد ميرمعيني- کارشناس بازار سرمايه- در گفت‌وگو با «آرمان‌ملي»‌ به تحليل وضعيت بورس ايران در روزهاي جاري پرداخته است که در ادامه مي‌خوانيد.

تحليل شما از رشد شاخص‌هاي بورسي در روزهاي گذشته با توجه به شرايط تحريم و نوسانات سياسي جاري در اين روزها، چيست؟

به‌رغم اينکه بحث ريسک سياسي اين چند روزه افزايش پيدا کرده بود و شاخص‌ها براي دو روز سه‌شنبه و چهارشنبه هفته گذشته نيز افت سنگيني را تجربه کردند و حتي شاخص بورس تا زير 300 هزار واحد هم پايين آمد، اما با توجه به اينکه تبعات آن تنش‌هاي سياسي خيلي ادامه‌دار نبود بازار سرمايه توانست رکوردهاي جديدي را بشکند. در عين حال خوش‌بيني‌هايي که مجددا نسبت به مذاکرات شکل گرفته است به اين روند بازار سرمايه‌ که اکنون با روند جديدي از ورود جريان نقدينگي مواجه است کمک کرده است. اما بايد توجه داشت که همه ابعاد بازار سرمايه و بورس اوراق بهادار در شاخص‌ها خلاصه نمي‌شود. بسياري از روزنامه‌نگاران و رسانه‌‌اي‌ها صرفا روي بحث شاخص و بالارفتن قيمت سهام تاکيد مي‌کنند اما از رويکرد و کارکردهاي اصلي بازار سرمايه غافل مي‌شوند. به هر حال اين مي‌تواند زمينه مناسبي براي رونقي باشد که شکل گرفته است. همچنين اين رشدهايي که الآن وجود دارند مي‌توانند زمينه مناسبي ايجاد کند تا اين نقدينگي اولا دوباره به سمت بازارهاي موازي بازنگردد و بازارهايي نظير ارز، طلا، مسکن و خودرو را تحت تاثير نامساعد قرار ندهد و باعث افزايش قيمت بي‌محابا در آن بازارها نشود و دوم اينکه اين بستر باعث شود که اين جريان نقدينگي به سمت فعاليت‌هاي مولد و افزايش سرمايه‌ها و تامين مالي بنگاه‌هاي اقتصادي هدايت شود تا نهايتا گرهي از تامين مالي بنگاه‌هاي اقتصادي نيز باز کند و آنها بتوانند روي افزايش سرمايه‌اي که در پيش دارند، براي طرح‌هاي توسعه‌اي خود از محل بازار سرمايه تامين مالي کنند. در عين حال اين بستر را ايجاد کند که عمق بازار ما هم افزايش يابد. علاوه بر اينکه به نوعي جريان نقدينگي به سمت فعاليت‌هاي مولد هدايت شده است.

برخي فعالان بازار سرمايه در قياس دو موج ورودي سال گذشته و جاري به بورس اين‌گونه تحليل مي‌کنند که موج سال گذشته براي پوشش‌دهي رشد نرخ ارز وارد اين بازار شد اما موج امسال به دليل جذابيت بورس و انگيزه آشنايي با شيوه معاملاتي در آن شکل گرفته و از همين منظر، سرمايه‌هاي ورودي در سال جاري ماندگارتر خواهند بود؛ ارزيابي شما از اين تحليل چيست؟

منشاء اتفاقاتي که در بازار سرمايه مي‌افتد حتما به کاهش ارزش پول ملي و جهش‌هاي ارزي که ما در سال گذشته داشتيم مرتبط مي‌شود. مدتي بحث سودآوري شرکت‌ها مبتني بر افزايش نرخ ارز مطرح بود و افزايش قيمت کالاها و محصولاتي که به فروش مي‌رساندند؛ همچنين بعد ديگري که روي سهام شرکت‌ها اثرگذار بود، عمدتا به افزايش ارزش جايگزيني دارايي‌هاي شرکت‌ها بازمي‌گردد. نهايتا مثال مي‌زنند که اگر قرار باشد فلان بنگاه، نهاد اقتصادي و شرکت بخواهد دوباره ايجاد شود با توجه به افزايش قيمت‌هاي دارايي‌ها الآن چقدر ارزش دارد. بنابراين يک بخشي از آن براي افزايش سودآوري شرکت‌ها تحت تاثير جهش ارزي بوده و بخش ديگر آن نيز بحث افزايش ارزش دارايي‌ها بود. قانون هم در سال 98 اين روند را متناسب با آن، تعديل کرد و به شرکت‌ها اجازه داد که از محل افزايش ارزشي که ايجاد شده بود، تجديد ارزيابي دارايي کنند و از آن محل هم بتوانند افزايش سرمايه دهند؛ همچنين شرکت‌ها ترازنامه‌هاي خود را به روز کنند و به نوعي با اين اتفاقي که به‌ويژه براي ترازنامه‌ها و ارزش دارايي‌ها مي‌افتد، شفافيت هم افزايش يابد.

بدين ترتيب اين روند ادامه‌دار است؟

شايد افزايش قيمت‌ها براي برخي از شرکت‌ها تا اينجا به صورت خيلي شتابان انجام شده و تقريبا نقطه به لب‌به‌لب ارزش ذاتي رسيده‌اند. اما يک سري از سهم‌هاي ديگر مانده‌اند که هنوز به آن ارزش ذاتي نرسيده‌اند و در آنها هم در ادامه اين راه شايد تا پايان سال شاهد رشد ديگري باشيم. اما همه اينها منوط به اين است که آن بستر سياسي مقداري آرامشي که نياز بازار است را فراهم کند تا پس از آن هم شاهد باشيم که بنگاه‌هاي اقتصادي- چه شرکت‌هاي صادراتي و چه شرکت‌هايي که توليدکننده داخلي هستند- از اين جهش ارزي بهره‌مند شوند و اين روند به تقويت بنگاه‌هاي اقتصادي منجر شود تا در نهايت بتوانند با شرکت‌هاي متفاوت و شرکت‌هاي بين‌المللي رقيب رقابت کنند و اين باعث تقويت اقتصاد ملي باشد.

به‌رغم جذابيت‌هاي بورس و ظرفيت بالاي نقدشوندگي در اين بازار، آيا ممکن است در صورت نوسان سياسي جديد، نقدينگي به سمت بازارهاي موازي همچون ارز و طلا کوچ کند؟

متغيرهايي که باعث شوند بازارهاي ارز و طلا جذاب شوند، همان متغيرهايي هستند که ممکن است باعث افت بازار سرمايه شود. به هر حال اين دو بازار با هم جريان معکوس دارند که به آن همبستگي معکوس مي‌گويند. با توجه به اينکه جريان نقدينگي که وارد بازارها مي‌شود و از اين بازار به آن بازار منتقل مي‌شود، جريان نقدينگي هوشمند است، بلافاصله با ذهنيت و پيش‌بيني اينکه ريسکي متوجه سرمايه آنها مي‌شود تغيير بازار مي‌دهند. اين خيلي دور از ذهن نيست که با تغيير متغيرهاي اثرگذار اين جريان نقدينگي به سمت بازارهاي موازي هم برود. ولي در صورتي که حالت عادي باشد و تنش سياسي افزايش پيدا نکند و اوضاع سياسي به سمت بهبود برود، ما همچنان شاهد خواهيم بود که جريان نقدينگي همچنان به سمت بازار سرمايه روان باشد و اين جريان در بازار سرمايه ماندگار شود.

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی