آرمان ملي- رها معيري: طبق آمار 29ميليون نفر در ايران، داراي چاقي و اضافه وزن هستند، چاقي اين روزها يکي از مشکلات حاد پيش روي مردم در کلانشهرها است. جوامعي که به قول خيلي ها زندگي ماشيني سبک و سياق زيستشان را در هم ريخته است. چاقي در کشور ما عوامل مختلفي دارد، از غذا خوردن تا تفريح کردن و عدم تمايل مردم به ورزش بهدليل مشکلات و کمبود وقت از اثرگذارترين اين عوامل به حساب ميآيد. در اين رابطه «آرمان ملي» در گفتوگو با شهلا کاظمپور، جامعه شناس و مدرس دانشگاه به بررسي اين چالش پرداخته است که در ادامه ميخوانيد.
چرا جوامع امروزي بايد با پديده چاقي دست و پنجه نرم کنند؟
در عصر امروز به همان سرعت که علم پيشرفت کرده و توسعه زندگي شهرنشيني اتفاق افتاده، مردم صبرشان هم کم شده و دوست دارند پا به پاي اين سرعت، همه چيز را آسان به دست آورند و متاسفانه اين بيصبري را در غذا خوردن آنها بيش از هر کار ديگري شاهد هستيم؛ موضوعي که باعث شده بخش قالب توجهي از مردم جوامع شهري با مصرف غذاهاي فست فودي بهعنوان سريعترين راه براي دستيابي به غذاي مورد نياز خود انتخاب کنند. خوراکيهايي که ارزش غذايي چنداني ندارند و در شرايط بهداشتي مناسب تهيه نميشوند، اما همين غذاها توانستند طرفداران زيادي را در سرتاسر جهان پيدا کنند. حجم محبوبيت اين غذاها تنها يک دليل دارد و آن هم سرعت در تهيه غذا است.
چه عاملي باعث اين کم طاقتيها در ميان افراد شده است ؟
با پيشرفت تکنولوژي و گسترش شبکههاي اجتماعي، نوجوانان و جوانان بيشتر وقت خود را صرف اين عوامل ميکنند. طبق آمارهاي منتشره شده چيزي حدود 45ميليون نفر از جمعيت کشور ما را کاربران اينترنتي تشکيل مي دهند؛ کاربراني که 40 درصدشان 19 تا 29 سالهاند. آمار فوق حکايت از آن دارد که نسل جوان ما، پويايي در فضاي واقعي را از خود گرفته و بيشتر وقت و انرژي اش را در فضاي مجازي سپري ميکند. طبيعي است جواناني که غذاي سالم نميخورند و تحرک چنداني ندارند به مشکلات مختلف دچار مي شوند.
کارشناسان بر اين باورند که چاقي ميتواند باعث ناهنجاريهاي رفتاري فرد شود، نظر شما در اين رابطه چيست؟
مسلما بيتاثير نيست. يک فرد وقتي به خاطر چاقي از جامعه کناره گيري ميکند، نميتواند ميان خود و جامعه رابطه خوبي برقرار نمايد، مسألهاي که باعث ميشود او خود را از تمام حقوق اجتماعي محروم کند و اين محروميت از يکسو او را گوشهگير ميکند. از سوي ديگر يکي از علل مهم چاقي در کودکان نيز اضطراب، فشار رواني است. اما غير از حالات روانشناختي عوامل فرهنگي و اجتماعي نيز در چاقي يا لاغري افراد نقش مهمي دارند. در بسياري از فرهنگها در سراسر جهان، مردم نسبت به وزن خود حساسند. در ايران افراد غالبا از کودکي نگران وزن خود هستند بهويژه اگر اضافه وزن داشته باشند و ديگران اذيتشان کنند و آنان را به جمع خود راه ندهند. وقتي کودکان به سنين نوجواني ميرسند بسياري از آنها بيش از اندازه دلمشغول وضع ظاهري خود ميشوند و علاقه دارند وضع ظاهر خود را تغيير دهند، اين کودکان غالبا نگراني خود را در مورد مشکلات پوستي اظهار ميکنند و دوست دارند اندامي بهتر يا ورزشکارانهتر داشته باشند. اشخاصي که چاق هستند غالبا از ديد ديگران تنبل، راحت طلب و پرخور بهنظر ميرسند و بسياري از آنها آرزو ميکنند يا ميکوشند بدني داشته باشند که از نظر زيست شناسي دستيابي به آن امکانپذير نيست. بهعنوان نمونه در افراد دچار بياشتهايي عصبي، اين انديشه که اضافه وزن دارند تا مدتها پس از لاغر شدن ادامه مييابد. وقتي اين افراد آنچنان لاغر ميشوند که چيزي به غيراز پوست و استخوان از آنان باقي نميماند، بازهم خود را بسيار چاق ميانگارند و ميانديشند اندازه بدنشان هنوز بسيار بزرگ است.