آرمان ملي- حميد شجاعي: اصلاحطلبان در مقاطع مختلف توانستهاند رضايت افکار عمومي و سرمايه اجتماعي خود را براي حمايت از اين جريان در انتخاباتهاي مختلف بهدست آورند، اما اکنون پس از دو دهه و با توجه به شرايط جامعه و نيازهاي روز مردم لزوم بازنگري و باز تعريف جريان اصلاحات در جامعه به شدت احساس ميشود. احمد خرم وزير راه دولت اصلاحات در اين رابطه معتقد است: «اينکه ليدرهاي جريان اصلاحات و صاحبنظران و نظريه پردازان بنشينند و طرحي نو دراندازند حرکت خوبي است، اما اين را هم بايد در نظر بگيرند که چقدر بدنه اجتماعي اصلاحات پذيراي آن است. يعني فقط نظريهپردازي کردن کفايت نميکند.»
باز تعريف اصلاحطلبي يا نو اصلاحطلبي؟
بيش از 2 دهه از ظهور و بروز جريان اصلاحات در خرداد 76 ميگذرد و اين جريان توانسته با تکيه بر مفاهيمي چون آزادي بيان، جامعه مدني، قانونگرايي و مطالبات مردم در مقاطع مختلف به کنشگري فعال در جامعه بپردازد. از همين رو مردم نيز که اصلاحطلبي را راهي براي بهبود وضعيت جامعه در حوزههاي مختلف دانستند همواره در انتخاباتهاي گوناگون اين جريان سياسي را برگزيدهاند. گرچه در برخي سالها نيز جريان رقيب بر اصلاحطلبان پيروز شده؛ اما در قاطبه مقاطع اصلاحطلبان مورد اقبال مردم قرار گرفتهاند و انصافا نيز تا حد ممکن و در حدود اختيارات، عملکرد مثبت و موثري داشتهاند. با اين حال در شرايط کنوني که علل مختلفي موجب بهوجود آمدن چنين شرايطي شده و مردم را نسبت به اصلاحطلبان بدبين کرده بسياري از فعالان سياسي اصلاحطلب به لزوم بازنگري و به روزرساني جريان و گفتمان اصلاحات اذعان دارند و معتقدند که بايد از درون اصلاحات نو اصلاحطلبي پديد آيد. هر چند که اين رويکرد مخالفاني نيز دارد که معتقدند اصلاحطلبي بايد در عملکردها و اجرا با نيازهاي روز همراه شود و در گفتمان و راهبرد احتياجي به تغييرات نيست. در همين راستا افرادي همچون محمدرضا تاجيک معتقدند که «برخي در جريان اصلاحات در قد و قواره اين جريان نبوند و کوتولهها باعث افول جريان اصلاحات شدند».
برخورد صادقانه، مولفه ايجاد مقبوليت
وزير راه دولت اصلاحات در خصوص نو اصلاحطلبي و پوست اندازي جريان اصلاحات در جامعه اظهار داشت: اصلاحات و هر جريان و جبهه ديگري نيازمند بازيابي و بازبيني حرکت خود است؛ يعني اصل انتقاد از خود را نبايد فراموش کنيم. البته اين انتقاد از خود بايد درون تشکيلاتي باشد و اگر به بيرون درز پيدا کند منشأ تخطئه آن جريان ميشود. خبرآنلاين نوشت؛ احمد خرم گفت: اينکه ليدرهاي جريان اصلاحات و صاحبنظران و نظريه پردازان بنشينند و طرحي نو دراندازند حرکت خوبي است، اما اين هم بايد در نظر بگيرند که چقدر بدنه اجتماعي اصلاحات پذيراي آن است يعني فقط نظريهپردازي کردن کفايت نميکند ما بايد در کنار توليد کننده فکر به دو دسته ديگر هم نياز داريم اول توزيع کننده فکر و دسته ديگر مصرف کننده فکر است. وي افزود: درواقع در جريان اصلاحات بر روي کادرسازي و اينکه مطالبات مردم از دهان و ذهن اصلاحطلبان بيرون بيايد و پيگيري شود، اينکه نقد شود و رويهها و سياستهاي گذشته اصلاح شود کار نشده و اين نقيصه وجود دارد. وي درباره ميزان پذيرايي جامعه از طرح نو اصلاحطلبي بيان کرد: براي ايجاد اين مقبوليت چند فاکتور اوليه وجود دارد که اولين مولفه «برخورد صادقانه» است. از سوي ديگر براي آنکه اين نوسازي بتواند بدنه اجتماعي را با خود همراه کند بايد تشکلها و جريانهاي سياسي صداي رساي توقعات و مطالبات مردم و اعتراضات مردم باشد. اين فعال سياسي اصلاحطلب عنوان کرد: مساله ديگر آن است که علاوه بر اينکه جريانهاي سياسي بايد صداي مردم باشند بايد مطالبات مردم را هم پيگيري کنند. بايد چالشهاي مردم را کنکاش کنند و براي آنها راه حل ارائه کنند. به عبارت ديگر چه بايد کرد و از کجا بايد آغاز کنيم را پيش پاي مردم بگذارند.
علت افت اصلاحات
احمد خرم در مورد ميزان عملکرد اصلاحطلبان در راستاي مولفههاي مقبوليت در جامعه اذعان کرد: هيچکدام از تشکلها رسالتهاي اصلي خود را که توزيع قدرت، کادرسازي، بيان مطالبات و دفاع از مردم را به درستي انجام ندادند. دغدغههاي مردم را آسيبشناسي کردن و حرکت در مسير حل مشکلات مردم، از رسالتهاي اصلي حزب است که بايد انجام شود ولي متاسفانه هيچ کدام از احزاب و جريانها به اين مسائل توجه ندارند و توجه اصلي متوجه قدرت است. اين فعال سياسي اصلاحطلب در خصوص در پيش گرفتن روايتي جديد از سوي اصلاحطلبان پس از سال 88 گفت: جريان اصلاحات از دو طرف ضربه شديدي خورد. يکي حذف عناصر رده اول اصلاحات، به طوري که پروندهاي زير بغل اغلب آنها گذاشتند و با اين روش يا بازداشت شدند يا صلاحيتشان تاييد نشد و بر اين اساس مجبور شدند نيروهاي دست دوم و سوم خود را وارد گود کنند. وي عنوان کرد: جريان اصلاحات يک ضربه هم از درون خورد به اين معنا که يک عده فرصت طلب به جاي اينکه براي مردم کار کنند فقط به فکر حفظ قدرت و تکيه زدن بر منصبها بودند