آرمان ملي- گروه ديپلماسي : تقريبا 19سال پيش ايده اتحاديه اوراسيا با هدف تاسيس اتحاديه اروپاي ديگر اما اينبار در قلب آسياي ميانه مطرح شد. بعدها اين ايده منجر به امضا معاهدهاي ميان سه کشور بلاروس، قزاقستان و روسيه در سال 2014 شد که بر اساس آن اتحاديه اقتصادي بهنام اوراسيا شکل گرفت. ايران نيز در بعضي از نشستهاي آن حضور دارد، اما با اينکه برخي کارشناسان حضور ايران در اين نشستها را با ديده ترديد نگريستهاند، برخي ديگر آن را فرصتي براي برونرفت از ديوار بلند بنبستهاي اقتصادي ميدانند. در اينباره شعيب بهمن کارشناس حوزه آسياي ميانه در گفتوگو با «آرمان ملي» ميگويد: اتحاديه اقتصادي اوراسيا مهمترين سازمان و تشکل در محدوده کشورهايي به شمار ميآيد که از شوروي سابق جدا شده و توانستند استقلال خود را به دست بياورند. در ادامه اين گفتوگو را ميخوانيد.
اين اتحاديه چه هدفي را دنبال ميکند؟
هدف نهايي اين اتحاديه اين است که چيزي شبيه به اتحاديه اروپا را توسط کشورهاي عضو، تشکيل دهد. به اين معنا که تعرفههاي گمرکي از بين برود. صادرات و واردات به کشورهاي عضو اتحاديه بدون محدوديت انجام شده و حتي کشورهاي عضو اتحاديه بهواسطه پول واحد، تعاملات اقتصادي خود را انجام دهند. بنابراين طرح و نقشه و ايده نهايي اين است که اتحاديه اوراسيا به اتحاديه اروپا البته با ترکيب متنوعتري از کشورها، تبديل شود. از سويي اگرچه اتحاديه اروپا يک اتحاديه جغرافيايي به شمار ميآيد و محدود و محصور به منطقه اروپا است ولي اتحاديه اقتصادي اوراسيا ميتواند محدوده فراجغرافيايي داشته و حتي کشورها و قارههاي ديگر را در خود پذيرا باشد.
به نظر شما اتحاديه اقتصادي اوراسيا ميتواند ظرفيت اقتصادي اتحاديه اروپا را داشته باشد؟
باتوجه به ظرفيت کشورهاي عضو اتحاديه، يا کشورهايي که در آينده عضو خواهند شد، ظرفيتهاي اقتصادي، منابع انرژي، ميزان جمعيت و توانمنديهايي که در حوزه سرمايههاي انساني دارند و موقعيت جغرافيايي مناسب، به اتحاديه اقتصادي اوراسيا اين ظرفيت را ميبخشد که در آينده بتواند نقش فعالي در تعاملات اقتصادي جهان و بهتبع تحولات سياسي و امنيتي بينالمللي جهان ايفا کند.
با توجه به تفاهم ايران با اين اتحاديه بر سر خروج بيش از 800 قلم کالاي ايران از تعرفههاي گمرکي، اين اتفاق در اقتصاد ايران محسوس خواهد بود؟
اگرچه در حال حاضر تعاملات اقتصادي به واسطه برخي محدوديتها که کشورهاي عضو دارند و تازهکاربودن و نوپابودن اتحاديه، هنوز تعاملات اقتصادي چشمگير نيست، ولي اين چشمانداز وجود دارد که اين اتحاديه در آينده بتواند نقش قابل توجهي در اقتصاد بينالمللي ايفا کند. اين اتحاديه براي ايران از چند جهت حائز اهميت است. مساله اول اين است که ايران در همسايگي اين اتحاديه قرار دارد، يعني مرز مشترک زميني با ارمنستان دارد که عضو اتحاديه است و مرز مشترک دريايي با روسيه دارد و همچنين با قزاقستان که عضو اين اتحاديه است. بنابراين مبادله کالا با کشورهايي که در همسايگي قرار دارند و داراي مرزهاي مشترک دريايي و زميني هستند، ميتواند يک مزيت به شمار آيد. نکته دوم اين است که فاکتور موقعيت جغرافيايي ايران هم ميتواند براي اتحاديه اقتصادي اوراسيا جذاب و از سويي براي ايران درآمدزا باشد، يعني درآمدي که ميتواند از بحث ترانزيت کالا براي ايران به دست بيايد و اتحاديه اقتصادي اوراسيا را به خليج فارس متصل کند، ميتواند درآمد کلاني براي کشور ايجاد کند و ايران هم منتفع شود.
شرايط حال حاضر ايران و سايه سنگين تحريمها بر اقتصاد کشورتا چه اندازه اين مشارکت را ضروري ميسازد؟
در شرايطي که ايران از طرف آمريکا تحت تحريم قرار گرفته و بسياري از کشورهاي غربي و اروپايي هم ناگزير به اجراي تحريمهاي آمريکا هستند، اتحاديه اقتصادي اوراسيا ميتواند يک فضا و موقعيت جديد و فضاي اقتصادي مهمي را براي ايران باز کند تا ايران بتواند صادرات خود را به کشورهاي عضو اين اتحاديه افزايش دهد. در عين حال ايران ميتواند بخش بزرگي از کالاهايي را که بهواسطه تحريم آمريکا و کشورهاي غربي، عملا نميتواند از آن کشورها وارد کند، از طريق کشورهاي اتحاديه اقتصادي اوراسيا اين کالاها را وارد کند.
چه تضميني وجود دارد که سرنوشت اين اتحاديه به سازمان اکو تبديل نشود؟
به هرحال سرنوشت هر اتحاديه يا هر ائتلاف يا هر نهاد بينالمللي را اعضايي که در آن مشارکت دارند تعيين ميکنند. دليل اينکه اکو به ساختاري تبديل شده که خيلي پويا و فعال نيست، اين است که اساسا کشورهاي عضو هرکدام بهانه خاص خود را دارند. برخيها معتقدند اساسا ممکن است بخش مهمي از اقتصاد کشورهاي عضو اکو، مکمل يکديگر نباشد. اين در حالي است که در اتحاديه اقتصادي اوراسيا وضعيت تقريبا متفاوت است. قاعدتا کشورها باتوجه به تنوع ساختار اقتصادي خود ميتوانند با هم تعادل اقتصادي داشته باشند، يعني پويايي تعامل اقتصادي اوراسيا و همچنين اهتمام جدي کشورهايي که اين اتحاديه را پايهگذاري کردهاند مبني بر اينکه اين اتحاديه بتواند در آينده چشمانداز روشني داشته باشد اين هم موضوع مهمي است. بنابراين هم قابليت تکميلي اقتصادي و هم اهتمام کشورهاي عضو، براي اينکه بتوانند اتحاديه را توسعه و رونق ببخشند، هردو عامل مهمي محسوب شده که ميتواند اتحاديه اقتصادي اوراسيا را با چشمانداز روشني مواجه کند و اين اتحاديه ميتواند به سرنوشتي شبيه به اکو مواجه نشود. ضمن اينکه دورنمايي که براي اتحاديه اقتصادي اوراسيا تعريف شده همانند اکو نيست. اکو بهصورت سازماني تشکيل شده است و در آن کشورهاي عضو مشخص بوده که بعضا اقتصاد ضعيفي هم دارند و اساسا قابليت مراودات تجاري در سطح بالا را هم ندارند. ولي اتحاديه اقتصادي اوراسيا، هم قابليت مبادلات اقتصادي در سطح بالا در درون خود دارد و هم اينکه درهاي اين اتحاديه بسته نيست. در حال حاضر کشورهاي جديدي مثل هند، ترکيه، چين و کشورهايي در شرق آسيا خواهان عضويت در اين اتحاديه هستند. نکتهاي که براي ما وجود دارد اين است که ما چقدر بتوانيم روي گزينه توسعه صادرات خود تمرکز کنيم؟ اگر از بين رفتن تعرفهها صرفا منجر به اين شود که ما تنها بر واردات کالا تمرکز کنيم، قطعا کشور متضرر خواهد شد. اما اگر تمرکز ما بر توسعه صادرات باشد هم ميتوانيم اقتصاد داخلي کشور را رونق ببخشيم هم درآمد مناسبي از صادرات کالاها و خدمات کشورهاي عضو اتحاديه کسب کنيم، تا شرايط اقتصادي ما دچار تحول جدي شود.