سيدمحمد صدر:
قذافي درخواستهايي داشت که رئيس دولت اصلاحات نميتوانست انجام دهد
اتهام موسوي خوئينيها به امام موسي صدر نارواست
شهريورماه سال 57 بود که بعد از سفر امام موسي صدر به ليبي به دعوت معمر قذافي، به دلايلي نامعلوم ناپديد شد و از آن زمان تاکنون خبري از ايشان در دست نيست. به همين بهانه و درباره کم و کيف ديدگاههاي امام موسي صدر و آخرين وضعيت رسيدگي به پرونده ايشان خبرآنلاين با سيدمحمد صدر برادرزاده امام موسي صدر به گفتوگو نشست که بخشي از آن را در ادامه ميخوانيد.
سال گذشته مطالبي بهنقل از آقاي موسوي خوئينيها منتشر شد که در آن گفته بودند تا آنجا که رفتار ظاهري امام موسي صدر نشان ميداد ايشان هيچ نوع همراهي با انقلاب نداشت و اينکه در آن زمان ايشان نظرش اين نبوده که نهضتي که در ايران شروع شده به يک نتيجه خاصي ميتواند برسد. منتسببودن اين موضوعات به امام موسي صدر قابل تاييد است؟
فکر ميکنم اطلاعات جناب آقاي موسوي خويينيها درباره امام موسي صدر به زمان خيلي دور برميگردد که ايشان ظاهرا سفري به لبنان و ديداري با امام موسي صدر داشتند بنابراين ميتوان گفت که برداشتهاي ايشان خيلي مطابق با واقعيت نيست البته هر شخصي آزاد است که نظر خود را داشته باشد. واقعيت اين است که قبل از انقلاب بسياري از بچههايي که براي مبارزه با رژيم شاه و آموزشهاي چريکي به لبنان و سوريه سفر ميکردند از طريق امام موسي صدر مورد حمايت قرار ميگرفتند و در اردوگاههاي امل و فلسطينيها آموزشهاي چريکي ميديدند. علاوه بر اين شخصيتهايي همچون دکتر يزدي هم که بهعنوان نماينده امام در آمريکا و در چارچوب نظريات ايشان در اروپا و آمريکا فعاليت ميکرد با امام موسي صدر بهصورت جدي در ارتباط بود که نشان از همراهي امام موسي صدر با انقلابيون دارد. لازم است عرض کنم بخش چريکي و اقدامات مسلحانه بعد از اينکه دکتر چمران از آمريکا به لبنان رفت و همکاري با امام موسي صدر را آغاز کرد و سازمان امل تشکيل گرديد در چارچوب اقدامات ايشان شکل گرفت. علاوه بر اين دکتر شريعتي که به معناي واقعي معلم انقلاب ناميده ميشد و همه ما دانشجويان اعم از داخلي و خارجي از نظريات ايشان استفاده ميکرديم نيز مورد احترام امام موسي صدر بود بهطوري که بعد از فوت ايشان توسط امام موسي صدر مراسم خاکسپاري مفصلي در سوريه براي دکتر شريعتي تشکيل شد که در تاريخ ماندگار شد، سپس مراسم چهلمين روز درگذشت دکتر شريعتي با شکوه تمام در بيروت توسط ايشان برگزار شد که سخنراني مشروحي تحت عنوان مبارز کيست در اين مراسم توسط امام موسي صدر ايراد گرديد. حال با اين شواهد چگونه ممکن است فردي با اين سابقه، خيلي با انقلاب همراهي نداشته باشد. با اين استدلالها است که عرض ميکنم اظهارات آقاي موسوي خوئينيها اگرچه احترام زيادي براي ايشان قائلم را خيلي دقيق نميدانم، در واقع يک مقداري اطلاعات شان قديمي است زيرا ايشان در سالهاي خيلي دوري به لبنان سفر کرده و مذاکرهاي با امام موسي صدر داشتند که همان را هم مبناي اظهارنظر خود قرار دادند که اين برداشت با وقايع بعدي تطابق ندارد.
واقعيت آن است که شخصيت امام موسي صدر براي نسل جديد شخصيت جذابي است بهدليل آرا ايشان درباره آزاديها و حجاب، يا عکسهايي که از ايشان وجود دارد و...
واقعا ايشان به لحاظ اجتماعي ديدگاه وسيع و بازي داشت، بهطور کلي مکتب صدر بهدنبال اصلاح جامعه بود و بر اين باور است که اگر مردم متخلق به اخلاق اسلامي شوند بسياري از مشکلات جامعه حل خواهد شد که اقتصاد و سياست بعد از آن قرار ميگيرد. مجموعا مکتب صدر ديد بازي دارد که در ابعاد فرهنگي و سياسي نمود پيدا ميکند. بهطور مثال در زمان دانشجويي ما، مارکسيستها خيلي فعاليت داشتند چون ما ميخواستيم با آنها وارد چالش شويم کتابهاي آنها را مطالعه ميکرديم، برخي از اين کتابها را از جمله کتاب سرخ مائو را در منزل داشتم. بهدليل يکسري فعاليتهاي دانشجويي متوجه شدم که ساواک ميخواهد من را دستگير کند و من به پدرم اين ماجرا را اطلاع دادم که اگر ساواک بيايد و کتاب مارکسيستي در اتاق من پيدا کند مشکل ساز ميشود، پدر من بهعنوان روحاني شيعه گفتند کتابها را در کتابخانه من بگذار. ايشان اصلا معترض نشدند که چرا شما اين کتابها را داريد. به لحاظ فرهنگي هم فضاي منزل ما بهگونهاي بود که حتي بعد از انقلاب اگر از تلويزيون موسيقي پخش ميشد مادرم گوش نميداد اما پدرم گوش ميداد. در مجموع عرض کنم که مکتب صدر همراه با روشنفکري است يعني چه آيتا... العظمي سيدصدرالدين صدر، چه پدر بنده و چه امام موسي صدر و چه شهيد محمدباقر صدر همه معتقد به اين شيوه هستند که با مسائل از جمله سياسي، فرهنگي و اجتماعي با ديد باز برخورد ميکنند و هيچگونه با بگير و ببند و فشار و انسداد فکري توافق ندارند.
درباره پرونده امام موسي صدر خبر جديدي در دست داريد؟ هر از چند گاهي اخباري مطرح ميشود اما چندان قابل استناد نيست.
در دوران اصلاحات بنده معاون امور کشورهاي عربي و آفريقايي در وزارت امور خارجه بودم. در آن زمان اين پرونده دنبال شد. يعني خود رئيس دولت اصلاحات و همچنين آيتا... خامنهاي رهبري معظم در اين ماجرا خيلي جدي بودند و مذاکره با قذافي شروع شد، قذافي اول همان حرفهاي تکراري را مطرح ميکرد که امام موسي صدر به ليبي آمدند و بعد از ليبي خارج شدند اما کمکم به واقعيت اشاره کرد و قول همکاري داد که در نهايت رئيس دولت اصلاحات نمايندهاي تعيين کردند که با پسر قذافي مذاکره ميکرد. اما در ادامه قذافي درخواستهايي را مطرح کرد که رئيس دولت اصلاحات نميتوانست انجام دهد و پرونده ماند و قذافي هم دوباره برگشت به روز اول و اعلام کرد که امام موسي صدر از ليبي خارج شده است و پرونده همچنان در ابهام است.