آرمانملي- زينب مختاري: سخنگوي ستاد اجرايي تبصره 14 قانون بودجه کشور از حذف گامبهگام يارانه پردرآمدها سخن گفته و اضافه کرده است که در گام ابتدايي، وضعيت 200هزار خانوار يعني تقريبا800هزار نفر را بررسي و يارانه آنها را حذف ميکنيم. از سوي ديگر يارانه شهريورماه برخي افراد واريز نشده که بر اساس اظهارات حسين ميرزايي، اين جمعيت کانديداي حذف از دريافت يارانه هستند و از همين رو يارانه نوبت 103 براي آنها واريز نشده است. پيش از اين، وزير کار از حذف يارانه دهکهاي بالا خبر داده اما معيار سنجش را ميزان مصرف و نه درآمد خانوارها اعلام کرده بود که سبب ايجاد سوالاتي در اذهان عمومي شد. «آرمانملي» در همين باره با وحيد شقاقيشهري- اقتصاددان- گفتوگو کرده است که در ادامه ميخوانيد.
به نظر شما کدام ملاک براي تشخيص دهکها کارآمدتر است؛ درآمد يا مصرف؟
به نظر من شناسايي سه دهک بر اساس درآمد خيلي راحتتر از محاسبه فاکتور مصرف است. در حقيقت بحث درآمد محورها و اطلاعات در دسترستري دارد؛ مانند مالکيت خودرو، ملک و تعداد آنها، گردش مالي حسابهاي افراد و غيره. مولفههاي درآمدي و شناسايي خانوارها بر پايه محورهاي درآمدي و ثروتي، به مراتب از مصرف و مولفههاي مصرف آسانتر است. در شرايط کنوني گردش مالي افراد را ميتوان به راحتي کنترل کرد. نظام ما در حال حاضر اطلاعات حسابهاي افراد را دارد و آنها را به سازمان امور مالياتي ميدهد و از همين رو گردش مالي افراد را ميتوانيم به راحتي شناسايي کنيم. اين يک بانک اطلاعاتي بسيار خوب است. يا تعداد و نوع خودرو و مسکن و املاکي که خانوارها دارند که اطلاعات آن هم به راحتي در دسترس است. مثلا فلان فرد در شمال شهر تهران خانهاي با متراژ بالاي 100 متر دارد؛ اين تقريبا جايگاه اقتصادي فرد را نشان ميدهد که آيا به آن 45هزار و 500تومان نياز دارد يا خير.
در اين صورت به نظر ميرسد بانکهاي اطلاعاتي زيادي در اختيار دولت قرار دارد.
بله؛ در اين راستا حتي سازمان امور مالياتي هم به راحتي ميتواند برخي اطلاعات را در اختيار وزارت کار قرار دهد. سازمان ثبت، بانک مرکزي و نظام بانکي ميتوانند اطلاعات خود را در اختيار وزارت کار قرار دهند؛ به همين علت هم هست که فکر ميکنم شناسايي محور درآمد سهولت بيشتري دارد و نسبت به مصرف خانوارها در دسترستر است. چون مولفههاي مصرف مولفههاي پيچيدهتري هستند. در نتيجه اگر سراغ مصرف بروند کار پيچيدهتر خواهد شد و سنگينتر ميشود. زمين، مسکن، خودرو، گردش مالي حساب افراد و درآمدها جزو مهم ترين مولفههايي است که ما ميتوانيم سريعا براي شناخت دهکهاي بالا از آنها استفاده کنيم.
با اين حال چرا گفته ميشد دهکها غيرقابل شناسايي بودهاند؟
در حقيقت وزارت کار تا کنون از گردش مالي حساب افراد استفاده نکرده است. اتفاقا من شواهد تجربي هم در تاييد اين حرف دارم. مثلا فردي که در يک شهرستان در خانهاي معمولي زندگي ميکند و خودروي سادهاي هم دارد اما در حساب خود ارقام ميلياردي دارد که به او ارث رسيده است. اتفاقا اگر الآن وزارت کار به گردش مالي حسابهاي افراد ورود کند به راحتي ميتواند سه دهک را شناسايي کند و من دليل تعلل آنها در اين امر را نميدانم. با اين شرايط، تقريبا شناسايي سه دهک با توجه به بحران ارزي و تشديد شکاف طبقاتي خيلي راحتتر شده است. ورود وزارت کار به بحث مصرف، براي شناسايي گروههاي هدف، کار را بسيار سختتر ميکند. هنوز ما بانکهاي اطلاعاتي را از بعد مصرف نداريم اما بانکهاي اطلاعاتي با رويکرد درآمد و ثروت افراد را داريم. وزارت کار در دورههاي گذشته هم به گردش مالي افراد مراجعه نکرده بود.
آيا اکنون زمان مناسبي براي حذف يارانه دهکهاي درآمدي بالاست؟
الآن 45 هزار و 500 تومان عدد خيلي معنيداري نيست. در حال حاضر قدرت خريد اين عدد به زير 10 هزار تومان رسيده است. حذف آن هم با موج اعتراضات همراه نخواهد بود؛ چون عملا فردي که الآن خانه بالاي 100 متري دارد يا گرش مالي او از عددي بالاتر است ديگر اصلا به اين 45 هزار و 500 تومان وابستگي ندارد. يک زماني اين مبلغ معنيدار بود ولي الآن قدرت آن به زير 10 هزار تومان رسيده است و معنيدار هم نيست و حذف آن هم با مولفههاي درآمد و ثروت افراد به راحتي امکانپذير است.
دردورههاي مختلف حذف دهکهاي بالاي درآمدي از فهرست يارانهبگيران به بهانه فقر بانکهاي اطلاعاتي منتفي شده است؛ اما اکنون با توجه به ضربالعجل خود دولت در اين زمينه، به نظر ميرسد بيش از فقر اطلاعاتي نبود عزم جدي دليل عدم حذف اين دهکها بوده است. ارزيابي شما چيست؟
فهم من نيز اين است که مساله اساسي در شناسايي و حذف دهکهاي پردرآمد، مساله بانکهاي اطلاعاتي نبود. نظام بانکي الآن تقريبا ميتواند گردش حساب مالي افراد را کنترل کند و گزارش بدهد. گردش مالي مردم ايران عمدتا در حسابهاي بانکيشان است. مردم پول را پيش خود نگاه نميدارند. الان اغلب ما کارت عابربانک داريم يعني سپرده ديداري داريم و کارهايمان را انجام ميدهيم. ديگر کسي سکه و اسکناس نگهداري نميکند. تقريبا الآن گردش مالي افراد به راحتي ميتواند بهعنوان يک مولفه مهم تلقي شود. آنچه به نظر من در طول پنج شش سال گذشته موجب شد که ما سراغ حذف دهکهاي بالاي درآمدي از ليست يارانهبگيران نرويم، عدم عزم جدي در دولت بوده است؛ چون دولت عملا اين نگاه را داشت که اگر ما همين 45 هزار و 500 تومان را نگاه داريم، به تدريج ارزشش به صفر ميل خواهد کرد؛ ديگر نميخواستند به خودشان زحمت بدهند. نگاهشان اين بود که اگر سه چهار سال هم همين رقم را نگاه داريم ديگر ارزشش صفر خواهد شد. واقعا هم همينگونه است. يعني ديگر با 45 هزار و 500 تومان سادهترين خريدها را هم نميتوان انجام داد. از اين منظر ميگويم که تفکر دولت اين بود که ديگر نميصرفد به سمت حذف يارانه دهکهاي پردرآمد برويم. ولي امسال به دليل کسري بودجه و مشکلات مالي و بدهيهاي دولت ديگر اين اعداد حداقلي هم برايشان ارزشمند شده و لذا حرکتشان به سمت شناسايي و حذف دهکهاي پردرآمد است.