دور آينده انتخابات مجلس شوراي اسلامي با توجه به ساختار ذهني مردم در کلانشهرها و شهرهاي کوچک و روستاها در دو فضاي متفاوت برگزار خواهد شد. در کلانشهرها مردم به صورت سياسي رأي ميدهند و نگاهشان به جناح بنديها، برنامههاي سياسي و احزاب است؛ عملکرد احزاب نيز يکي از عوامل مهم و تأثيرگذار خواهد بود. پيروزي اصلاحطلبان در دوره گذشته و عملکرد آنها باعث خواهد شد که حداقل در کلانشهرها آنها با افت محسوس در آراي خود مواجه شوند؛ چرا که موفق به جلب رضايت مردم و محقق ساختن مطالبات آنها نشدهاند و بعيد است با وضعيت فعلي در چند ماه آينده نيز کار خاصي را بتوانند پيش ببرند. در مناطق جغرافيايي کوچکتر اما وضعيت متفاوت خواهد بود؛ زيرا به جاي نگاه سياسي، نگاه اجتماعي حاکم است و مردم بيشتر به مسائلي چون ارتباطات قومي و عشيرهاي، شناخت فردي و وعدههاي محلي کانديداها توجه دارند. در نتيجه ميتوان تأکيد کرد که در اين مناطق فرمول انتخاباتي کلانشهرها کارايي ندارد و مسائل اجتماعي نتيجه انتخابات را تعيين ميکند. در اين مناطق اصلاحطلبان جاي مانور دارند، به شرطي که بتوانند تأييد صلاحيت شوند و از شوراي نگهبان تأييديه بگيرند. چنين وضعيتي نشان ميدهد که در مناطق کلانشهرها اصلاحطلبان تنها بايد با اصلاح برخي رفتارها و مواضع اميد به بخشش سياسي مردم داشته باشند، اما در کلانشهرها بايد ديد آيا آنها ميتوانند تأييد صلاحيت شوند و در انتخابات به رقابت بپردازند؟ در انتخابات گذشته بيش از 150 نفر در ليست اميد حضور داشتند و از اين طريق وارد مجلس شدند، اما پس از ورود به مجلس تغيير موضع دادند و در فراکسيون اميد حضور نيافتند. در اين دوره نبايد چنين اتفاقي بيفتد و نهادهاي تصميمگير در جريان اصلاحات بايد تنها به معرفي افراد شناسنامهدار بپردازند. به طور کلي بايد تصريح کرد، رقيب اصلي اصلاحطلبان در انتخابات اصولگرايان نيستند، بلکه خود اصلاحطلبانند. اينکه اصولگرايان در اين شرايط چگونه ائتلاف ميکنند و با چه راهبردهايي در انتخابات حضور مييابند، مسألهاي ثانويه است و نبايد چندان به آن پرداخت. جنگ آنها جنگ قدرت است و منازعات درون گروهي آنها تأثير چنداني بر اصلاحطلبان نخواهد داشت. اصلاحطلبان بايد اصل مشارکت مشروط را در پيش گيرند. يعني در انتخابات ثبت نام کنند و براي حضور فعال آماده شوند، اگر نامزدهايي که توان پيگيري مطالبات اصلاحطلبانه جامعه را دارا هستند، تأييد شدند که ليست ارائه دهند و با قدرت براي پيروزي تلاش کنند. اگر هم که اين نامزدها مورد تأييد شوراي نگهبان قرار نگرفتند که تکليف از اصلاحطلبان ساقط است. جريان اصلاحات بايد نسبت به وعدهها و مطالبات متعهد باشد و اين وفاداري و تعهد را در عمل نشان دهد. تکرار تجربه مجلس دهم و محقق نشدن دوباره مطالبات مردم ميتواند آبروي جريان اصلاحات را به خطر بيندازد و اين جريان را با مشکلاتي جدي در حوزه سرمايه اجتماعي مواجه کند.