بستن

حمله به آرامکو و سناریوسازی خطرناک برای ایران

حمله به آرامکو و سناریوسازی خطرناک برای ایران
اکبر مختاری مدرس دانشگاه و تحلیلگر سیاسی

تصاوير حمله به سازمان تجارت‌جهاني، مغز اقتصاد آمريکا و جهان، در 11سپتامبر 2001، نشان داد که هر لحظه ممکن است آمريکا در پاسخ به اين اقدام تروريستي يک يا دو کشور و يا حتي بيشتر را مورد حمله قرار دهد. اين اولين‌بار بود که از قرن نوزدهم به بعد آمريکا در خاک اصلي خويش مورد حمله قرار مي‌گرفت و پاسخ کوبنده کاملا قابل‌تصور بود. اين، شايد اولين‌بار بود که احساس شد هر لحظه ممکن است ايران نيز مورد حمله قرار بگيرد. اگرچه در گام اول افغانستان به‌عنوان پايگاه القاعده مورد حمله قرار گرفت؛ اما قراردادن نام ايران در کنار عراق و کره‌شمالي در محور شرارت در سخنراني جورج دبليو بوش بر نگراني‌ها مي‌افزود. اهميت عراق صدام حسين براي نئوکان‌ها براي براندازي رژيم عراق و ادامه‌دار و پرهزينه‌شدن جنگ پس از اشغال عراق و ديپلماسي مثبت ايران در آن زمان خطر جنگ را از ايران دور کرد. دومين‌باري که نگراني از جنگ حتي محدود جدي شد به دوران اول باراک اوباما برمي‌گردد. جايي که که رئيس‌جمهوري وقت ايران، محمود احمدي‌نژاد، دائما تهديد مي‌کرد و نام ايران نيز ذيل فصل هفتم منشور ملل متحد قرار گرفته بود و جريانات تندرو در اسرائيل به‌دنبال آن بودند که آمريکا را براي نبرد با ايران آماده کنند؛ ليکن سياست متفاوت دولت اوباما و هزينه‌ها و پيامدهاي مهم چنين رويدادي مانع از اين اقدام شد. سومين مورد از نگراني براي نبردي محدود عليه ايران را به هنگام زدن پهپاد آمريکا مي‌شد حس کرد. آن‌هم در جايي که تيم تندرو کنار ترامپ از پمپئو و بولتون گرفته تا برخي سناتورهاي جمهوريخواه حامي زدن سه قسمت از نيروهاي ايران بودند که در آخرين لحظات مشورت ترامپ با رئيس ستاد کل نيروهاي مسلح و چند مشاور ديگر و آگاهي از تبعات احتمالي، مانع از اين اقدام خطرناک شد. آخرين مورد و نگراني از احتمال نبردي محدود عليه ايران به اين روزها برمي‌گردد. درحالي که جان بولتون، بازوي قدرتمند جنگ‌طلب کابينه ترامپ برکنارشده، اما تفسيرهاي متفاوت از زدن مغز و قلب اقتصاد عربستان سعودي مي‌رود که مشکل‌آفرين شود. درحالي که حوثي‌ها مسئوليت حمله به بزرگترين شرکت نفتي جهان در عربستان را برعهده گرفته‌اند؛ تفسيرهايي مبني بر عدم شليک پهپادها از کشور يمن و احتمال حمله از عراق و يا ايران را مي‌توان سناريوسازي خطرناک جنگ‌طلبان کنار ترامپ، اسرائيل و عربستان دانست. اطلاعات افشاشده از مقامات عربستان سعودي از 11سپتامبر به بعد نشان مي‌دهد که آنها بارها از مقامات آمريکا خواسته‌اند که به جنگ با ايران برود. اگرچه در سال‌هاي بعد از 11سپتامبر، روابط ايران و سعودي پررنگ و پررونق نبود، ولي سفارتخانه‌ها برقرار و خطوط ارتباطي به‌خوبي بين دو کشور کار مي‌کرد. در حال حاضر رابطه ديپلماتيک ميان دو کشور در کم‌رونق‌ترين زمان قرار گرفته است. در برابر، بن‌سلمان در عربستان جاه‌طلبي‌هاي فراواني دارد‌. او فرد جاه‌طلبي است‌ که حاضر است براي رسيدن به پادشاهي، حتي هزينه جنگي محدود را عليه ايران فراهم کند. اوضاع منطقه خاورميانه به‌غايت پيچيده است. اوضاعي که دائما ميان خوش‌بيني مفرط و بدبيني مفرط جابه‌جا مي‌شود. خوش‌بيني مفرطي معطوف به کاهش تنش و بدبيني مفرطي که احتمال نبرد نظامي ميان ايران و آمريکا (اگرچه محدود) را محتمل مي‌کند. اگرچه ترامپ نشان داده که علاقه‌مند به جنگ نيست و ممکن است پيروزي و شکستش در انتخابات2020 به اين رويداد گره بخورد؛ ليکن نبايد فراموش کرد که اگر به او بقبولانند که ممکن است عدم رويايي با ايران ضرر بيشتري به‌جاي رويايي با ايران براي آينده سياسي‌اش داشته باشد، او هم ممکن است وارد اين بازي خطرناک شود.

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی