بحثهايي که اين روزها درباره شفافيت آرا مطرح ميشود، مربوط به طرح دو فوريتي است که به صحن آمد ولي فوريت آن راي نياورد. حدود 190نفر از دوستان پاي اين طرح را امضا کردند، و در نهايت 50 الي 60نفر با اين طرح موافق بودند که آنها بايد پاسخگو بوده و اظهارنظر کنند. فردي که فرياد ميزند و واي بر مجلس و لعنت به آن ميگويد، متاسفانه توجيه نيست که طرح دو فوريت زماني که راي نميآورد و فوريت آن رد ميشود، به شکل عادي مجلس در نوبت بررسي در صحن مجلس قرار ميگيرد، يعني ردشدن فوريت بهمعناي از دستور کار مجلس خارجشدن نيست. شخصا از مخالفان اين طرح هستم، حريت و استقلال راي را نبايد از نماينده گرفت. درست است که برخي از شفافيت صحبت ميکنند اما اين سوال مطرح است که آيا در تمام مسائل کشور شفافيت وجود دارد؟ دوستاني که اين موضوعات را مطرح ميکنند، در دو سهسال اخير، شکستهايي را داشتهاند و در حال حاضر خواستار جبران آن شکستها هستند. من اعتقادي به اين ندارم که اگر اين طرح تصويب شود در تاييد صلاحيتها تاثيرگذار خواهد بود. اعتقاد دارم نماينده بايد همانگونه که در قانون اساسي آمده، آزادانه نسبت به مسائل کشور صحبت کند. اخيرا در توئيتي نوشتم دوستي که اين صحبتها را عليه مجلس ميکند، مصداق آن ضربالمثل است که «هرچه بگندد نمکش ميزنند، واي به روزي که بگندد نمک». برخيها که فيک يا واقعي بودند و حتي برخي که انسجام دارند، به من فحش و ناسزا گفتند اما فراموش نکنيم که نماينده بايد آزادانه راي دهد. در فضايي که هر روز بيشتر به سمت انتخابات ميرود عدهاي که سه الي چهار انتخابات را به مردم واگذار کردهاند، از انتخاب مردم ناراحتند و فضا را به سمت دلخواهشان ميبرند. برخلاف فردي که در سخنراني قبل از خطبههاي نماز جمعه ميگويد «جامعه به سمت دوقطبيشدن نبايد پيش برود»، من معتقدم جامعهاي که در آن دم از دموکراسي ميزنيم، حتما بايد دوقطبي و چندقطبي شود که اظهار عقيده کند. مردم با عقيدههاي مختلف ممکن است راي دهند و نميشود گفت که همه مثل هم فکر کنند. زماني که مردمسالاري ديني را مطرح ميکنيم، بايد بر پايه راي مردم باشد، قطعا مردم نميتوانند مثل همديگر فکر کنند و بايد قطبهاي مختلف سياسي وجود داشته و شرايطي فراهم شود که همه براساس قانون اساسي بهعنوان فصلالخطاب قوانين کشور، کارشان را انجام دهند. قانون اساسي حق اظهارنظر و راي به مردم داده است، ما برخلاف آن مسير نميتوانيم حرکت کنيم. در اين ميان برخي که در دو انتخابات شکست خوردهاند، بداخلاقي سياسي ميکنند. خب؛ شکست بخوريم، افراد ديگري که هستند همه در چارچوب نظام هستند و کار را برعهده ميگيرند. متاسفانه برخي دوستان بداخلاقي سياسي ميکنند و فضا را به سمت تنش ميکشانند. ضرورت دارد با هوشياري فضاي سياسي را مراقبت کنيم که به سمت اين تندرويها نرود.