علائم بهبود يا ثبات اقتصاد، نرخ تورم و نرخ بيکاري است. در اواخر سال گذشته، در خوشبينانهترين حالت پيشبيني ميشد که نرخ تورم در سال جاري غير قابل کنترل باشد. ولي هم تورم نقطه به نقطه و هم تورم ماهانه نشاندهنده سير کاهشي تورم است. امروز قيمت مسکن هم پس از رشد فزاينده در سال گذشته و حتي در ابتداي سال جاري، متوقف شده است. در کنار اين، شاخص بورس همچنان رکوردهاي جديدي را بر جاي ميگذارد. به اين شاخصهاي اقتصادي، بايد ثبات بازار ارز نيز اضافه کرد. ما يادمان نرفته است که سال گذشته نرخ ارز به نزديک 20 هزار تومان هم رسيد، ولي در شرايط فعلي بهرغم تحريمهاي شديد و محدوديتهايي که در نقل و انتقال پول و فروش نفت داريم، اما در بازار ارز ثبات حاکم است. اينها همه علائم ثبات اقتصادي است، البته اين ثبات به اين معنا نيست که وضعيت مطلوب است؛ ما با وضعيت مطلوب فاصله خيلي زيادي داريم. تورم نزديک به 40 درصد است، اين درحاليست که تورم نرمال بايد زير 10 درصد باشد. بنابراين تا رسيدن به تورم مطلوب فاصله بسيار زيادي داريم. نرخ بيکاري همچنان دورقمي است، درحالي که نرخ بيکاري ايدهآل بايد زير پنج درصد باشد. يا رشد اقتصادي با توجه به ظرفيت اقتصاد و ميانگين رشد اقتصادي بلندمدت اقتصادي که عدد چهار درصد است، بايد بيش از اين باشد ولي عملا کمتر از اين رقم است. يا اين موارد در مورد نرخ ارز يا نرخ رشد نقدينگي صدق ميکند. من اين چند شاخص را ذکر کردم تا بگويم ما ميدانيم شاخصهاي مطلوب کدامند، اما با توجه به شوکي که ناشي از خروج آمريکا از برجام اتفاق افتاد و با توجه به اينکه فروش نفت ايران مشکل جدي پيدا کرد و حجم صادرات و واردات کاهش پيدا کرد، ميتوان گفت محيط کلان اقتصاد کشور به يک آرامش و ثبات رسيده است. پيشتر، برخيها پيشبيني ميکردند که ما با ابرتورم مواجه خواهيم شد و منظورشان از ابرتورم، تورمهاي سه رقمي بوده است، اما عملا نه تنها اين تورمهاي سه رقمي در اقتصاد ايران اتفاق نيفتاد بلکه از شدت تورم هم کاسته شد. البته باز هم تاکيد ميکنم که اينها همه بيانگر اين مطلب نيست که وضع مردم خوب شده است يا دهکهاي کمدرآمد در فشار مالي قرار ندارند. با فرض تمام اين مسائل، منظور اين است که وضعيتي که پيشبيني ميشد خيلي وخيم باشد، اتفاق نيفتاد بلکه معکوس اين قضيه، علائمي وجود دارد که بيانگر اين است که اوضاع ميتواند به سمت بهبود هدايت شود. اينکه دولت چگونه ميتواند شرايط فعلي را حفظ کند؟ راهکار اين است که دولت به بخش واقعي اقتصاد اتکا کند و سياستهاي پولي دقيق و علمي طراحي نمايد. همه کشورهاي اطراف ما که بنيه اقتصاد ايران را ندارند، شاخصهاي پولي آنها نسبت به ما بهتر است. يکي از مشکلات جدي اقتصاد ايران، بازار پول است. گرچه بانک مرکزي طي دو-سه سال گذشته گامهاي درستي برداشته است. اما تا زماني که بازار پول يک بازار استاندارد نباشد و خيلي صريح بگويم تا زماني که رشد نقدينگي متناسب با رشد اقتصادي کشور نباشد و نرخ سود بانکي و نرخ تورم به زير عدد 10درصد نرسد، نبايد انتظار داشت که بازار کالا، کار و بازار سرمايه باثبات باشند يا ثبات آنها در بلندمدت حفظ شود.