برخي اين پرسش را طرح ميکنند که آيا فساد سيستماتيک وجود دارد؟ اگر فساد را بهمعناي متغيرهايي بگيريم که به صورت سيستماتيک فساد ايجاد ميکند فساد سيستماتيک داريم، اما اگر فساد سيستماتيک را به اين معنا بگيريم که آيا افراد يا شبکههايي هستند که به صورت نظاممند درگير فساد هستند دستگاههاي امنيتي در اينباره ميتوانند داوري کنند اما مردم معتقدند که فساد در کشور وجود دارد. ملزومات مبارزه با فساد بايد فراهم شود. اگر بهطور جدي ميخواهيم با فساد مبارزه کنيم اول از همه بايد نظام سنجش فساد داشته باشيم. ما درباره نرخ تورم و رکود و بيکاري و دهها متغير ديگر آمار و اطلاعات داريم اما نظام سنجش فساد نداريم در حالي که سه چهار دهه است در دنيا نظام سنجش فساد برقرار شده است. چرا سنجش فساد مهم است؟ اولين کار سنجش ايجاد حساسيت است. هربار که مرکز آمار ايران و بانک مرکزي شاخصهايي چون تورم و بيکاري را طرح ميکند، حساسيتها و نقاط چالشزا را معلوم ميکند. در حقيقت سنجش فساد معلوم ميکند که روي چه نقاطي بايد متمرکز بود. از سويي سنجش فساد ابزار مقايسه دستگاهها و استانهاست که بدانيم ميزان فساد در ايالتها و استانها و دستگاهها چقدر است. هيچ سازماني در کشور متولي سنجش فساد نيست و همه آن سازمانها از مسئوليتهاي خود در اين زمينه شانه خالي ميکنند. از همين روست که ما درباره ميزان فساد در دستگاههاي مختلف چيزي نميدانيم. اگر سنجش فساد در کشور صورت بگيرد ميتوان فهميد که مهمترين صورتهاي فساد کجاست. سنجش شاخصهاي حکمراني عامل مهارکننده فساد است. در دنيا شاخصهاي حکمراني مبناي ارزيابي دولتها و سياستهاي حکومتها قرار ميگيرد. اينکه ما بهطور کلي فساد را ببينيم مسالهاي را حل نخواهد کرد بلکه فساد را بايد بهطور مشخص در دستگاههاي مختلف از جمله بانکها، آموزشوپرورش و... دنبال کرد اين در حالي است که ما با فساد بهعنوان يک مقوله جزئي روبهرو نميشويم. اشکال ما اين است که در کشور مفسدان گلوگاههاي فساد را در نظام بانکي و نظام گمرک و نظام مالياتي و... ميشناسند اما هنوز ما به شناسايي فهرستي از فسادها در دستگاههاي کشور نرسيدهايم. از سوي ديگر سازمانهاي دولتي گزارشهايي با مبناي شفافيت به مردم نميدهند و گزارشدهي آماري به زبان عامهفهم وجود ندارد بهطوري که حتي وقتي جزئيات بودجه اعلام ميشود 98درصد مردم نميتوانند از جزئيات بودجه چيزي متوجه شوند. مطابق استاندارد بانک جهاني، 25درصد GDP در هر کشوري مالياتهاي آن کشور است اين يعني اگر ايران 1500هزار ميليارد تومان درآمد ناخالص ملي دارد حدود 375هزار ميليارد تومان بايد درآمد مالياتي داشته باشد، در حالي که مجموع درآمدهاي مالياتي ما 120هزار ميليارد تومان است يعني يکسوم رقم استاندارد.