رئيس کميته پيشگيري از خودکشي انجمن روانپزشکان ايران با تشريح بايدها و نبايدهايي درباره نحوه انتشار اخبار خودکشي در رسانهها و شبکههاي اجتماعي تاکيد کرد: خودکشي پديدهاي مسري، واگيردار و تقليدي است پس توصيه ميشود از پروبالدادن و قهرمانسازي افرادي که خودکشي ميکنند پرهيز شود. ايسنا نوشت؛ سيدمهدي حسنزاده روانپزشک و فلوشيپ پيشگيري از خودکشي اظهار کرد: براساس مطالعات و تحقيقات انجامشده توسط سازمان جهاني بهداشت، بهازاي هر مورد خودکشي که منجر به مرگ ميشود، حداقل 100نفر از اطرافيان(بازماندگان خودکشي) او درگير هستند، اين درحاليست که در بسياري از مواقع ميتوان با هزينههاي بسيار کم از اين پديده پيشگيري کرد، بهطوري که يکي از بهترين راهها براي پيشگيري از وقوع اين پديده، اطلاعرساني باکيفيت از طريق رسانهها و برنامههاي آموزشي به شمار ميرود.
چندعامليبودن پديده خودکشي
حسنزاده پديده خودکشي را پديدهاي چندعاملي دانست و گفت: بسياري از رسانهها خودکشي را پديدهاي تکعاملي ميدانند، حال آنکه سازمان جهاني بهداشت و انجمن جهاني پيشگيري از خودکشي تاکيد دارد که نبايد خودکشي را سادهسازي يا تکعاملي معرفي کرد. در واقع ديدگاههايي مانند اينکه يک جوان بر اثر شکست عشقي يا بيکاري اقدام به خودکشي ميکند اشتباه است، زيرا عوامل اجتماعي، فرهنگي، روانشناختي، زيستشناختي و جامعهشناختي طي ساليان سال فرد را مستعد ميکند تا در مواجهه با محرک کوچکي دست به خودکشي بزند. به گفته وي، خودکشي همانند ساختمان چوبي است که ساليان سال توسط موريانهها از درون تخريب شده و ناگهان با تلنگري کوچک فرو ميريزد. رئيس کميته پيشگيري از خودکشي انجمن علمي روانپزشکان ايران معتقد است: افرادي که اقدام به خودکشي ميکنند در سه گروه اصلي طبقهبندي ميشوند؛ دسته اول افرادي هستند که بهطور جدي هدف آنها مرگ است. دسته دوم افرادي هستند که مردد به خودکشي هستند، اما دسته سوم را افرادي تشکيل ميدهند که مرگ هدف اصلي آنها نيست، بلکه انگيزههاي متعددي همچون جلب توجه، قدرتنمايي، انتقامگيري و... عامل و بهانهاي براي اقدام به خودکشي آنها ميشود.
اختلالات مرتبط با خودکشي
بنابر اظهارات اين روانپزشک، مسائل رواني با خودکشي رابطه تنگاتنگي دارند، بهطوري که اختلالاتي همچون افسردگي، استرس و اختلالات شخصيتي از شايعترين انواع اختلالات روانپزشکي هستند که ميتوانند عاملي براي خودکشي باشند. وي اختلالات «کنترل تکانه» و «اختلال شخصيت نمايشي» و «اختلال شخصيت مرزي» را يکي ديگر از بيماريهاي مرتبط با خودکشي دانست و گفت: مبتلايان به اختلال تکانه به صورت لحظهاي، بدون تامل روي عاقبت و نتيجه رفتار خود، دست به هر کاري ميزنند، ميتوان ادعا کرد عموما رفتارهاي تکانشي نهتنها منجر به خودکشي ميشود بلکه منجر به قتل نيز ميشود. در واقع بسياري از افرادي که بهطور ناگهاني و از روي خشم و غضب دست به قتل ميزنند، قاتل نيستند بلکه به دليل ناتواني در مديريت کنترل خشم خود دست به کارهاي جبرانناپذيري ميزنند. حسنزاده با اشاره به اختلالات نمايشي نيز افزود: مبتلايان به اين اختلال در صورتي که مورد بيمهري و بيتوجهي قرار بگيرند علائم دلزدگي و افسردگي از خود نشان ميدهند و عقايد و احساساتشان بهراحتي تحتتاثير ديگران قرار ميگيرد. هرچند که مبتلايان به اين اختلال براي جلب توجه ديگران و کسب حمايت، اقدام به خودکشيهاي نمايشي ميکنند، اما متخصصان روانپزشکي و روانشناسي معتقدند بايد افرادي که حتي براي جلب توجه اقدام به خودکشي ميکنند را جدي گرفت، زيرا انسانهايي که از سلامت روان کاملي برخوردار باشند، هيچگاه براي قدرتنمايي، انتقامگيري و... خود را از بين نميبرند. وي با بيان اينکه اختلال دوقطبي يا اسکيزوفرني نيز اختلالاتي هستند که باعث ميشود افراد اقدام به خودکشي کنند، عنوان کرد: مصرف الکل يا مواد مخدر نيز جزو عوامل تاثيرگذار در خودکشي محسوب ميشوند. البته رئيس کميته پيشگيري از خودکشي انجمن علمي روانپزشکان ايران گفت: شايد برخي افرادي که قصد خودکشي دارند هيچيک از بيماريها يا علائم مذکور در آنها وجود نداشته باشد و بهطور ناگهاني و بيدليل دست به خودکشي بزنند که البته اين مساله نيز ناشي از آن است که افراد هيچآموزشي تحتعنوان مديريت کنترل خشم و استرس يا مهارت زندگي در دوران زندگيشان دريافت نکردهاند. اين روانپزشک با اشاره به اينکه هر فردي ممکن است با پديده خودکشي درگير شود، افزود: همانطور که همه انسانها ممکن است دچار بيماري سرطان، حملههاي قلبي، ديابت و فشار خون شوند، ممکن است با تفکر خودکشي نيز دستوپنجه نرم کنند، چراکه روان همچون جسم بيمار ميشود. بنابر اظهارات حسنزاده، افسردگي در روانپزشکي شايعترين اختلال روانپزشکي است که با خودکشي ارتباط مستقيمي دارد. طبق برخي پژوهشها بسياري از افرادي که دچار مشکلات رواني از جمله افسردگي هستند هرگز به روانپزشک و روانشناس مراجعه نکردهاند. حال اگر بسياري از اين افراد از متخصصان کمک ميگرفتند شايد بسياري از خودکشيها اتفاق نميافتاد، زيرا در بسياري از موارد ميتوان از طريق مشاوره، رواندرماني و دارودرماني افراد از خودکشي پيشگيري کرد.
علائم هشداردهنده درباره خودکشي
اين روانپزشک در ادامه به تشريح علائم رواني و جسماني افرادي که قصد خودکشي دارند پرداخت و اظهار کرد: عموما افرادي که قصد خودکشي دارند، علائم مشترکي از خود بروز ميدهند که بيتوجهي به آنها عوارض جبرانناپذيري را براي جامعه به دنبال دارد. اولين نشانه خودکشي در افراد، بيان اقدام به خودکشي يا تهديد به خودکشي است، بهطوري که فرد به خانواده يا دوستان خود ميگويد: «دلم ميخواد خودکشي کنم»، اين درحاليست که چنين اظهاراتي نهتنها از سوي افراد به هيچعنوان جدي گرفته نميشود، بلکه با مسخرهکردن، سرزنش و نصيحت فرد را براي اقدام خود مصممتر ميکند. وي يکي ديگر از علائم هشداردهنده خودکشي را بيانگيزگي فرد نسبت به ادامه زندگي و زندهبودن دانست و گفت: عموما افرادي که قصد خودکشي دارند پس از مدتي نسبت به زندگيکردن بيانگيزه ميشوند. آنها عموما با زبان بدن و به کار بردن عباراتي مانند «کاش ميمردم» يا «خوش بهحال اونايي که مردن» تمايل به خودکشي خود را بيان ميکنند، لذا عبارات مذکور هشدارهايي هستند که اغلب از سوي افرادي که قصد خودکشي دارند بيان ميشود که البته باز هم اطرافيان آنها اين هشدارها را جدي نميگيرند. حسنزاده تغيير در رفتار و شخصيت را يکي ديگر از علائم خودکشي دانست و افزود: اگر فرد مشکوک به خودکشي پرجنبوجوش و پرتحرک بود اما پس از مدتي نشانههايي از درونگرايي و منزويشدن در او شکل گرفت يعني انزواي او به دليل آن است که به برنامهريزي براي مرگ خود فکر ميکند، درواقع يکي از علائم هشداردهنده، درونگرايي براي برنامهريزي جهت خودکشي است.
نحوه برخورد با افرادي که قصد خودکشي دارند
رئيس کميته پيشگيري از خودکشي انجمن علمي روانپزشکان ايران در ادامه درباره نحوه برخورد با افرادي که قصد خودکشي دارند به ارائه توصيههايي پرداخت و تصريح کرد: بسياري از خانوادهها در مواجهه با افرادي که تمايل به خودکشي دارند سعي ميکنند با بهکار بردن جملاتي فرد را از انجام خودکشي بازدارند، اين درحاليست که فردي که قصد خودکشي دارد به هيچعنوان به چنين نصيحتهايي توجه نميکند، لذا توصيه ميشود به هيچعنوان نبايد افرادي را که درباره خودکشي صحبت ميکنند نصيحت، قضاوت و مقايسه کرد.بنابر اظهارات وي، در مواجهه با افرادي که قصد خودکشي دارند بايد ابتدا به حرفهاي او گوش دهيم و از او بخواهيم درباره احساس و درونشان صحبت کنند. مساله مهمي که در جامعه ما وجود دارد آن است که هيچکدام از ما شنوندگان خوبي براي اطرافيانمان نيستيم و تنها خصلتي که در خود پرورش دادهايم نصيحتکردن است.
نحوه انتشار اخبار خودکشي
اين روانپزشک در ادامه به تاثير انتشار اخبار خودکشي بر روان جامعه اشاره و اظهار کرد: رسانهها و فضاي مجازي همچون شمشير دو لبهاي هستند که هم ميتوانند منجر به تشويق افراد براي خودکشي شوند و هم در پيشگيري از خودکشي نقش موثري داشته باشند. حتي به اين منظور سازمان بهداشت جهاني و سازمان جهاني پيشگيري از خودکشي دستورالعملي منتشر کردهاند. براساس اين دستورالعمل نبايد اخبار و تصاوير خودکشي در صفحه اول يا عناوين مهم اخبار قرار گيرد، در غير اين صورت ميتواند موجب گسترش خودکشي در جامعه دريافت شود. بهطور مثال زماني که فوتباليست معروفي در اثر خودکشي فوت ميکند، بايد در صفحه اول خبر مرگ او را منتشر و در داخل خبر علت مرگ را مطرح کرد. همچنين بايد از انتشار تصاوير و ويدئوي صحنه خودکشي در رسانهها پرهيز کرد، چراکه خودکشي پديدهاي مسري، واگيردار و تقليدي است و با انتشار فيلم و عکس و فايلهاي آن، خودکشي در جامعه ترويج ميشود. وي معتقد است که اخبار خودکشي براي نوجوانان و جوانان بدآموزي دارد، چراکه عموما آنها با شنيدن چنين اخباري از اين اقدام الگوگيري ميکنند تا مانند افرادي که خودکشي ميکنند، مشهور شوند و در تيتر يک اخبار قرار گيرند، لذا توصيه ميشود از شکوهمندسازي، پروبالدادن و قهرمانسازي افرادي که خودکشي ميکنند پرهيز شود. وي همچنين به منظور پيشگيري از خودکشي، بر لزوم راهاندازي خطوط تلفني بحران و ايجاد سازمان ملي پيشگيري از خودکشي در کشور تاکيد کرد.