آرمان ملي- مرتضي خبازيان : به نوشته رسانهها، در همايش فصلي دبيران شوراهاي هماهنگي مبارزه با مواد مخدر استانهاي سراسر کشور، از رئيس دفتر رئيس جمهور دعوت شد تا درباره مسائل مربوط به مواد مخدر صحبت کند. در بخشي از اين سخنان ناگهان محمود واعظي فرمان را به سمت ديگري چرخانده و مي گويد: «اگر فضاي مجازي نبود و اطلاعات اينگونه منتقل نميشد، امروز در کشور ما بحث مواد صنعتي و شيميايي آنقدر در دسترس نبود». واعظي اظهارکرد: «در سالهاي گذشته مبارزه با موادمخدر مبارزه با موادمخدر سنتي بود ولي الان با به بازار آمدن مواد مخدر صنعتي گرفتاريها و مبارزه با مواد مخدر را دشوار کرده است». اين سخنان عجيبتر به نظر ميرسد اگر به ياد بياوريم که آقاي واعظي تا همين دو سه سال قبل وزير ارتباطات بود و در همايش G5 ˜å ÏÑ ÏÇäÔÇå ÕäÚÊí ÔÑíÝ ÈÑÒÇÑ ÔÏ¡ ÏÑÈÇÑå ÍÑ˜Ê Èå ÓãÊ Ê˜äæáæŽíåÇí ÈÇáÇÊÑ ÇÑÊÈÇØí ÓÎä ÝÊ æ ÈÇ ÇÔÇÑå Èå ÇäÊÞÇÏÇÊí ˜å ÇÒ ÔíÈ ÊäÏ ÇíÌÇÏ ÊæÓÚå ÏÑ ÝÖÇí ãÌÇÒí æ ÏÓÊÑÓí Èå ÇíäÊÑäÊ ÕæÑÊ ãííÑÏ¡ ÊÕÑíÍ ˜ÑÏ: «ÇÒ äÙÑ ãÇ åäæÒ ÓíÑ ÊæÓÚå ÊäÏ äíÓÊ. ÇÒ Óæíí ÏíÑ ãÑ Ç˜äæä ÏÑ ÝÖÇí æÇÞÚí ÌÇãÚå ÂÓíÈí æÌæÏ äÏÇÑÏ¿»
دو موضع دور از هم
سخنان اخير واعظي درباره فضاي مجازي را نميتوان به آساني کنار سخنان و مواضع او در دوران تصدي وزارت ارتباطات گذاشت. در دورهاي که واعظي در راس وزارت ارتباطات قرار گرفته بود، يکي از مهمترين کارها و برنامههاي خود را ارتقاي کيفيت فضاي مجازي قرار داده بود. او به درستي اذعان کرده بود: «شبکه IT ÏÑ ÇÈÊÏÇí ÏæáÊ ÙÑÝíÊí ãÚÇÏá 624 íÇÈíÊ ÈÑ ËÇäíå ÏÇÔÊ ˜å ǘäæä Çíä ÙÑÝíÊ ÈÇáÛ ÈÑ 6500 íÇÈíÊ ÑÓíÏå ÇÓÊ ˜å ÇÒ Çíä ÙÑÝíÊ ÍÏæÏ 2000 íÇÈíÊ Èå ÊÇÒí æÇÑÏ ÔȘå ÔÏå æ ãÇ åäæÒ ÝÑÕÊ ÇÝÊÊÇÍ Âä ÑÇ äÏÇÔÊåÇíã. ÇáÈÊå ÞÑÇÑ ÇÓÊ Çíä ÙÑÝíÊ ÊÇ ÇÑÏíÈåÔÊãÇå (ÓÇá96) Èå ÍÏæÏ 10 åÒÇÑ íÇÈíÊ ÈÑÓÏ». ÍÇáÇ ÇÒ ˜äÇÑ åã ÐÇÔÊä Çíä Ïæ ãæÖÚ å äÊíÌåÇí ãíÊæÇä ÑÝÊ¿ ÂíÇ ˜Óí ÏÑ ãæÞÚíÊ æÇÚÙí ˜å ÑæÒí æÒíÑ ÇÑÊÈÇØÇÊ ÏæáÊ ÈæÏå æ ǘäæä ãÓÆæáíÊ ÏÝÊÑ ÑÆíÓÌãåæÑí ÑÇ Èå ÚåÏå ÏÇÑÏ¡ ãíÊæÇäÏ äíä ÂÓÇä ÑÎÔí 180 ÏÑÌåÇí ÏÑ ãæÇÖÚ ÎæÏ ÏÇÔÊå ÈÇÔÏ¿ åÑ å ÈÇÔÏ Çæ í˜í ÇÒ ÈÇÒíÑÇä ãæËÑ ÏæáÊ æ í˜í ÇÒ åÑååÇí ÊÇËíÑÐÇÑ ˜ÇÈíäå ÈæÏå¡ ÊÇ ÌÇíí ˜å Çå ÏÑÈÇÑå ÊÇËíÑ Çæ ÈÑ ÊÕãíãÇÊ ˜ÇÈíäå¡ ÍÇÔíååÇ æ ÔÇÆÈååÇíí åã Èå æÌæÏ ÂãÏå ÇÓÊ. ÂíÇ äíä ãæÇÖÚí ÑÇ ãíÊæÇä Èå ˜áíÊ ÏæáÊ ÑÈØ ÏÇÏ¿
به شکل رقيب شدن
در عالم سياست، آنچه که توسط بازيگران سياسي بايد جدي گرفته شود، برخورداري از پرنسيب و اصول غيرقابل خدشهاي است که توضيح دهنده ماهيت گروه سياسي است. به عبارت ديگر گروههاي سياسي نميتوانند به آساني از اين ديدگاه به آن ديدگاه تغيير موضع بدهند. تفاوت مهم يک سياستورز با افراد جامعه اين است که هر تغيير موضعي، اگر با دليل روشن و قابل فهم همراه نباشد، به تعابيري معطوف ميشود که حتما خوشايند آن سياستورز نخواهد بود. به اين دليل ساده که رنگارنگي در سياست چنان مذموم و ناپسند است که چند ترکيب و عبارت آشنا را وارد ادبيات و زبان کرده است. صرف نظر از آن ترکيبهاي ناخوشايند در زبان، ميتوان اطمينان داشت که فقدان پرنسيب در سياست زماني خود را نشان ميدهد که يک کنشگر سياسي به فراخور محدوديتها و الزاماتي بيروني از يک اعتدالگرا به يک تندرو تبديل شود، يا برعکس. مثلا اين روزها سخنان حجتالاسلام پناهيان اينجا و آنجا نقل ميشود که به دولت و مجلس نهيب ميزند که بايد شفافيت را در نظر بگيرند. اگر سوال شود که چرا کسي نزديک به جريان پايداري نسبت به مقوله شفافيت حساسيت نشان ميدهد، به اين دليل است که با نظر به گذشتهاي که پايداريها و دلواپسان از خود نشان دادهاند، موضع اخير عجيب و دور از ذهن ديده ميشود. اگر فردي نزديک به پايداري و دلواپسان از پرنسيبي که در اين سالها در حوزه سياست و فرهنگ نشان دادهاند، دور شود و رنگ ديگري به خود بگيرد، سوال ايجاد ميکند که دليل اين چرخش چيست. از کنار هم گذاشتن چرخشهايي از جنس چرخش پايداريها و دلواپسان با چرخش آقاي واعظي به روشني ديده ميشود که دليل چنين چرخشي انتخابات اسفندماه است؛ يک رويکرد با دو نيت! اما تفاوت مهم اين است که اگر يکي از دلواپسان از شفافيت سخن ميگويد، ميخواهد خود را در نگاه رايدهندگان زيبا و رعنا جلوه دهد. هر چه باشد مردم قبلا پاسخهايشان را به آنها دادهاند. در سوي ديگر اما اگر کسي در جايگاه واعظي سخناني نزديک به دلواپسان به زبان ميآورد، نشان ميدهد که در تلاش است نگاه مسئولان را در بررسي صلاحيتها به سوي خود جلب کند. دلواپس راي مردم را ميخواهد و خود را آراسته به مفاهيمي نشان ميدهد که از آن رقيب بوده است و يک اعتدالگرا خود را دلواپس نشان ميدهد تا آسانتر از موانع تاييد صلاحيت عبور کند و هر دو، راه خطا ميروند. نه مردم را ميتوان با چند جمله داغ تحت تاثير قرار داد و نه مسئولان بررسي کننده صلاحيتها را ميتوان دور زد.
تير برق، پلاستيک و فضاي مجازي!
آقاي واعظي بر اين نظر است که بحث فضاي مجازي با گسترش مصرف مواد مخدر ربط دارد. از آقاي واعظي بايد سوال کرد که با اين مايه از استدلال آيا وزارت نيرو در گسترش مواد مخدر تاثير ندارد؟ هر چه باشد وزارت نيرو جاهاي تاريک را با برق رساني روشن ميکند، آيا احتمال ندارد که يک ساقي به تير چراغ برق تکيه دهد و به رهگذران براي فروش متاعش چشمک بزند؟ با اين استدلال آيا توليد کنندههاي پلاستيک بيشتر از فضاي مجازي در گسترش مصرف مواد مخدر نقش ندارند؟ هر چه باشد آن زهر را بايد در پلاستيک پيچاند و به مصرفکنندهاي تحويل داد که از همه اين بازيها براي کسب گلوگاههاي حساس بيخبر است.