واقعيت اين است که ترامپ در سياست خارجي، در هيچ يک از اهدافي که پيگيري ميکرده موفق نبوده است. شايد پر سروصداترين و شاخصترين آن موضوع خاورميانه بوده است. محور عمده چنين موضوعي نيز ايران است. حال در چنين چارچوبي چه مساله هستهاي و يا مسائل منطقهاي همچون عراق، سوريه، يمن، لبنان و... را بايد در نظر داشته باشيم. ترامپ شناخت بسيار کمي نسبت به ايران و منطقه دارد لذا به تصور آنکه بر اساس استراتژيهاي تجاري که تاکنون عمل ميکرده به دنبال آن بود تا با تهديد راهبردش را به پيش برد. اما هرچه جلوتر آمد به اين نتيجه رسيد که به نتيجه نميرسد. ترامپ افراد مختلفي را گرد خود جمع کرد تا از طريقشان به نتيجه برسد که آخرين آنها همين جان بولتون بود. ترامپ براين تصور است که روزبهروز با اتفاقاتي که در منطقه بهوقوع ميپيوندد آنچه را که در پي آن بوده حاصل نشده است. آنچه که حسين موسويان در يادداشتي مينويسد گفتوگو با ايران آرزوي ترامپ است اين به معناي آن است که فقط يک خواست از سوي وي نيست، بلکه ترامپ در گوي چنين مسالهاي قرار گرفته است. يک روز تحليلها و نظرسنجيها به اين سمت و سو ميرفت که ترامپ به دليل سياست داخلي و همچنين سياست اقتصادي که در پيش گرفته توانسته وضعيت اقتصادي آمريکا را به جايي برساند تاپيروزي وي را در انتخابات آتي تضمين نمايد. اما اخيرا اظهارنظرها و نظرسنجيهايي که بر اساس ارزيابيهاي تازه ارائه ميشود همچنان مطمئن نميتوان در مورد آينده ترامپ سخن گفت. در نتيجه ترامپ نياز دارد تا در زمينههايي به موفقيت برسد. حال وي با تشديد فشارها بر اين تصور بود که ميتواند به نتيجه برسد. اما زماني که چنين رويکردي به نتيجه نرسيد، برخي معتقدند که بولتون قرباني چنين مسالهاي شد. به گونهاي که فردي همچون بولتون که مورد حمايت رژيم صهيونيستي و جناح افراطي آيپک بود را کنار گذاشت تا بدين وسيله چراغ سبزي به ايران نشان داده باشد که آمريکا استراتژي سخت نسبت به ايران را کنار گذاشته است. ايران ميتواند روي تغيير رويکرد ترامپ بيشتر حساب باز کند. اما آمريکاييها بايد بدانند که ايران بهکلي به آنها بياعتماد است. اين بدان معناست که آمريکاييها اگر به دنبال گفتوگو با ايران هستند درهاي گفتوگو در چارچوب برجام کاملا باز است. مکانيسم اعتراض به برجام در توافق هستهاي پيشبيني شده بود که بر مبناي آن اگر هر طرفي اعتراضي دارد در کميته تعريف شده در برجام رجوع کرده و مسائل را در آنجا حل و فصل نمايد. آمريکاييها تصور ميکردند که با قلدري آنهم بهصورت يکجانبه از برجام خارج شده و ايران پاي ميز مذاکره قرار ميگيرد. اما با ايستادگي و مقاومت مردم کشورمان اين گونه نشد. همچنين در منطقه نيز آنچه را که آنها دنبال ميکردند به سرانجام مورد انتظار آنها نه در عراق، سوريه و افغانستان منجر و منتهي نشد. در نتيجه آمريکاييها کليد حل مسائل منطقه را در مذاکره با ايران ميدانند. ايران به هيچ عنوان استراتژي عکس گرفتن را دنبال نميکند. ايران به دنبال گفتوگويي است که در چارچوب آن منجر به نتيجه شود. برجام سرجاي خود باقي است توافقي که 23 ماه مذاکره پيرامون آن صورت گرفته است. علاوه بر آن کشورهاي همپيمان آمريکا در برجام حضور داشتند. پس از حصول توافق تاييد شوراي امنيت و قطعنامه 2231 را به همراه داشت. چگونه ميشود که آمريکاييها بهصورت يکطرفه از برجام خارج شدند. ايران قدرتي نيست که بتوان با آن با قلدري برخورد کرد. اگر آمريکاييها به دنبال مذاکره با ايران هستند ميتوانند در چارچوب برجام مذاکره کنند. اما خارج از چنين چارچوبي ايران مذاکره نخواهد کرد.