بستن

اریش فرید شاعر اتریشی

اریش فرید
 شاعر اتریشی
کامران جمالی مترجم زبان آلمانی

اريش فريد شاعري آلماني‌زبان، يهودي‌نسب و اتريشي‌تبار، بيش از نيمي از زندگي خود را در غربت سپري کرد. او به سال 1921 در وين چشم به‌دنيا آمد و هفده‌سال بعد در مارس 1938 کشورش را ترک کرد. در اين دوران سياه قرن بيستم، پدرش به قتل رسيد. در سال‌هاي بعد شماري از خويشان و نزديکانش هم رهسپار اردوگاه‌هاي مرگ شدند. فريد از سال 1941 و در پيوند با شاعران و نويسندگان آلماني و اتريشي در تبعيد بود که نخستين کارهاي شعري خود را منتشر کرد. در شعر فريد هم اميدها و آرزوهاي انساني جرقه مي‌زند و هم رنج و عذاب‌هاي بي‌پايان سنگيني مي‌کند. او جز از شور و شوق‌هاي واقعي، شادي‌ها و دردهاي انساني چيزي نگفته است. هرچند از ظلم و بي‌عدالتي رنج فراوان برده، اما به سرشت انساني خود وفادار مانده و يک‌دم اميد خود را به بهروزي انسان‌ها و آينده‌اي بهتر از دست نداده است. فريد در 1988 در بادن‌بادن آلمان درگذشت. آنچه مي‌خوانيد برگردان چهار شعر از اريش فريد است که از زبان آلماني به فارسي ترجمه شده است.

1

به جِد

هر پسر از سر شوخي، سنگي

مي‌پراند به سوي چند وزغ

و وزغ‌ها نه به شوخي که به جد مي‌ميرند.

2

تلاش

چه تلاشي کردم

تا بکوشم که به هنگام کار

نه به تو، بلکه به کار انديشم

و چه شادم اينک:

بي‌ثمر ماند تقلاهايم.

3

اردوگاه

در سه هفته، چهار هفته

ـ سرد و آهسته ـ

(يا که شايد تا همين فرداي زود)

دخترانم خاله‌هايم مي‌شوند

يا که دخترخاله‌هاي پير.

‌بينم آنان را که با وحشت

مي‌جوند آهسته با دندان مصنوعي.

و سپس انگشت‌هاي نقرسي‌شان خشک خواهد کرد

چهره‌هاشان را که عمدا تُف بر آن کردند.

با چمدان‌ها و با بقچه

مي‌رسند از راه

تا به اردوگاه.

از ميان پنجره روي زميني خشک مي‌افتند و اينک

کورمالان در پي عينک.

گاهِ خميازه درون بستر صبح

راست بر روي دو پا مي‌ايستند

تا مبادا در شمار مردم بيمار

با خود آنها را کشان همراه گردانند.

صبح‌گاهي چهره‌شان را خوب مي‌بينم که آبي است

هر گروه شش تنه بر روي هم انباشته

با شلنگ باغچه شسته‌شده.

هر گروه آماده رفتن

شُسته از مدفوع و استفراغ

از اتاق گاز

تا درون کوره‌هاي داغ.

4

پيش از آشتي

درون سرزمين ما مسابقه است

در اين طرف شرارت و

در آن طرف حماقت است.

و همچنان ادامه دارد اين مسابقه.

شرارت است آنکه قادر است

هر آنکه را که خواهد از ميان بَرَد.

حماقت اين‌چنين سريع نيست

ولي چه مطمئن و بي‌صداست.

هر يکي به قدر آن دگر

درون قلب‌ها گرفته جاي.

و گفته مي‌شود که آشتي و زندگاني پر از مسالمت

ميان اين دو تن

نه دير، زود مي‌رسد ز راه.

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی