سوال مهمي که اين روزها مطرح ميشود اين است که آيا عبور از نفت ميتواند مانعي بر سر راه تحريمها باشد؟ آيا اقتصاد غيرنفتي، اقتصادي غيرقابلتحريم است و آيا گذر از نفت و رسيدن به اقتصادي چندمحصولي مشکلات را حل خواهد کرد؟ در ايران اغلب گفته ميشود اگر نفت نداشتيم اين فشارها را هم متحمل نميشديم. گرچه برخي صاحبنظران نيز معتقدند همين حد از زيرساختهاي موجود حاصل درآمدهاي نفتي است وگرنه ما نيز مانند برخي کشورهاي همسايه از گام اول به دوم مدرنيته را هم نميتوانستيم طي کنيم. بررسي درستي هر کدام از اين مدعا در جاي خود قابل بررسي است ولي آنچه اکنون ميتواند به سوگيريهاي ما ياري رساند، داشتن نگاه کلي به عملکرد ابرقدرتها، کشورهاي مهم اقتصادي و توليدکنندگان بزرگ است. در جهان امروز اقتصاد به عرصه جنگ قدرتهاي بزرگ بدل شده است؛ در حقيقت اقتصاد جاي ابزارهاي نظامي را گرفته است و جنگهاي تجاري نيز بر پايه همين تغيير رويکرد اتفاق ميافتد. سهمخواهي از کيک اقتصاد سبب شده است استراتژيها تغييراتي جدي کند. اقتصاد ايران در سالهاي اخير با تابآوري بالا در برابر تحريمها نشان داده است، نميتوان بهسادگي برنامهاي از پيش تعيينشده را براي از ميان بردن قدرت يک کشور به نمايش گذاشت. در اين فضا آنچه اهميت دارد، توجه به اين نکته است که اقتصاد وابسته به نفت فشارهاي بيشتري را نسبت به اقتصادهاي متنوعتر تجربه ميکند. ايالات متحده آمريکا، بهويژه پس از روي کار آمدن دونالد ترامپ در کاخ سفيد توجه ويژهاي به حوزه انرژي پيدا کرده و تلاش خود را براي در دست گرفتن نبض اين بازار هر دم ميافزايد. با اين کار ايالات متحده ميتواند فشار بيشتري بر چين و اتحاديه اروپا بياورد که با توجه به شرايط بينالمللي به نظر ميرسد غول شرقي هدف آمريکاييها خواهد بود. آنها از تداوم رشد چين نگران شدهاند و حالا فکر ميکنند با افزايش فشار ميتوان تا حدودي از شتاب چشم باداميها کاست. گرچه در مقابل سياستهاي کاخ سفيد، پکن نيز مقاومت ميکند و اين مساله به افزايش جنگ تجاري دو غول اصلي اقتصاد جهان افزوده است ولي بايد توجه داشت که آمريکا با تکيه به قدرت اقتصادي خود قصد دارد بهترين شرايط را براي خود فراهم کند. از سوي ديگر اعمال تحريمهاي دوباره و حتي شديدتر از قبل عليه ايران و کنارکشيدن يکطرفه واشنگتن از برجام عملا سطح تنشها در خاورميانه را افزايش داده است. ماجرا اما تنها رهايي از وابستگي به نفت نيست؛ اتفاقي که در سايه تحريمهاي شديد رخ داده و ايران حالا روزهايي بدون نفت را تجربه ميکند. آنچه مسلم است تضمين تداوم تابآوري با عبور از نفت، واگذاري واقعي امور به بخش خصوصي واقعي، مقابله با فساد و شفافيت اقتصادي رخ خواهد داد و خوشبختانه نبود نفت ضرورت اجراي تکتک برنامههاي پيشگفته را آشکار کرده است. بايد پذيرفت رانت و فساد در اقتصاد نفتي يا غيرنفتي و سهم بالاي دولت در هر دو شکل آسيبهاي جدي را به بنيانهاي اقتصادي وارد ميکند، ايستادگي ايران مقابل تحريمها با توجه به پيششرطهاي اعلامي محقق خواهد شد و پيشبينيها نشان ميدهد اين انفاقات رخ خواهد داد، چراکه فضا براي اصلاحات ساختاري مهيا شده است.