بستن

خارجی‌ها با چشمان اشکبار «اپرای عاشورا» را دیدند

خارجی‌ها    با   چشمان اشکبار  
«اپرای عاشورا»   را دیدند

اپراي عاشورا به نوعي بنيان‌گذار يک اپراي ملي در توليدات نمايشي مذهبي و ملي ما در ايران محسوب مي‌شود. اين اُپرا تلفيقي از واقعه عاشورا و کربلا با موسيقي دستگاهي و سنتي آييني تعزيه است که هم در ايران و هم ديگر کشورهاي اروپايي توانسته اقبال و تحسين عموم را کسب کند.تعزيه از گذشته تاکنون به‌عنوان يکي از گونه‌هاي نمايشي ايراني محسوب مي‌شود و توسط صاحب‌نظران مطرح شده که نياز مکان مشخص و دائمي براي حفظ آن وجود دارد. اُپراي عاشورا از يک دهه گذشته تاکنون توانسته بخشي از اين نياز به حفظ هنر تعزيه و الگوسازي در اين راستا را تامين کند.بهروز غريب‌پور، سرپرست گروه تئاتر آران که سال‌هاست در عرصه توليد نمايش‌هاي عروسکي در تالار فردوسي مشغول به فعاليت است، هم‌اکنون مشغول اجراي رپرتوآرهاي مختلف نمايش عروسکي است و در اين دهه ابتدايي محرم نيز به اجراي مجدد اپراي عاشورا پرداخته و خوشبختانه مورد اقبال مردم نيز قرار گرفته است.گفت‌وگوي «فارس» را با بهروز غريب‌پور در ادامه مي‌خوانيد:

اپراي عاشورا يکي از نخستين کارهاي شما در تجربه کار عروسکي محسوب مي‌شود، اين کار چه نوع تجربه‌اي برايتان به حساب مي‌آيد و چطور شد که به‌عنوان يکي از نخستين کارها تصميم گرفتيد پروژه عاشورا را به صحنه نمايش بياوريد؟

بله همينطور است، اپراي عاشورا ده سال پيش توليد شده و سومين کار ما محسوب مي‌شود. من از زماني که دانشجوي رشته تئاتر بودم يعني در سال 49، به‌عنوان يک شيفته تعزيه، تخت حوضي و خيمه شب‌بازي همواره به اين فکر کردم که راه‌حلي براي ادامه حيات اين هنرهاي ارزنده و ملي پيدا کنم.درباره خيمه شب‌بازي موفق شدم در همان سال‌ها با برگزاري چند دوره خيمه شب‌بازي سنتي اين اتفاق را محقق کنم، اما درباره تعزيه نظر ديگري داشتم، چرا که دشواري‌هاي اين عرصه زياد بود و مي‌بايست برايش کارش آزمايشگاهي انجام دهيم تا به يک نقطه روشن‌تر برسيم.در سال 1370 زماني که کشتارگاه تهران را به فرهنگسراي بهمن تبديل کردم، پيشنهادي به من داده شده که خيلي آن را جدي گرفتم و خوب هم از آب درآمد. پيشنهاد اين بود که يک بار تعزيه را با ارکستر بزرگ سازهاي بادي و نظامي و چند خواننده ـ بازيگر اجرا کنيم.من در نقاط مختلف ايران تعزيه ديدم و کارکردم، با تعزيه‌خوان‌هاي بزرگ آشنا شدم و نتايج تحقيقاتم شد، «اپراي عاشورا».در آن زمان سالن آويني که بعدها تالار آويني نام گرفت و هنوز هم مسقف نبود، هفتاد نوازنده به‌همراه بازيگراني با لباس‌هاي فاخر روي صحنه بودند و به ايفاي نقش مي‌پرداختند و گوشه‌هايي از تعزيه را اجرا مي‌کردند. يک تصوير ديگر هم در ذهن من از گذشته بود که در دوران ناصرالدين شاه ارکستر بزرگ نظامي بلژيکي در تکيه دولت قطعاتي را اجرا مي‌کردند. اين خاطره کودکي من از يک ارکستر نظامي بود.در نهايت اينکه من در نقاط مختلف ايران تعزيه ديدم و کار کردم، با تعزيه‌خوان‌هاي بزرگ هم آشنا شدم و تحقيقات گسترده‌اي در اين زمينه انجام دادم و اينجا بايد بگويم که اُپراي عاشورا نتيجه رابطه عميق من با تعزيه است.

در جريان واقعه عاشورا با پرده‌ها و روايت‌هاي نمايشي زيادي روبه‌رو هستيم از شخصيت‌هاي مثبت تا منفي و در نهايت حوادثي که رخ مي‌دهد، جالب است که بدانيم چگونه اين بخش‌ها و پرده‌ها را کنار هم سوار کرديد و چه دغدغه‌اي باعث انتخاب موضوعات نمايشي و موسيقيايي برايتان شد؟

من درباره محتشم کاشاني و اشعارش بارها به کرات خوانده و شنيده بودم، محتشم درباره مرثيه دوازده بندي خود اينگونه مي‌گويد که همه چيز در خواب به او الهام شده است،‌ برخي هم اعتقاد دارند که پسر يا برادرزاده‌اش فوت مي‌کند و او شروع به نوشتن يک مرثيه مي‌کند و بعد از خود مي‌پرسد که امام حسين(ع) چطور به شهادت رسيده است؟بنابراين مرثيه محتشم در عين حال که منتج از يک اتفاق شخصي است؛ اما از يک جايي به بعد تبديل به يک اتفاق تاريخي و مذهبي مي‌شود.ما در مرثيه دوازده‌بندي محتشم کاشاني تصاويري فوق‌العاده از تاثير واقعه عاشورا بر حيات بشر، زمين و زمان را شاهد هستيم. من تصور کردم اگر اپراي عاشورا نشان‌دهنده اين باشد که يک نفر در قرن دوازدهم هجري. قمري (سال 61) سفر کند و به عقب برگردد، آيا از همراهان امام حسين(ع) خواهد بود؟ما در مرثيه دوازده‌بندي محتشم کاشاني تصاويري فوق‌العاده از تاثير واقعه عاشورا بر حيات بشر، زمين و زمان را شاهد هستيم.

شما در يک مصاحبه‌اي گفته بوديد که اين اپرا جزو پر طرفدارترين اپراهايي بوده که کار کرديد، علتش آيا همان تم مذهبي کار است يا چيزهاي ديگري هم در اين زمينه دخيل است؟

ببينيد اين کار خوشبختانه اقبال زيادي به لحاظ مخاطب داشته است، سفير يونان بدون اينکه دعوت شود به‌عنوان يک علاقه‌مند بليت تهيه کرده بود و اراده کرده بود که اپراي عاشورا را ببيند، بعد هم آرزو کرد هک اين کار در آتن هم به اجرا برود. همين نشان مي‌دهد که اپرا فقط براي ايراني و فقط براي شيعيان جذاب نيست، خيلي‌ها مي‌توانند آن را دوست داشته باشند که حتي شيعه و مسلمان هم نباشند.ما اين نمايش را در لهستان، ايتاليا و فرانسه اجرا کرديم بدون اينکه حتي کار زيرنويس هم داشته باشد فقط يک بروشور مختصري پخش کرديم. در پايتخت نمايش عروسکي فرانسه هم کار اجرا شد و آنها به اسم نمايش ما را شناختند و خيلي هم کار را دوست داشتند آنقدر که مي‌گفتند چقدر اسب‌ها در اين کار زنده هستند و انگار تربيت شده‌اند که نمايش اجرا کنند.از جمله بازخوردهايي که از اين کار گرفتيم يادم مي‌آيد در فرانسه به‌دليل استقبال زيادي که از کار شد بدون قرارداد دو شب ديگر کار را تمديد کرديم در يکي از اين شب‌ها يک خانم پيري که استاد دانشگاه هم بود در فرانسه با چشمان اشک‌بار بعد از تماشاي نمايش نزد من آمد و گفت که اين حسين کيست؟ بنابراين تنها تاثير اين نمايش در ايران و تهران و بابل و شيراز نبوده؛ بلکه در کشورهاي ديگر هم بازخورد خوبي داشته است.

خواننده‌هاي زيادي چون محمد معتمدي ، مهدي امامي و رضا صادقي در اين نمايش خوانندگي کرده‌اند، چطور اين خواننده‌ها را براساس چه اولويتي انتخاب کرديد؟

آن زمان که من با آقاي معتمدي کار کردم او يک جوان کم سن و سال بود،‌ مهدي امامي خواننده نقش حضرت ابوالفضل(ع) نيز همينطور تنها 22 سال سن داشت، رضا صادقي هم نقش شمر را به خوبي اجرا کرد، همه اينها جوانان ناشناخته‌اي بودند. خود آقاي بهزاد عبدي که آهنگساز ما هستند تا آن دوره اپرا کار نکرده بودند، بنابراين تمام گروهي که ما با آنها کار کرديم عاشقانه به متن، موسيقي دل بسته بودند. امروز اگر مي‌بينيم اين افراد معروف هستند و شناخته شده‌اند آن زمان جوانتر و ناشناخته بودند، اما نتيجه کار انگار خيلي خوب درآمد. خواننده‌ها بيسار خوب و عالي بودند و من افتخار مي‌کنم.

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی