بستن

ضرورت ارتقای سواد سلامت روان

ضرورت ارتقای سواد سلامت روان
دکتر آرش میراب‌زاده روانپزشک

تابوهاي فرهنگي يکي از مهم‌ترين دلايلي است که مانع حضور به‌موقع افراد در مطب‌ها و کلينيک‌هاي روانپزشکي مي‌شود. در حقيقت انگ‌ها و برچسب‌هايي که از روي ناآگاهي به اين دسته از بيماران مي‌زنند باعث مي‌شود آنها بيماري خود را انکار کنند و با مخفي کردن آن از درمان صرفنظر کنند. متاسفانه پيامد‌هاي عدم درمان بيماري‌هاي اعصاب و روان تنها بيمار را درگير نمي‌کند بلکه به اطرافيان و بسياري از افراد جامعه هم آسيب مي‌رساند. بسياري از اين بيماران عنوان مي‌کنند پس از مراجعه به روانپزشک در مقابل انگشت اشاره اطرافيان قرار گرفته‌اند و متهم به ديوانگي، مجنون بودن يا ابتلا به مشکلات حاد رواني شده‌اند و اين موضوع شخصيت آنها را در خانواده و محل کار تحت‌الشعاع قرار داده است. وي خاطرنشان مي‌کند: نحوه برخورد اطرافيان با بيمار موضوع بسيار مهمي است که بايد با فرهنگ‌سازي و آموزش، برخوردهاي نادرست و نابجا اصلاح شود. همه ما بايد به اين درک برسيم بيماري که به اختلال رواني مبتلا شده است مانند ساير بيماران است او فقط به‌جاي اينکه دچار دل درد شود يا سردرد بگيرد دچار آسيب روان شده است. به‌جاي اينکه دچار دندان درد شود يا ريه‌اش بد کار کند، خلقش تحت تاثير قرار گرفته يا طرز تفکرش متفاوت شده است. او هم بيماري است که بايد درمان شود نه اينکه طرد شود يا در معرض اتهام قرار گيرد.بيماري‌هاي روانپزشکي ابعاد مختلفي دارد که يکي از آنها بعد جسماني است. تغييراتي که در زمينه بيولوژي مغز اتفاق مي‌افتد زمينه ارثي دارد و به هيچ وجه خود بيمار در ايجاد آنها دخيل نيست. پس نبايد او را انساني خطرناک يا غيرقابل اعتماد دانست. فردي که افسرده يا پرخاشگر شده نبايد در معرض اتهام قرار گيرد، بلکه بايد با او همراهي کرد تا روند درمان او به‌درستي انجام شود. اين دسته از بيماران بايد بدانند که دارو آنها را معتاد نمي‌کند. پزشک متخصص با توجه به نوع بيماري، جسم بيمار و عوارض دارو، درماني را در پيش مي‌گيرد که بيمار به داروهايش معتاد نشود. اما بعد ديگر بيماري که خيلي مهم است مسائل روانشناختي است. بيمار بايد ياد بگيرد که چگونه با مسائل خود برخورد کند. او بايد بداند قرار نيست کسي او را نصيحت کند بلکه قرار است به او آموزش داده شود که چگونه فکر کند که از اين حالت خارج شود. در يک کلام بايد سواد سلامت روان افراد جامعه ارتقا پيدا کند هنگامي که اين سواد بالا رفت آن وقت درمان و بازتواني هم بهتر صورت مي‌گيرد. تبعات زندگي مدرن شهري، آلودگي صوتي، زندگي در خانه‌هاي کوچک و دور شدن از اقوام همگي مشکلاتي هستند که با افزايش استرس شرايط ابتلا به اختلالات روحي را مهيا مي‌کنند. بيمار و خانواده او به تنهايي نمي‌توانند بعد اجتماعي را تغيير دهند. طبعا مديران و برنامه‌ريزان بايد براي کاهش استرس‌ها و فشار‌هاي رواني در سطح جامعه سياستگذاري کنند و تدابيري بينديشند.

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی