وزير بهداشت گفت: آرزو ميکنم روزي کسوت وزارت را کنار گذارده و با مردم راحت و بيملاحظه صحبت کنم و بگويم گاهي سازش ما با فساد که به صغير و کبير مملکت رحم نکرده، چه بلايي سر آنها آورده است. دکتر سعيد نمکي اظهار کرد: 30 سال قبل که معاون بهداشت وزارت بهداشت بودم، در آن زمان، بهعنوان لکه ننگ سيستم دارويي کشور به يکي از سيستم هاي امنيتي پناه برديم که ناصر خسرو از محدوده کنترل ما خارج است و کمک لازم داريم، طبق يک قرارداد بنا شد که سرويس دريافت کنيم و سقف ريالي هم براي قرارداد تعيين شد و بعد از مدتي کوتاه، کوپن سقف ما تمام شد و حاصل آن تنها شناسايي وانت مملو از داروي قاچاق زير يکي از پلهاي شهر بود. از 30 سال قبل که در نظام سلامت حضور دارم، مشکل ناصر خسرو را داريم.
معاون رئيس جمهور گفت: يکي از مسائلي که همواره مطرح است اين است که چرا هميشه بحثهاي مربوط به زنان در کشور ما چالش برانگيز است؟ از بحث حجاب بگيريد که چالشهاي زيادي دارد تا بحثهايي مثل ورود زنان به ورزشگاه و بحث دوچرخه سواري و موتورسواري زنان. ما هميشه براي هر اتفاقي يک چالش را پشت سر ميگذاريم. بهنظر شما چرا اين چالشها بروز پيدا ميکند؟ فکر نميکنيد شايد به فرهنگ عمومي برميگردد و فرهنگ جامعه ما خيلي جلوتر از بحث قانون گذاري ما پيش ميرود؟ معصومه ابتکار در ادامه خاطر نشان کرد: در حالي که زنان در عرصههاي مختلف اجتماعي، در فضاهاي ورزشي، در فضاهاي هنري، در فضاهاي علمي، فضاي مختلف کاري در کنار مردان حضور دارند و همه به شئونات و چهارچوبها، واقف بوده و احترام ميگذارند. دولت، سال گذشته يک دستورالعمل نهايي کرد و دکتر سلطاني فر هم همکاريهاي خيلي خوبي را درباره موضوع استاديومها کردند. از وروديهاي جدا تا مکان هاي جدا براي نشستن زنان و حتي سرويس ها و خدمات جداگانه. فکر ميکنم کاملا از اين نظر استاديوم ها آمادگي لازم را براي حضور زنان دارند.
نايب رئيس فراکسيون زنان مجلس با انتقاد از اينکه هرچه اختلاف سطح طبقاتي بيشتر باشد قشر آسيبپذير بيشتر مورد ظلم واقع ميشوند، گفت: افراد ثروتمندي اطراف شهرها و روستاهاي خوش آب و هوا اقدام به ويلاسازي کرده و کودکان و دختران جوان را اجير و معامله ميکنند. به گزارش خانه ملت، معصومه آقاپور عليشاهي، فقر فرهنگي را عاملي موثر در ازدواج کودکان دانست و ادامه داد: فقر آموزشي نيز تاثير زيادي دارد زيرا در اغلب روستاها تنها مدرسه ابتدايي وجود دارد و دختران بهدليل نبود مدرسه راهنمايي و دبيرستان ترک تحصيل ميکنند يا والدين پس از اتمام مقطع ابتدايي آنها را مجبور به ازدواج با افرادي بسيار بزرگتر از آنها ميکنند.