سالهاست که اقتصاد ايران نتوانسته رنگ استقلال را بر خود ببيند و جايگاه بخش خصوصي را به عنوان يک جايگاه امن زنده نگاه دارد. هميشه سياست چند قدم جلوتر از اقتصاد پيش رفته و براي آن تصميمگيري کرده است. به طوري که جايي براي رقابت ميان عرصههاي صنعتي وجود ندارد و سرمايهداران کلان ايران، ميدان فعاليت خود را هر روز تنگتر و محدودتر از گذشته ميبينند. در خصوص دلايل بحراني شدن اقتصاد و عدم موفقيت بخش خصوصي سعيد ليلاز، اقتصاددان در گفتوگو با پرشينخودرو به نکاتي اشاره کرده است. او در خصوص دليل عدم موفقيت خصوصيسازي در ايران ميگويد: ايراد بزرگي که خصوصيسازي را دچار مشکل کرده روش خصوصيسازي دولت است. شايد بهتر اين بود که دولت اموال خود را نگاه دارد و سرمايهگذاريهاي جديد را از بخش خصوصي طلب کند. علت دوم عدم موفقيت خصوصيسازي اين است که خصوصيسازي همچون يک ژست (ظاهري) مطرح شده نه به عنوان مساله مرگ و زندگي.
اعتقاد دولت و مجلس به بخش خصوصي
او ميگويد: متاسفانه توليد روز به روز سختتر و فعاليتهاي اقتصادي ناممکنتر ميشود. در اين بين فقدان آمادگي فضاي کسب و کار، منجر به شکست خصوصيسازي ميشود. اصل 44 منتج به نتايج قابل قبول نشده و حتي سهم بخش دولتي را در اقتصاد کاهش نداده است. خصوصيسازي در ايران به يک نوع ژست تبديل شده؛ به اين معنا که دولت و مجلس در عمل اعتقادي به بخش خصوصي ندارند و در تلاش براي حذف بخش خصوصي قدرتمند هستند. اين اقتصاددان همچنين معتقد است زماني که درآمدهاي نفتي کاهش پيدا ميکند تمام دولتمردان به فکر خصوصيسازي، ارتقاي بهرهوري و توليد ميافتند و همچون سالهاي اخير اقتصاد مقاومتي شکل ميگيرد و جدي ميشود، اما به محض اينکه فضاي سياسي آرامتر شده و درآمدهاي نفتي افزايش يابد (خلل و فرج جامعه را وفور بپوشاند)، بخش خصوصي در چشم دولتمردان تبديل به زائده ميشود. درست مانند زماني که باران ميآيد و بيآبي و خشکسالي فراموش ميشود. درگيريهاي جناحي و سياسي نيز به اين آشوب ميافزايد و فضا را متشنج ميکند و اولين قرباني دعواهاي سياسي و برخورد با فساد بخش خصوصي بوده و اين اتفاق سم مهلک است. با اين حال هر فعال اقتصادي زماني که پا به عرصه موفقيت ميگذارد و در اين عرصه بزرگ ميشود، آينده خود را اتهامهاي سخت و سنگين ميبيند. با اين نحوه برخورد بخش خصوصي حاضر به مقابه با تحريمها نميشود. بايد تلاش شود در کمال حفظ عدالت و مبارزه با فساد، امنيت را به فعالان اقتصادي بازگردانيم.
سرمايه به جاي انباشت خارج ميشود
او با اشاره به برآوردهاي حکومتي و دولتي در ايران بين سالهاي 95 تا 97 ميگويد: بيش از 50 ميليارد دلار خروج سرمايه از کشور رقم خورده است. در حقيقت اين 50 ميليارد دلار پولي بوده که تراکم سرمايه در آن اتفاق افتاده، اما به انباشت سرمايه بدل نشده و از کشور خارج شده است. وي افزود: اکنون حدود 50 سال است که سالانه حدود 10 تا 20 ميليارد دلار ثروت از ايران خارج ميشود! (مگر يک اقتصاد چقدرGDP ÊæáíÏ ãí˜äÏ¿ Èå åãíä Ïáíá ÇÓÊ ˜å åÑ