آمريکا پس از تحريم سپاه پاسداران از برنامه خود براي تحريم جواد ظريف وزير خارجه ايران در آينده خبر داد. سرانجام، ظريف نيز از سوي واشنگتن تحريم شد. واکنشها به تحريم ظريف در سطح بينالمللي بسيار گسترده بوده و اغلب نيز با تقبيح اقدام آمريکا، رويکرد همدلانهاي با ايران در پيش گرفتهاند. اين سوال مطرح ميشود؛ چگونه است که دويست و اندي کشور ديگر و حتي برخي متحدان آمريکا از زمان روي کار آمدن ترامپ کموبيش با دولت آمريکا چالش داشتهاند اما با چنين تحريمي مواجه نشدهاند؟ هرچند دولت ترامپ دولت خاصي است و رابطه ايران و آمريکا نيز شرايط ويژهاي دارد، اما آيا اجتناب از تحريم وزير خارجه امکانپذير نبود؟ بديهي است که وزير خارجه ايران با توجه به تخصص علمي و تجربه طولاني خود بهتر از هر کسي ميتواند به پرسشهاي بالا پاسخ دهد اما با مرور قواعد اوليه ديپلماسي و سياست خارجي که حداقل بيش از پنجدهه است در دانشگاههاي جهان و ايران تدريس ميشود ميتوان به پرسشهاي بالا پاسخ داد و دلايلي را براي وضعيت جاري بيان کرد. نخستين وظيفه ديپلمات تعيين اهداف سياست خارجي مبتني بر قدرت است. به نظر ميرسد که دستگاه سياست خارجي ايران اهداف خود را در ارتباط با دولت ترامپ بر مبناي قدرت بالفعل و بالقوه ايران تعيين نکرده است. ترامپ از زمان رقابتهاي انتخاباتي نسبت به برجام منتقد بود و اعلام ميکرد که از آن خارج خواهد شد. در همين مرحله، لازم بود که دستگاه سياست خارجي ايران قدرت بالقوه و بالفعل کشورمان در محدودکردن ترامپ را بهدرستي برآورد ميکرد و بر مبناي آن تصميم ميگرفت. ديري نباشد که در ادامه همين رويه، دولت آمريکا حتي فعاليت ظريف در شبکههاي اجتماعي را نيز محدود کند؛ کما اينکه چنين اتفاقي در مورد چهرههاي محبوب فرامرزي سپاه نظير سردار سليماني رخ داده است. دوم، يکي از وظايف دستگاه ديپلماسي برآورد درست از اهداف طرف مقابل است. دولت ترامپ از زمان رقابتهاي انتخاباتي برجستهترين هدف خود را ارتقاي موقعيت آمريکا اعلام کرده بود، اما تقريبا اغلب تحليلگران آمريکايي معتقدند که مخالفت ترامپ با برجام بهخاطر نقش اوباما در اين توافق بوده است؛ رفتار ترامپ طي دوران رياستجمهورياش نيز همين را نشان ميدهد. اگر اين هدف ترامپ از سمت دستگاه سياست خارجي ايران به درستي برآورد ميشد احتمالا با نوعي مذاکره تشريفاتي و چند «عکس يادگاري» ميشد برجام را با اصلاحات اندک حفظ کرد؛ که طبيعتا مزاياي آن از وضعيت فعلي بهتر بود و تنها عيب آن به بدعهدي آمريکا و پذيرش مذاکره مجدد از سوي ايران برميگشت. در اينجا لازم است به يکي از شاهبيتهاي مناظرات رياستجمهوري 1392 اشاره کرد که يکي از کانديداها به خاطر تاکيد بر منطق درست سياست خارجي و مذاکره مورد تمسخر قرار گرفت و به ايشان يادآوري شد که سياست خارجي کلاس درس منطق و فلسفه نيست. به نظر ميرسد اين نقد اکنون به شخص ظريف و تيم وي نيز وارد است، زيرا ديپلماسي عرصه انعطاف و عملگرايي است نه تصلب و ثبات رأي. سومين وظيفه ديپلماسي و اصحاب ديپلماسي اين است که ميزان سازگاري اهداف دوطرف را سنجيده و راههاي مصالحه را بيابند. در مورد برجام، آمريکا آن را يکطرفه تلقي کرده و از آن خارج شده است. ايران نيز اعلام ميکند هرگونه مذاکره جديد نيازمند بازگشت آمريکا به برجام و رفع «تروريسم اقتصادي» اين کشور است. در اين شرايط، اهداف دو کشور کاملا با هم متباين است و در اين بين هر نوع مواجههجويي آنها نظير هدف قرار دادن پهپاد آمريکايي متجاوز به سرزمين ايران يا تحريم وزير خارجه کشورمان از سوي آمريکا کاملا طبيعي به نظر ميرسد. حتي با ادامه اين مسير بايد منتظر تنشهاي شديدتر هم بود. آمريکا بعد از خروج از برجام براي مذاکره با ايران دوازده شرط تعيين کرد که به معني تسليم محض ايران بود. طي ماههاي اخير، کاخ سفيد از شروط قبلي خود صرفنظر کرده و به شيوههاي مختلف از ارسال پيام (از طريق واسطههاي مختلف از جمله نخستوزير ژاپن) تا دعوت به کاخ سفيد (دعوت ظريف به کاخ سفيد) اين را نشان داده است و بسياري از تحليلگران ردکردن همين دعوت را عامل تشديد تحريمها ميدانند. چهارمين وظيفه ديپلماتها اين است که از منظر طرف مقابل نيز به صحنه نگاه کنند. اين واقعيت را نميتوان کتمان کرد که طي چهاردهه اخير، ايران اقتدار ايالات متحده را در سطوح جهاني و بهويژه منطقهاي به چالش طلبيده و در برخي موارد نيز موفق بوده است. همانقدر که موفقيتهاي ما در عرصه خارجي در مقابل آمريکا براي ما افتخارآميز است، آمريکا نيز آنها را براي خود تحقيرآميز ميداند؛ بهويژه اينکه آمريکا خود را ابرقدرتي ميداند که خواهان همراهي بقيه کشورها حتي کشورهاي قدرتمندي نظير آلمان و فرانسه با سياستهايش است. در اين مورد ميتوان به خشم آمريکا از آلمان طي روزهاي اخير بهخاطر نپيوستن به ائتلاف دريايي آمريکا در منطقه تنگه هرمز اشاره کرد. در مجموع، بايد اذعان کرد که هرچند الف) دولت ترامپ ديدگاههاي غيرمنطقي و به دور از عادات مألوف ديپلماتيک دارد؛ ب) خروج آمريکا از برجام غيرقابل دفاع است؛ ج) توان ديپلماتيک جواد ظريف قابل تحسين است؛ و د) وزارت خارجه ايران محدوديتهاي ويژه خود را دارد، اما نميتوان منکر غفلت دستگاه سياست خارجي از موقعيتهايي شد که در گذشته براي حفظ برجام وجود داشته و استفاده نشده است.