آرمان ملي- وحيد استرون: چندي پيش خبرگزاري فرانسه گزارش مفصلي از مهاجرت کارگري جوانان غرب کشور به سليمانيه عراق منتشر کرد و در اين گزارش به ابعاد اين مهاجرت کاري کوتاهمدت اشاراتي نمود. در بخشي از اين گزارش آمده است: «ايرانيها با گرفتن رواديد يکماهه، بهعنوان گردشگر وارد کردستان عراق ميشوند و بعد از 28روز کار کردن، بعضي اقلام غذايي که در ايران گران شده را خريده و نزد خانواده خود برميگردند. آنها بعد يک هفته دوباره رواديد گردشگري گرفته و به کردستان عراق بازميگردند.» مدتي است که پديده مهاجرت جوانان مناطق غرب نشين و شهرهاي مرزي به سليمانيه عراق رسانهاي شده است. با افزايش آمار بيکاري در کشور و رونق گرفتن کردستان عراق و سرمايهگذاريهاي کشورهاي ديگر در اين منطقه به واسطه بهره گرفتن از سود نفت و افزايش ساختمان سازي، تعداد زيادي از جوانان مناطق مرزنشيني براي پيدا کردن کار به کشور عراق مهاجرت ميکنند، اما کاري بهتر از کارگري ساختماني، واکسي و کارگر مرغداري با اين تفاوت که دستمزد بسيار خوبي پرداخت ميشود، در انتظارشان نيست. در اين رابطه «آرمان ملي» با هژير علوي، نماينده استان کردستان در تشکيلات خانه کارگر و عضو سابق شوراي شهر ديواندره گفتو گويي انجام داده که در ادامه ميخوانيد.
ظاهرا جوانان استانهاي غربي کشور مخصوصا شهرهاي مرزي استان کردستان تمايل زيادي براي مهاجرت به سليمانيه عراق دارند، نظر شما درباره دلايل اين پديده چيست؟
افزايش آمار بيکاري جوانان و مشکلات اقتصادي در کشور و به تبع آن در استانهاي کردستان و کرمانشاه از دلايل اين مهاجرت است. در چند سال گذشته ساخت و ساز در استانهاي کردستان و کرمانشاه بسيار کاهش پيدا کرده و باعث شده بسياري از جوانان براي پيدا کردن کار به سليمانيه عراق بروند. زبان مردم سليماينه کٌردي است و خيلي از اين جوانان در آنجا ارتباطهاي فاميلي دارند و چون از مرز باشماغ مسافت کمي تا استانهاي کردنشين عراق وجود دارد، آنها هر دو يا سه ماه در آنجا کار ميکنند و 15 روز به شهرشان برميگردند و همين کار در طول سال ادامه خواهد داشت. بهدليل گرماي هواي سليمانيه اين بازار کار براي جوانان در پاييز و زمستان رونق دارد و در عين حال بازار کارهاي ساختماني در داخل و در اين فصلها تا حد زيادي تعطيل است.
ظاهرا يک استادکار در آنجا ماهانه 450هزار تومان و يک واکسي 500 دينار عراقي در روز درآمد دارد
البته اين مبالغ در مقابل هزينههاي بالاي زندگي و غذا در شهرهاي عراق، هزينه زيادي محسوب نميشود. اگر يک بناي ساختمان در داخل کشور روزي 150هزار تومان دستمزد بگيرد، در آنجا 300هزار تومان درآمد دارد، يعني دو برابر. بناها، سنگکارهاي نماي ساختماني و برخي ديگر از شغلها دوبرابر دستمزد دارند، ولي مشکلات آنها براي تامين هزينههاي زندگي بيشتر از داخل کشور است. بسياري از آنها با صرفه جويي و زندگي چندين نفر در يک اتاق 9 متري روزها را ميگذرانند.
طبق آمار بيشترين آمار کارگران ساختماني، مرغداريها و ...را جواناني از روستاهاي مرزي استانهاي کردستان و کرمانشاه تشکيل ميدهند.
من نظر ديگري دارم، بيشترين ايرانيهايي که در شهرهاي اربيل و سليمانيه مشغول به کار هستند استادکاران ساختماني، جوشکاران، آرماتور بندها و... هستند و آنها تمايلي به جذب کارگران عادي روزمزد ندارند. البته به خاطر همزباني آنها کارهايشان را به کردها ميدهند در حالي که اگر بازار کار براي ديگر قوميتها در سليمانيه وجود داشت ما حالا با يک پديده کشوري مواجه بوديم.
پيامد اين مهاجرت براي اين استان هاي غرب نشين، بهخصوص استان کردستان چگونه خواهد بود؟
اين نوع بازار کارها و بازار کار کشورهايي همچون عراق، کويت، امارات و ... مقطعي است و نميتوان حساب خاصي روي آن باز کرد. کما اينکه شاهد اين موضوع بوديم که با حمله داعش به عراق کار ساخت و ساز اين کشور به يک سوم رسيد و قبل از حمله داعش به اين کشور شرايط کار بسيار عاليتر از زمان حال بود؛ همانطور که با حمله آمريکا به کويت، هزاران ايراني مهاجري که براي کار به کويت رفته بودند به کشور بازگشتند و هيچوقت اين اتفاق و شرايط کاري خوب در کويت مانند گذشته نشد. از سوي ديگر بسياري از جوانان در آنجا درگيري حقوقي دارند و بهدليل عدم پرداخت حقوق و دستمزدشان شکايت کردهاند و مجبور هستند تا تعيين وضعيت دستمزد چندين ماههشان در آنجا ساکن باشند. اين موضوع فقط براي کارگران فصلي و استادکاري که زندگيشان به شرايط ساختمان سازي وابسته است تا حدي ميتواند موثر باشد، اما همان جوان کارگر نميتوانند پس انداز خوبي داشته و تغييري در زندگياش رخ دهد.
وضعيت کارگران در استان کردستان چگونه است؟
اينجا وضعيت کار اصلا مساعد نيست و کارگران به سختي زندگيشان را ميگذرانند. اميد کارگران اين استان به ساخت و سازها در استان است و شما تعداد مجوزهاي ساختمان سازي از سوي شهرداريهاي استان را در امسال با چند سال گذشته مقايسه کنيد تا ببينيد وضعيت و درآمد کارگران که درآمد زندگيشان به اين مجوزها وابسته است، چقدر افت کرده و آنها در شرايط سختي زندگي ميکنند.