بستن

آوای سوگواری

آوای سوگواری
محمدعلی خالق‌نژاد فعال سیاسی و روزنامه‌نگار

اَلسَلامُ عَلَيکَ يا اَبا عَبدَا... الحُسَين(ع)

باز اين چه شورش است که در خلق عالم است

باز اين چه نوحه وچه فغان وچه ماتم است

نوشتن درباره حضرت سيدالشهدا(ع) و مصيبت عظماي ايشان بسيار سخت و ثقيل است که ذهن از بيان و قلم از نگارش عاجز و ناتوان مي‌نمايد ولي به مصداق «آب دريا را اگر نتوان کشيد/ هم به قدر تشنگي بايد چشيد» توفيق تشرف به عتبات عاليات يافتم؛ لذا شب اول محرم در کربلاي معلي، بين‌الحرمين همراه با خيل عظيم عزاداران با دلي شکسته پيرامون واقعه عظيم حماسه حسيني(ع) مطالبي هرچند ناچيز تقديم نمايم. نهضت عاشورا ملهم از مکتب وحي، وجدان‌هاي بيدار را مخاطب قرار داده و درس‌هاي بزرگي به بشريت مي‌آموزد و جدي‌ترين حامي و مدافع روح آزادگي و روحيه ظلم‌ستيزي به شمار مي‌آيد. اين نهضت خونبار همچون موجي توفنده بنيان‌هاي ذلت‌پذيري و ستم‌پذيري دربرابر ظلم و بيداد را فرو ريخته و جان و شکوه ستم‌پيشگان را در معرض تهديد قرار مي‌دهد و رهپويان طريق کمال و فضيلت را به ارجمندي‌هاي عبوديت در سايه حريت واقف مي‌سازد. صداي زنگ کاروان امام حسين‌(ع) که از دور مي‌رسد، آغاز محرمي ديگر و روزهاي حزن‌آلودي را با هياهوي آرامش بخشش از راه دور اعلان مي‌کند. همان روزهايي که شهرها و روستاها جامه‌سياه بر تن مي‌کنند و مردها و زن‌ها دل‌هايشان را در جوي اشک چشماني مي‌شويند که داغدار سالار شهيدان است. محرم که از راه مي‌رسد باز سفره‌اش را در مسجد و محله و کوچه و خيابان پهن مي‌کند. همان سفره‌اي که برکتش سراسر ايران را دربر مي‌گيرد و لقمه‌هايش شفاي بيماري‌هاي روح و جسم مردم مي‌شود. محرم با صداي «هل من ناصر ينصرني» اباعبدا... الحسين(ع) از راه مي‌رسد و باز حقيقتي با نام «کل يوم عاشورا و کل ارض کربلا» در عمق جان و روحت به راه مي‌اندازد. از کودکي در اين مکتبخانه قد کشيده‌اي و به خوبي مي‌داني اين جنگ تا صبح قيامت پايدار است. به خوبي مي‌داني امام حسين(ع) دست عزيزترين‌هاي روزگار را گرفته و با خود به صحراي کربلا برده، و تو چه مي‌داني اين يعني چه؟ معني‌اش چيزي جز اتمام حجت نيست. اتمام حجت با همه کساني که قرار است در هياهوي روزگار، ميان حق و باطل‌هاي هر روزه زندگي‌شان يکي را انتخاب کنند و هر بار بايد از خود بپرسند پاسخ لب‌هاي تشنه جگرگوشه‌هاي پيامبر خدا(ص) را چه کسي مي‌دهد؟ محرم و آواي سوگواري سالارشهيدان(ع) که مي‌رسد کتيبه‌هاي محتشم، سياه‌پوش‌ها و پرچم‌هاي سرخ و سياه از صندوقچه‌ها بيرون آمده و بر در و ديوارها نقش مي‌بندند. شهر با اين لباس جديد و مردم با اين محرم تازه از راه رسيده؛ قرار است خود را در باران رحمت الهي شست‌وشو دهند؛ رحمتي که از صحراي سوزان کربلا تا دورترين سرزمين‌ها امتداد دارد و هر تشنه‌اي را سيراب خواهد کرد. همه ساله محرم که مي‌آيد شمال و جنوب‌ و شرق و غرب و شهر و روستا نمي‌شناسد. از ساحل درياي خزر گرفته تا خليج فارس همه و همه در اين داغ مشترک عزادارند و هرکس به شيوه خود اين حزن و اندوه و ارادت خود به آل طاها را نشان مي‌دهد.

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی