ضياء موحد با اشاره به سوءاستفاده از شاعران گفت: عدهاي هستند که مرتبا به رسانهها شعر و عکس ميدهند و به مناسبتهايي که اصلا معلوم نيست چه چيز هست، مصاحبه ميکنند. اين شاعر درباره رسانهداربودن يک طيف خاص از شاعران و در مقابل آن رسانهنداشتن شاعراني ديگر که باعث کمرنگشدن آنها ميشود، اظهار کرد: من با اين مساله موافق هستم. در شهرستانها شاعران خوبي هستند که آثارشان فقط در مطبوعات محلي منتشر ميشود. البته عده ديگري از شاعران هم هستند که نميخواهند شعرشان را منتشر کنند که آنها را نميشود کاري کرد. حجم شعر و ادبيات در رسانهها خيلي کم شده و در همين رسانهها هم بيشتر جنبههاي سياسي و کمتر جنبههاي ادبي برجسته ميشود. او سپس به دستهبندي ايجادشده در ميان شاعران اشاره و بيان کرد: رسانهها آنطور که بايد، شاعران را مطرح نميکنند چون در بين شاعران دستهبندي ايجاد شده و گروههاي مختلفي تشکيل شده است. من چون عضو هيچگروهي نيستم ميتوانم اين حرف را بزنم. ما گروههاي مختلفي داريم که اعضاي هر گروه با خودشان معاشرت دارند و فقط از خودشان حرف ميزنند. کتاب شعر خوبي هم اگر دربيايد، درباره آن حرفي نميزنند و سکوت ميکنند. موحد در توضيحي درباره اين گروهها افزود: دستهبندي اين گروهها بر اساس نگاه به شعر است. يک عدهشان شاعران شعر سنتي هستند و شعر سنتي ميگويند و شعرهاي ديگر را هم قبول ندارند. از ميان آنهايي که بهدنبال سبک نيما هستند، هر روز يک گروه با يک نام اعلام حضور ميکند. البته قبل از انقلاب هم چنين شرايطي بوده است، مثل گروه «مدرن» و «پستمدرن» و... که اينها هر کدام دنبال يک مفهوم جمع ميشوند و بقيه را هم قبول ندارند. نويسنده کتاب «ديروز و امروز شعر فارسي» درباره اثرگذاري حرفه روزنامهنگاري بر فعاليت شاعري نيز گفت: خيلي از شاعران در جهان بودهاند که روزنامهنگار هم بودهاند يا اصلا پايهگذار مجلات شعري بودهاند و اينها با هم منافاتي نداشته است. البته بايد ديد در چه سطحي و چه نوع روزنامهنگارياي انجام ميشود. اينها همه به کيفيت کار روزنامهنگار بستگي دارد که علاوه بر حفظ شاعرياش ميتواند روزنامهنگار خوبي هم باشد يا نه، که در نهايت ممکن است يکي بر ديگري تاثير بگذارد؛ يکي قويتر شود و يکي ضعيفتر.ضياء موحد که معتقد است در سالهاي اخير کيفيت صفحات ادبي رسانهها خيلي کم شده است، اظهار کرد: شعر هنري ظريف و بالاترين درجه فرهيختگي زبان است که آن را خيلي دستکم ميگيرند. در بين شاعران معاصر کساني که شعر نو طنز بگويند انگشتشمار هستند، حتي شاعراني که شعر عاشقانه خيلي خوب بگويند هم. بيشتر شعرها شکايت و آهوناله است. اين شاعر همچنين در پاسخ به پرسش مطرحشده درباره سوءاستفاده از شاعران گفت: ناشراني هم هستند که اين کار را ميکنند. شاعراني آمده و به من گفتهاند که شعرهايمان را چاپ کنيم يا نه، من توصيهام اين بود که شعرهايشان ضعيفاند و چاپ نشوند و صبر کنند، اما آنها صبر نکردند و شعرهايشان را چاپ کردند. بعد با من تماس گرفتند و گله و شکايت کردند که اولا ناشر از ما پول گرفته و ثانيا هنوز کتاب را چاپ نکرده يا ناقص چاپ کرده است. وقتي هم به ناشر مراجعه ميکنند، پاسخ درستوحسابي نميشنوند. در جرايد و مطبوعات هم هميشه اين مسائل بوده است. البته در خارج از کشور هم اين مسائل وجود دارد، يکي از دوستانم در آمريکا ميگفت که شعرش را به يک منتقد داده و منتقد از او 100دلار گرفته تا اظهارنظر کند و بعد هم گفته که شعر قابل چاپ نيست.