آقاي رئيسي، رياست محترم قوه قضائيه؛ رابطه ملت- دولت در فضاي چندان مطلوبي نيست. بهتر است چنين بيان شود که رابطه ملت- دولت با برخي عناصر تصميمساز و تصميمگير در فضاي اعتماد و باور متناسب نيست. سالهاست که يکي از شعارهاي مهم انتخابات رياستجمهوري، مجلس و نيز شوراها مبارزه با فساد است و بهنوعي موجوديت فساد اقتصادي که برخي مسئولان نيز به وجود آن صحه گذاشتهاند، ملت را دلآزرده کرده است. بحث عدالت، برابري و برادري چندانکه بايد پررنگ نيست؛ گويي جامعه فقط در نقش تماشاچي نظارهگر برخي سوءاستفادههاي سودجويان اقتصادي در موضوع رانت و ابهامهاي مالي و اقتصادي بوده تا ببيند سرانجام داستان به کجا ختم خواهد شد. فضاي اميد و اعتماد بايد بهتر و سازندهتر از آنچه هست باشد تا چنين تعبير نشود که ارادهاي براي برخورد با اين پديده شوم وجود ندارد. عناصر اعتماد و باور اگر در هر جامعهاي مورد خدشه قرار بگيرد برگرداندن اعتماد و باور ازدسترفته به وضعيت عادي سخت و دشوار است و بهنوعي بايد فضايي حادث شود تا مردم با چشمان غيرمسلح شاهد به تعادلرسيدن انواع و اقسام بيتعادليها باشند، اينکه با وجود شعارها و راهبردهاي آرمانگرايانه چنين وضعي رويداده جاي تعجب و نگراني دارد. اما واقعيت موجود جامعه هم براي شما بهعنوان رئيس جديد قوه قضائيه و هم براي ديگر مسئولان پذيرفتني شده است و بايد با سرعت و البته دقت لازم چارهانديشي کرد. ترديدي نيست که با شناختي که رئيس قوه قضائيه از وضعيت فعلي دارد، به برخي موازيکاريها صحه ميگذارد، چراکه تنوع عملکردها در خصوص وقوع جرمهاي انتسابي، ذهن جامعه را درگير کرده است. جامعه انتظار دارد روال مواجهه با جرائم روشن باشد. فناوري و تکنولوژي بهعنوان يکي از ارکان آگاهسازي جامعه بهگونهاي تاثيرگذار مسئولان را در فضاي پاسخگويي قرار داده؛ اينکه پاسخگو هستند يا نيستند، موضوع ديگري است که در مقال نميگنجد. اما انباشت سوالهاي بيپاسخ يکي ديگر از مواردي است که به اعتماد و باور جامعه آسيب وارد ميکند. بنابراين هوشمندي به اين است که با واقعيت قدرتمند و تاثيرگذار شبکههاي اجتماعي مواجه شد و ميتوان به شکل صريح و بدون مصلحتانديشي غيرضروري به ابهامهايي که ذهن جامعه را درگير کرده پاسخ داد. قوه قضائيه ميتواند در خصوص پاسخگوکردن مسئولان پيشرو باشد و ماهيت «شهروند مطالبهگر و مسئولان پاسخگو» را بهعنوان يک اصل اعتمادزا نهادينه کند. اگر به سوالات جامعه و همچنين ابهامهايي که در شبکههاي اجتماعي نسبت به برخي موضوعات پاسخ صريح و شفاف داده شود جامعه اعتماد ميکند. وقتي شما به دنبال اصلاح وضع موجود سيستم قوه قضائيه هستيد يعني اينکه شرايط موجود راضيکننده نيست، بنابراين ديدگاه اصلاح ميتواند در همه شأن و شئون باشد. متاسفانه برخي مصلحتانديشيهاي غيرضرور که از سَر عادت باعث غبارآلودشدن فضا ميشود و در آن نقطه است که برخي جريانها با سوءاستفاده از اين فضاي غبارآلود ذهن جامعه را مشوش ميکنند و پاسخهاي متقن اگر در موقعيت زماني مناسب نباشد خيلي سخت قابل اثبات ميشود، وقتي فناوري و تکنولوژي در قالب شبکههاي اجتماعي باعث شده که موضوعي از ديد جامعه پنهان نشود چرا در قبال اين واقعيت، نبايد واقعانگارانه عملکرد داشت؟ وقتي طرح سوالي از سوي مردم در شبکههاي اجتماعي مطرح ميشود، هوشمندي به اين است که نهادهاي رسمي در زمان مناسب پاسخ قانعکننده بدهند در غير اين صورت مردم برحسب عادت به دنبال پاسخ خواهند رفت و اين پاسخگويي ميتواند از سوي هر جرياني اتفاق بيفتد. متاسفانه برخي مسئولان نحوه مواجهه با واقعيتهاي جامعه امروز را نياموختهاند و اين موضوع نيز باعث آسيب به اعتماد و باور عمومي شده است.