جنگلهاي ايران از نظر رويشي تنوع جالبي دارند؛ ناحيه هيرکاني (خزري)، ناحيه ايران و توراني در مرکز ايران، ناحيه زاگرس، ناحيه خليج فارس و ناحيه ارسباراني که متشکل از گونههاي نادر و منحصربهفرد است. نوار سبزي حاشيه جنوبي درياي خزر و نيم رخ شمالي رشته کوه البرز از آستارا تا گليداغي را به طول تقريبي 800کيلومتر، عرض 20 تا 70 کيلومتر و ارتفاع 2800 متر از سطح دريا پوشاندهاند. اين ناحيه نوار سبز شمال کشور در مازندران است. منطقه هيرکاني داراي آب و هواي مرطوب بوده و متأثر از درياي مازندران است. اين منطقه از آستارا در گيلان آغاز شده و تا ارتفاعات جنگل گلستان در استان گلستان ادامه مييابد. ناحيه رويشي ايران توراني با مساحتي حدود 1/4ميليون هکتار، جزو مناطق خشک و نيمه خشک است و بيشتر فلات مرکزي ايران را دربرگرفته است. نوسان حرارت در اين ناحيه بسيار شديد است بهنحوي که شدت حرارت تابستان در آن مشابه صحراهاي آفريقا و سرماي زمستان آن از سرماي ناحيه مديترانه شديدتر است. اين ناحيه بر اساس شرايط توپوگرافي و ارتفاع به دو منطقه کوهستاني با آب و هواي سرد و منطقه جلگهاي با آب و هواي بياباني و گرم و خشک تقسيم ميشود. جنگلهاي زاگرس در اطراف شهر بانه، مساحتي حدود 1/6ميليون هکتار از کيلومتر 25 پيرانشهر به سردشت در استان آذربايجان غربي شروع و به شهرستان فيروزآباد فارس ختم ميشود. جنگلهاي اين ناحيه در استانهاي آذربايجان غربي، کردستان، کرمانشاه، ايلام، لرستان، چهارمحال و بختياري، خوزستان، فارس، کهگيلويه و بوير احمد و قسمتي از اصفهان پراکنده هستند. البته علاوه بر استانهاي فوق هنوز بقاياي گونه اصلي زاگرس يعني بلوط در شهرستان نهاوند استان همدان و شهرستان شازند در استان مرکزي رويش دارد که دليل قابل مشاهدهاي بر گستره وسيعتر جنگلهاي زاگرس ازگذشته تابه امروز است. ناحيه رويشي خليج عماني بخشي از جنوب غرب و تمام سواحل جنوبي کشور را دربر ميگيرد. اين ناحيه در مقايسه با نواحي رويشي هيرکاني، ارسباراني و زاگرس از تنوع گياهي کمتري برخوردار است و سطح زيادي از آن را جنگلهاي مانگرو تشکيل ميدهد. ناحيه ارسباراني در شمال غربي ايران در استان آذربايجان شرقي، شمال غرب استان اردبيل و بهطورعمده در حوزه آبخيز رودخانه ارس قرار دارد. وضعيت اقليمي خاص و برخورداري از آب و هواي نيمه مرطوب و وجود مه در اين ناحيه سبب شده جنگلهاي نيمه انبوهي در اين مناطق به وجود بيايد. اين تنوع پوشش گياهي که زيستگاه جانوران گوناگوني است، نياز به مراقبت دارد. همه اينها در حالي است که عمده بودجه سازمان محيط زيست بهعنوان نهاد متولي حفاظت از اين تنوع گياهي و جانوري، صرف پرداخت دستمزد پرسنل و امور درونسازماني ميشود. بودجهاي ناکافي براي حفاظت از طبيعت ايران که هر روز در آتش اين مشکل ميسوزند.