آرمان ملي- مرتضي رفيعي: مايک پمپئو درباره اينکه آيا ممکن است توافق هستهاي جديدي با ايران انجام شود مدعي شد: «ما نميخواهيم که آنها به سلاح هستهاي دست پيدا کنند. ما فشار زيادي اعمال کرديم تا مردم ايران بتوانند مسير حکومتشان را تغيير بدهند. اين ماموريت و هدف ما است.» به منظور بررسي اين موضوع «آرمان ملي» گفتوگوي کوتاهي را با سيدمحمد مرندي استاد دانشگاه و تحليلگر روابط بينالملل انجام داده که در ادامه ميخوانيد:
با توجه به سفر غير منتظره دکتر ظريف به فرانسه و ديدار با مکرون، آيا امکان کاهش تنش ميان تهران-واشنگتن وجود دارد؟
به نظر ميرسد در صورتي که واشنگتن شروط ايران را بپذيرد. همچنين آنها برجام را بهطور کامل اجرا کرده و شرط ديگري را که دکتر روحاني تحت عنوان جبران خسارتهاي ايران مطرح کرده بود تامين کنند امکان کاهش تنش وجود دارد. شروط ايران آن است که آمريکاييها برجام را بهطور کاملا اجرا کرده با در نظر گرفتن اين نکته که برجام چه در دوران اوباما و يا ترامپ انجام نشد، بنابراين آمريکا ميبايستي برجام را به شکل کامل اجرا کند و خسارات ناشي از اين جنگ اقتصادي را بپردازد. در چنين شرايطي آمريکاييها ميتوانند به ميز مذاکره بازگشت داشتند. اما در حال حاضر همچنان که همگان ميدانند آمريکاييها چنين تمايلي را از خودشان نشان نميدهند.
با توجه به آنکه دکتر ظريف در مصاحبهاي مطرح داشتند اگر طرف اروپايي به تعهدات خود در برجام عمل کند ايران وارد فاز سوم کاهش تعهدات برجامي خود نخواهد شد. آيا چنين سازوکاري ميتواند نظر تهران را جلب نمايد؟
به نظر ميرسد براي تهران از ابتدا صورت مساله همين بوده است. ايران بيش از يک سال منتظر مانده و برجام را بهصورت کامل اجرا کرده و در مقابل اروپاييها برجام را بهصورت کامل نقض ميکردند. اروپاييها قول داده بودند سازوکارهايي را ايجاد نمايند تا برجام بهطور کامل اجرا شود. پس از آنکه ايران ديد اروپاييها هيچ گونه اقدام عملي انجام نميدهند بهرغم آنکه در ابتدا چند هفته زمان خواستند اما آن چند هفته مبدل به بيش از يک سال شد. لذا اگر اروپاييها برجام را به شکل کامل اجرا کنند طبيعتا براي ايران کاهش تعهدات برجامي ضرورت باقي نميگذارد. بنابراين تهران بهرغم رفتار غير انساني آمريکاييها در تحريم ظالمانه مردم ايران، تهران به تعهداتش درصورت پايبندي اروپاييها پايبند خواهد بود. اما تاکنون چنين ارادهاي از سوي طرف اروپايي مشاهده نشده است.
با توجه به آنکه طي روزهاي گذشته رئيس شوراي اروپا با بيان اينکه «سران گروه 7 بايد براي يافتن يک زبان مشترک تلاش کنند چون خروج ايران از توافق هستهاي هيچ نتيجه مثبتي در بر نداشته است.» مشخصا ايالات متحده با چه منطقي از برجام خارج شده و چه اهدافي را از پس اين خروج دنبال ميکردند؟
مسائل برجام تا حدود زيادي به تحولات داخل ايالات متحده باز ميگردد. از آنجايي که ترامپ با اوباما ميانه خوبي نداشت. بنابراين با تمامي فعاليتها و اقدامات گذشته اوباما مخالفت ميکند. از سوي ديگر اطرافيان ترامپ همانند پمپئو و بولتون بر اين نظرند که با چنين رفتارهاي تند، خشن، تهديدآميز و جنگ رواني ميتوانند امتيازات بيشتري را از ايران کسب کنند. آنها تصور ميکردند که اگر بر ايران فشار بيشتري وارد شود حاضر خواهد بود تا امتيازات بيشتري واگذار نمايد. اما همان گونه که همگان ميدانند اين محاسبات طرف آمريکايي کاملا غلط بوده است. ايران بيش از اين حاضر نيست امتيازي واگذار نمايد.
با توجه به آنکه يک ديپلمات بريتانيايي به رويترز گفت «رايزني ترامپ با جانسون در حاشيه گروه 7 تاثيري در موضع لندن در برابر برجام نخواهد داشت.» آيا مشخصا روابط ويژه لندن-واشنگتن و يا منافع ملي بريتانيا براي لندن تعيين کننده خواهد بود؟
طبيعتا روابط بريتانيا با ايالات متحده بسيار نزديک است. بنابراين معمولا لندن با واشنگتن همراه است. حتي در توقيف نفتکش ايراني، انگليسيها به فرمان آمريکاييها عمل کردند. در خصوص مساله برجام و ثبات منطقه غرب آسيا براي طرف اروپايي از اهميت بسيار بالايي برخوردار است. چون در صورت هر گونه تنش احتمالي در منطقه معضلات بسيار فراواني براي آنها داشته به گونهاي که در مساله بحران سوريه صدها هزار نفر روانه اروپا شدند. بنابراين اروپا به هيچ عنوان تحمل و توان افزايش تنش در منطقه را ندارد. بنابراين بريتانيا که در موارد متعددي از جمله عراق منافع خود را قرباني همراهي با آمريکاييها کرده است. از طرفي بيثباتي در منطقه خاورميانه و شمال آفريقا تهديد و رابطه مستقيمي با امنيت بريتانيا دارد. بنابراين معلوم نيست انگليسيها تا چه ميزاني حاضرند منافعشان را قرباني روابط ويژه کنند.
آمريکاييها چه اهدافي را از تحريم مردم ايران دنبال کرده و ميکنند و آيا آنها توانستهاند به اهداف خودشان برسند؟
بدون شک آمريکاييها به اهداف خودشان در تحريم مردم ايران نرسيدهاند. آمريکاييها همان گونه که در گفتههاي مقامات کاخ سفيد ديده شده از رنج و آلام مردم کشورمان لذت ميبرند. اين مساله فقط در ارتباط با ايران نيست. آنها نسبت به ساير کشورها نيز همين گونه رفتار کرده و ميکنند. تنها نتيجه تحريم مردم کشورمان، افزايش نفرت عمومي در داخل ايران بوده است. آمريکاييها يک ايران منسجم و مقتدر را نميخواهند. آمريکاييها با همين سناريو سعي داشتند تا سوريه را از بين ببرند. ايالات متحده به دليل تامين امنيت رژيم صهيونيستي مايل نيست تا کشور مستقل و قدرتمندي در منطقه حاضر باشد. آنها به کشوري همچون يمن نيز رحم نکردند و به دنبال تجزيه اين کشور هستند. اتفاقي که عملا افتاده اين است که انسجام داخلي را در ايران به رغم سختيها و ناملايمات ميان گروهها و جريانهاي سياسي متفاوت ايجاد کردهاند. همچنين در ميان مردم نفرت و تنفر نسبت به حکومت آمريکا گسترش يافته و همگاني شده است. هر چند شايد آنها موجبات رنج مردم را فراهم آورده باشند اما در مجموع اين استراتژي به جهت عدم تامين اهداف آمريکاييها با شکست مواجه شده است.