هر روز صبح که «ايرج عرب» مديرعامل باشگاه پرسپوليس از خواب بيدار ميشد قبل از آنکه کتش را تنش کند، نگاهي به اخبار ميانداخت تا مطمئن شود هنوز مديرعامل هست يا استعفا کرده؟ «عرب استعفا کرد»، «عرب استعفايش را تکذيب کرد»، «عرب ميماند»، «عرب ميرود». خبرهاي کوتاه و پرتکراري بودند که مدام تکذيب ميشدند، اما وزير ورزش و جوانان در گفتوگو با راديو جوان خبر استعفاي او را تاييد کرد و گفت: «پرسپوليس الان مديرعامل دارد اما اگر قرار به تغييرات هم باشد توسط هيات مديره اين کار انجام خواهد شد چرا که پرسپوليس و استقلال هيات مديرههاي مستقلي دارند و براي تعيين مديرعامل اقدام ميکنند. البته آقاي عرب استعفا داده و تا يکي دو روز آينده تصميم لازم در اين خصوص اتخاذ خواهد شد.» ايرج عرب حتماً از برخورد تعدادي از هواداران گلهمند است و اگر از او بپرسند که چرا برخلاف ميل باطني استعفا کرده بعيد است خودش به چيزي اذعان کند. پرسپوليس در ليگ گذشته هم قهرمان ليگ شد هم فاتح جام حذفي و سوپرجام و هم نايب قهرمان آسيا. ليگ را با پيروزي روحيهبخش شروع کرده، به نظر مربي جذابي روي نيمکتش نشست و در بازار نقل و انتقالات هم بد عمل نکرد، نقاط ضعفش را ترميم کرد و چند بازيکن افت کرده را هم در ليست فروش گذاشت، يکي از بختهاي قهرماني به حساب ميآيد پس چرا ايرج عرب محبوب نيست؟ مديرعاملهاي قبل از او هم سوپرمن نبودهاند. در دوران طاهري «طارمي گيت» رخ داد، باشگاه با پنجرههاي بسته عملاً فلج شد و چنان به بازيکنان فشار وارد شد که بعد از هر بازي هواداران خوشحال بودند که آنها هنوز از نظر جسمي سالم هستند، پرسپوليس جريمه و محروميت را به جان خريد، در روزگار گرشاسبي هم گفته ميشود بخش بزرگي از پاداش آسيايي تيم بدون دورانديشي به عنوان دستخوش بين بازيکنان توزيع شد، در حالي که ميشد از آن براي نگهداشتن برانکو استفاده کرد. موضوعي که اتفاقاً به پاشنه آشيل ايرج عرب تبديل شده و وقتي سازمان ليگ مراسم بهترينهاي سال فوتبال ايران را برگزار کرد برخي به شوخي نوشتند تنديس «بهترين فراري دهنده سال» را بايد به عرب داد که برانکو را از ايران به سمت عربستان هل داد! ايرج عرب استعفا کرد. به نظر ميرسد فشارها براي رفتن او آنقدر فزوني گرفت که نتوانست يا نخواست بيش از اين مقاومت کند. اينکه استعفاي او پذيرفته ميشود يا نه؟ اينکه پرسپوليس بدون عرب روزهاي بهتري را تجربه خواهد کرد يا نه؟ اينکه عرب تنها مقصر شرايط پرتلاطم پرسپوليس بود يا نه؟ پرسشهايي هستند که شايد در روزهاي آينده پاسخ آنها روشن شود. اما سوال اساسي اين است که چرا بايد هوادار تا اين اندازه ذهن و روحش گرفتار بخش مديريتي باشگاه باشد و آيا هوادار رئال مادريد و تاتنهام و بورسيا دورتموند و... هم اين همه با حيا کن و رها کن، در عزل و نصب مديران دخالت ميکنند يا نه؟ تاوان اين به همريختگي جايگاهها را هم هوادار ميدهد هم بازيکن و هم البته خود مديران!