آقاي ظريف! به نوعي در علم سياست تربيت يافته مکتب غرب هستيد! و با ادبيات نظام بينالملل آشنا شدهايد بنابراين بايد درک درست و قابل فهمي از ادبيات زير پوست جامعه ايران و همين طور ديگر جوامع داشته باشيد! براي حفظ وضع موجود پيوسته در حال مذاکره پيدا و پنهان با قدرتهاي تاثيرگذار غرب و شرق هستيد و به نوعي در فضاي داد و ستد ادبيات نظم بينالملل که منافع برايشان در اولويت است قرار گرفتهايد و در راستاي سياستهاي پيدا و پنهان ابلاغي مراجع تصميمساز و تصميمگير انجام وظيفه داريد. مردم متوجهاند که چه ميگذرد! و به درک درستي از منافع ملي جوامع توسعه يافته و کمتر توسعه يافته رسيدهاند و ميدانند که در سياستهاي خارجه آنچه براي سياستمداران حائز اهميت است منافع مليشان است! البته گاه معني و مفهوم منافع ملي بر اساس واقعيتها، تهديد و فرصتها و... دچار تقليل يافتگي ميشود اما در ادبيات نظم بينالملل معني و مفهوم منافع ملي مشخص است!
آقاي ظريف! تحت هر شرايطي اجازه ندهيد که شخصيت و فهم واقعگرايانهتان دچار جزر و مد شود با توجه به تاثيرگذاري فناوري و تکنولوژي در قالب دادههاي شبکههاي اجتماعي به عنوان يک مرجع فکري که يکي از شاخصههاي آن تبادل سريع اطلاعات جهاني است! بايد ديپلماسي عموميتان به گونهاي باشد که در راستاي فهم عمومي و همچنين اعتماد و باور عمومي باشد! و جامعه باور داشته باشد که در يک فضاي برابر در حال مذاکره و نقشآفريني هستيم. در حال دويدن نميتوان فکر کرد! بنابراين لازم است که در موقعيتهاي اينچنيني که منافع ملي در اولويت است گفتوگوها و اظهار نظرها جان کلام و باورمندي داشته باشد و به مخاطب و يا همان شهروندان اعتماد به نفس واقعي ببخشد!
آقاي ظريف! وقتي صحبت از دموکراسي و يا همان مردمسالاري ميشود بايد ادبيات مشترکي بين مردم و مسئولان در رابطه با معني و مفهوم منافع ملي تردد داشته باشد به عبارتي بايد مردم و مسئولان توامان بدانند که در شرايط حال حاضر که در مواجهه با مطالبات بينالمللي هستيم به دنبال چه اهداف و مطالباتي ميباشيم! گاه در نقاطي بين خواست و مطالبات مردم و مسئولان اختلاف سليقه به وجود ميآيد که يکي از دلايل افتراق خواست و مطالبه، نداشتن ادبيات مشترک همگاني است! وقتي جامعه به صورت پيوسته تحت تاثير دوگانه دادههاي جهاني و محلي قرار دارد! به تعبيري خوراکهاي محلي بايد قابل باورتر و قابل درکتر باشد!
آقاي ظريف! به عنوان مسئول سياست خارجه بايد گفتوگوها و خوراکهاي محلي در راستاي اتحاد و باورپذيري جامعه باشد! جامعه امروز ايران تفاوت ادبيات کشورهاي توسعه يافته و کمتر توسعه يافته را ميداند! جامعه امروز ايران تفاوت ادبيات جوامع تاثيرگذار و تاثيرپذير را درک ميکند! بنابراين اگر در فضاي پذيرش واقعيتها حرکت کنيم اين واقعيت انگاري کمک خواهد کرد که ادبيات مشترکي بين مردم و مسئولان جاري و ساري شود!