آرمان ملي- مرتضي خبازيان: سياست، حوزه چرخش است. روزي با اين گروه هستي و روز ديگر با گروه ديگر و تعيين کننده چرخش، نگاه سياسي است؛ تلاش براي رسيدن به اهداف جرياني. در اين چرخشها اخلاق جايي ندارد. مثلا فرض کنيد چهره شناخته شدهاي بين دو نامزد قرار گرفته است. او متمايل به يکي از اين دو نفر است؛ به هر دليلي اما جريان سياسي که چهره شناخته شده فرضي دنبالهرو آن است، اعلام ميکند که بايد از فلان نامزد حمايت کرد و به او راي داد. چهره شناخته شده تا اينجا مشکلي ندارد اما زماني که فايلي پخش ميشود که در آن او آشکارا تمايل به نامزد ديگر را اقرار کرده است، مجبور به واکنش ميشود. اين ماجرا ممکن است براي خيليها اتفاق افتاده باشد. يکي هم آقاي عليرضا پناهيان که وقتي حمايت او از محمدباقر قاليباف در جلسهاي منتشر شد، نارضايتي خود را از پخش آن ابراز کرد و گفت: به جليلي راي خواهد داد. اگر موضعگيري سياسي چنان قطعيتي دارد که شخصي مانند پناهيان را به تفاوت آشکار در خلوت و جلوت ميکشاند، بسيار بسيار بديهي است که موضعگيري سياسي و منويات جرياني او را به مواجهه با رئيسجمهور بکشاند. تا اينجا هيچ مشکلي نيست. هر فعال سياسي ميتواند درباره هر موضوعي سخن بگويد و موضعگيري کند اما وقتي پاي اظهار نظري در ميان است که از جنس داوري است، ديگر نميتوان به آساني آن را پذيرفت. دقيقا روشن نيست که از چه زماني عليرضا پناهيان تصميم گرفت که انتقادات خود را روانه حسن روحاني کند. اين انتقادات گاهي چنان است که ديگران را به واکنش واميدارد. براي مثال کامبيز مهديزاده نوشته است: آقاي عليرضا پناهيان؛ بعد از پيروزي انقلاب [حسن روحاني] معاونت فرماندهي جنگ را به عهده داشت و تا امروز پاي آرمان خود ايستاده. آيا با اين سابقه، شما انقلاب را درک کردهايد يا ايشان؟
يک مقايسه سريع
محدوديت نوشتار در توئيتر مانع کامبيز مهديزاده بوده و او نتوانسته به مسئوليتهاي ديگر روحاني اشاره کند. از باب مقايسه جالب است که دو بخش ماجرا را کنار هم گذاشت. حسن روحاني عضو شوراي عالي دفاع بوده است، عضو شوراي عالي پشتيباني جنگ بوده و رئيس کميسيون اجرايي آن، معاونت فرماندهي جنگ را به عهده داشته، رياست ستاد قرارگاه مرکزي خاتمالانبيا و فرماندهي پدافند هوايي کل کشور و سرانجام جانشين فرماندهي کل قوا بوده است. عليرضا پناهيان با توجه به اينکه در دوران دفاع مقدس سن چنداني نداشته، در دورهاي معاون فرهنگي لشکر 27 محمدرسوالا... بوده است. حسنروحاني قبل از انقلاب هم از جمله مبارزان بوده که در اين زمينه خاص نميتوان براي عليرضا پناهيان نکتهاي آورد، او متولد 1344 است و البته عذر موجهي داشته است؛ سن و سال.
اخلاق و سياست
سياست عالم مخصوص به خود را دارد که هر انساني مختار است وارد آن شود يا نشود. هر چند در اين سالها مردم کشورمان به فراخور حوادث بيشماري که بر آن گذشته از جمله سياسيترين مردمان در بين ديگر کشورها هستند و اين را به روشني ميتوان در انتخابات مجلس و رياست جمهوري ديد. در عين حال ميتوان بسياري را يافت که علاقهاي به سياست ندارند. برخي از عالم سياست ميترسند و اين ترس را با ضربالمثل «سياست پدرومادر ندارد» واگويه ميکنند. در طرف ديگر اخلاق قرار گرفته که ذات متفاوتي دارد. اگر برخي ميتوانند سرشان را بالا بگيرند و آشکارا بگويند که سياسي نيستند، کسي را نميتوان يافت که اقرار کند، اخلاق ندارد. اخلاق با توجه به جايگاهي که در معارف ديني دارد، همواره مورد توجه علماي دين بوده است. اگر اخلاق در کنار سياست قرار گيرد دو حالت بيشتر نميتوان متصور بود؛ يااخلاق سياست را به شکل خود در ميآورد و يا سياست اخلاق را مانند خود ميکند. آنجا که سياست اخلاقمند ميشود، زهي سعادت اما جايي که اخلاق تحت تاثير سياست قرار ميگيرد، زهي خسران! ابوالفضل بيهقي در ذکر بر دار کردن امير حسنک، توصيفي از بوسهل زوزني به دست ميدهد و شمهاي از احوال او را نقل ميکند. بيهقي مينويسد وقتي دانايان در برابر سخنان بوسهل قرار ميگرفتند پوشيده ميخنديدند و سري ميجنبانيدند. کساني که بنا به موقعيت در همسايگي اخلاق دانسته ميشوند بايد بسيار بيش از ديگران متوجه باشند که سخناني بر زبان نياورند که دانايان پوشيده بر آنها خنده زنند.
چه کسي بر آرمان ايستاده است؟
کامبيز مهديزاده، در برابر انتقادات عليرضا پناهيان در حمايت از حسن روحاني توئيت کرد: آقاي عليرضا پناهيان؛ زماني که حسن روحاني در دوران قبل از انقلاب عليه حکومت پهلوي در حال مبارزه بود، بعد از پيروزي انقلاب معاونت فرماندهي جنگ را به عهده داشت و تا امروز پاي آرمان خود ايستاده. آيا با اين سابقه، شما انقلاب را درک کردهايد يا ايشان؟ کجا بودي تا حالا؟